کارخانه داري به نام «ماکس زورين» (واکن) قصد دارد تا با جاري ساختن آب دريا در گسل سن آندرياس و ايجاد زلزله، زمينه ي نابودي سيليکان ولي کاليفرنيا را فراهم سازد. «جيمز باند» (مور) که مأموريتش جلوگيري از اقدامات «زورين» است سرانجام او را از بالاي پل گلدن گيت به رودخانه ي سن فرانسيسکو مي اندازد...
کارخانه داري به نام «ماکس زورين» (واکن) قصد دارد تا با جاري ساختن آب دريا در گسل سن آندرياس و ايجاد زلزله، زمينه ي نابودي سيليکان ولي کاليفرنيا را فراهم سازد. «جيمز باند» (مور) که مأموريتش جلوگيري از اقدامات «زورين» است سرانجام او را از بالاي پل گلدن گيت به رودخانه ي سن فرانسيسکو مي اندازد...
فیلم باندی بسیار سرگرمکننده
این فیلم باندی که بهطور تعجبآوری جدی است، شاهد آخرین حضور راجر مور در نقش 007 است — اینبار در برابر کریستوفر واکنِنی که نقش یک روانآزار را بازی میکند. یکی از قسمتهای بهتر مجموعه است؛ همه چیز دارد: اکشن، طنز، لوکیشنهای زیبا، زنان جذاب، یک شرور ترسناک، بدلکاریهای فوقالعاده، ترانهای کلاسیک و البته اسطورهی راجر مور در نقش جیمز باند. حیف...
فیلم باندی بسیار سرگرمکننده
این فیلم باندی که بهطور تعجبآوری جدی است، شاهد آخرین حضور راجر مور در نقش 007 است — اینبار در برابر کریستوفر واکنِنی که نقش یک روانآزار را بازی میکند. یکی از قسمتهای بهتر مجموعه است؛ همه چیز دارد: اکشن، طنز، لوکیشنهای زیبا، زنان جذاب، یک شرور ترسناک، بدلکاریهای فوقالعاده، ترانهای کلاسیک و البته اسطورهی راجر مور در نقش جیمز باند. حیف است که باربارا برِوکُلّی در بازسازی 2006 این همه حال و هوای کلاسیک باند را از بین برد. باند همیشه کمی شوخ و اغلب سبکسر بود و متأسفانه بازراهاندازی 2006 آن ویژگیها را کنار گذاشت و دیگر رغبت تماشای مجدد ندارد.
نه به اندازهٔ چهار فیلم قبلی، اما هنوز فیلم باندی محکمی با کریستوفر واکن، تانیا رابرتز و گریس جونز
مامور 007 (راجر مور) پس از عملیاتی در سیبری برفی، از انگلستان به پاریس و سانفرانسیسکو و سیلیکونولی سفر میکند تا یک کلاهبرداری در مسابقات اسبدوانی و نقشهٔ کارآفرینی روانی، مکس زورین (کریستوفر واکن)، را که قصد دارد با غرقکردن سیلیکونولی انحصار جهانی در صنعت ریزتراشهها ایجاد کند، بررسی کند. این آخرین فیلم مور در مجموعه هفتتاییاش بین 1973 تا 1985 است و فیلمی محکم محسوب میشود، هرچند به استثنای چهار فیلم برجستهٔ قبلی («جاسوسی که مرا دوست داشت»، «مونرِیکِر»، «فقط برای چشمان تو» و «اختاپوسی») از کیفیت همان سطح برخوردار نیست. همانطور که «فقط برای چشمان تو» افراطهای «مونرِیکِر» را تعدیل کرد، «نمایی برای کشتن» هم بعد از ماجراهای پر اکشن «اختاپوسی» مقداری مقیاس را کوچک میکند.
به همین دلیل فیلم کمی بیشتر روی درام روانشناختی، توطئه و رقابت متمرکز است. برای مثال، یک سکانس طولانی در قلعهٔ چشمگیر زورین و یک صحنهٔ مسابقهٔ اسبدوانی هست که یادآور بازی گلف کمسن و سال در «گلدفینگر» است. با وجود این جهتگیری، همچنان اکشن زیاد دارد: یک تعقیب و گریز اسکی در سیبری، قتلی و تعقیب در برج ایفل و پاریس، درگیری در یک عمارت، صحنهٔ پرتنش آسانسور آتشگرفته، تعقیب و گریز دیوانهوار خودروها در خیابانهای سانفرانسیسکو با یک ماشین آتشنشانی، درگیری گسترده در مجموعهٔ معدن زورین نزدیک گسل سانآندریاس و اوج داستان روی پل گُلدِن گِیت. در بخش زنان، تانیا رابرتز بسیار چشمنواز است و چند صحنهٔ خوب دارد. گریس جونز هم بهعنوان یک شرور قدرتمند با قوس داستانی جالب ظاهر میشود. مری ان کاترین استیوین هم در نماهای افتتاحیه یک ظاهر کوتاه اما قابلتوجه دارد. منتقدانی که به اقدامات روانی زورین در معادن انتقاد کردهاند را درک نمیکنم — شرورهای باند قرار نیست آدمهای خوشقلبی باشند؛ زورین دیوانه است و این کاری است که افراد سرمست از قدرت انجام میدهند! مدت فیلم ۲ ساعت و ۱۱ دقیقه است. نمره: B
واکن، واقعاً دلیل تماشای «نمایی برای کشتن» است
اما صادق باشیم: او تنها دلیلی است که میتوانی آرام بنشینی و فیلم را تمام کنی. دههٔ ۷۰ تا ۱۹۸۵ کاملاً گذشته بود و مور آشکارا نمایندهٔ دورهٔ هفتادی 007 بود. فضا، جو، سبکِ شوخ و حس 007 نیاز به تغییر داشت و در ۸۵ هنوز همان باندِ دههٔ ۷۰ را داشتیم. خودِ مور هم دیگر شبیه باند دوران پیری بود؛ برای نقش خیلی پیر شده بود. خیلی پیر برای آنکه قابلپذیرش بهعنوان یک فوقخِفِیه باشد؛ خیلی پیر برای این نقش و باید چند فیلم پیشتر جایگاه را واگذار میکرد. تا ۸۵ دورهٔ باندِ شوخطبع باید به پایان میرسید؛ نیاز به یک 007 جدید بود و این مور و این فیلم دیگر کارآمد نبودند.
