« جیمز باند » ( كانرى ) براى تحقیق دربارهى قتل یكى از مأموران سازمان جاسوسى انگلستان به جاماییكا فرستاده مى شود. در آن جا متوجه دخالت « دكتر نو » ( وایزمن ) مرد متنفذ و مرموز منطقه در این جریان و ارتباط او با سازمان تبهكارى بین المللى « اسپكتر » مى شود ...
« جیمز باند » ( كانرى ) براى تحقیق دربارهى قتل یكى از مأموران سازمان جاسوسى انگلستان به جاماییكا فرستاده مى شود. در آن جا متوجه دخالت « دكتر نو » ( وایزمن ) مرد متنفذ و مرموز منطقه در این جریان و ارتباط او با سازمان تبهكارى بین المللى « اسپكتر » مى شود ...
این یک مانیفست خارقالعاده است؛ نه فقط برای طولانیترین مجموعهٔ فیلمی تا به امروز، بلکه برای یک ژانر کامل. اغلب فراموش میشود که فیلم اول در کل ماجرا چقدر اهمیت دارد: انتخاب شان کانری باید کاملاً درست میبود، بازیگرهای زن باند، اکشن، اشارههای موسیقایی، صحنهٔ افتتاحیه، دنبالهٔ تیتراژ و غیره. هرچند اخیراً دنیل کریگ تا حد زیادی تماشاگران را مجذوب کرده، او بیشتر یادآور ویژگیهای...
این یک مانیفست خارقالعاده است؛ نه فقط برای طولانیترین مجموعهٔ فیلمی تا به امروز، بلکه برای یک ژانر کامل. اغلب فراموش میشود که فیلم اول در کل ماجرا چقدر اهمیت دارد: انتخاب شان کانری باید کاملاً درست میبود، بازیگرهای زن باند، اکشن، اشارههای موسیقایی، صحنهٔ افتتاحیه، دنبالهٔ تیتراژ و غیره. هرچند اخیراً دنیل کریگ تا حد زیادی تماشاگران را مجذوب کرده، او بیشتر یادآور ویژگیهای دوستداشتنی کانری است؛ با فقدان طنز و کاریزمای لازم، بهطور غیرمستقیم نشان میدهد چرا کانری (که پنج فیلم باند را ساخته بود قبل از آنکه کریگ به دنیا بیاید) از ابتدا اینقدر ضروری بود.
وقتی نسخهٔ بلوری کامل مجموعهٔ باند را تماشا کردم، هیچگاه برایم قدیمی یا کمارزش جلوه نکرد. زندهباد سر کانری — لذتی که آثار او در این سالها به من داده است قابلحساب نیست!
آمریکاییها احمقاند. من خدماتم را پیشنهاد دادم، آنها رد کردند. شرق هم رد کرد. حالا هر دو باید هزینهٔ اشتباهشان را بپردازند.
«دکتر نو» را ترنس یانگ کارگردانی کرده و ریچارد مایبام، یوهانا هاروود و برکلی مَدر فیلمنامهاش را از روی رمانِ ایان فلمینگ اقتباس کردهاند. بازیگران اصلی: شان کانری، جوزف وایزمن، اورسولا آندررس، جک لُرد و جان کیتزمیلر. موسیقی از مونتی نورمن و فیلمبرداری از تد مور است.
اینجا همهچیز آغاز شد؛ تا پیش از حضور هری پاتر، موفقترین فرنچایز سینمایی تاریخ همین مجموعه بود. نامِ جیمز باند مترادف شد با جاسوسان خوشپوش، شرورهای روانپریش، زنان زیبا، لوکیشنهای عجیب، گجتها، ماشینها و اغواگری جنسی. تا پایان