آنها تلاش کردند این را بدترین فیلم بسازند
حداقل در بین فیلمهای باند آن را به بدترین فیلم تبدیل کردند — نه فقط کسلکننده، بدون انگیزه، بدون استراتژی، بدون الهام و بدون شوخطبعی، بلکه با بدترین عنوان ممکن («نمایی برای کشتن»؟) و بدترین ترانهٔ عنوان. ترانهای که شبیه ناخنکشیدن روی تختهسیاه است — حقیقت همین است. این بدترین آهنگ دوران دوران دوران دورِ آنهاست. شاید گفته شود هیچ خوانندهٔ مردی نباید ترانهٔ باند بخواند؛ نتیجه معمولاً فاجعهبار است، عمدتاً چون ترانهها برای محصول نوشته میشوند نه از سر الهام. حالا داستان؛ با اینکه داستان با موضوع دستکاری ژنتیکی اسبهایی با اصالت پایین شروع میشود — موضوعی که در اواخر دههٔ ۸۰ تا حدودی در دنیای واقعی نیز مطرح بود — این ایده فقط برای یک لحظه در فیلم ظاهر میشود و بعد دیگر توضیح داده نمیشود، انگار که بزرگان صنعت آن را سر و صدا خاموش کردهاند. در عین حال باند همراه با یک زن معمولی میشود و دختران جذاب همه کشته میشوند؛ گویی مسئولان فیلمسازی دریافتهاند از دههٔ ۱۹۷۰ به بعد زنان تصمیم میگیرند خانواده چه فیلمی را در سینما ببیند. کریستوفر واکن در این فیلم بهخوبی به کار گرفته نشده؛ واقعاً کار زیادی نمیکند، فقط نقش یک شرور را بازی میکند. برای هیچیک از شخصیتها انگیزهٔ قابلتوجهی ارائه نمیشود. سر و صدا و انفجار زیاده که در نهایت بیمعنی و حوصلهسربر میشود.
آخرین حضور راجر مور بهعنوان 007 ضعیفترینِ اوست
داستانی که در آن مکس زورین قصد دارد با نابودکردن سیلیکونولی صنعت میکروچیپ جهان را تحت سلطه بگیرد، اندکی از سطح باورپذیری مجموعه فراتر میبرد. در حالی که گریس جونز در نقش «می دی» چالاک و زیباست، ظرافت یا جذابیت خاصی ندارد و واکن هم نه فیلمنامه را دارد و نه کاریزما را که به این نقشِ صنعتیِ مگالومانیایی جان ببخشد. مور بهترین تلاشش را میکند و حضورهای اولیهٔ پاتریک مکنی باعث میشود کمی از سبک فیلمهای گذشته حس شود؛ اما با پیشروی داستان اینها کافی نیست — شاید تنها نکتهٔ برجسته برای من «اجرای پروانهای» دربارهٔ عکسبرداری گسترده و تبلیغات محصول باشد. دوران دوران و جان باری برای ترانهٔ عنوان گلدن گلوب گرفتند، اما برای من احتمالاً آن تنها نکتهٔ مثبت است.
این فیلم قبلاً کمطرفدارترین فیلم باند من بود، اما حالا که واقعاً آن را دوست دارم، آن جایگاه حالا به «اسپکتر» منتقل شده است.
کریستوفر واکن واقعاً این فیلم را نجات میدهد؛ موسیقی باری هم فوقالعاده است
موسیقی متن جان باری واقعاً عالی است. در نسخهٔ DVD ترانهٔ عنوان صدای بمتری دارد؛ شاید این مسئلهٔ معمولی باشد — من نسخهٔ بلوری ندارم که بدانم. دلیل اینکه تقریباً تمامی دیالوگهای تانیا رابرتز دوبلهٔ پس از ضبط شدهاند (ADR) را نمیفهمم؛ این باعث شده صدایش طوری به نظر برسد که انگار حوصلهاش سر رفته. صادقانه بگویم این فیلم نباید پای مور باشد؛ میتوانست شروع قویتری برای تیموتی دالتون باشد — تصورش را بکنید که او رو در روی واکن میرفت؛ احتمالاً نماهای کلوزآپ و شدت بیشتری داشتیم. ضمن اینکه نماهای بدلکارانه گاهی حواسپرتکن بود و حتی سعی هم نکرده بودند او را پنهان کنند. با این حال، فیلمی قابلقبول است با موسیقی عالی و ارزش سرگرمیِ نوستالژیکِ دههٔ ۸۰.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران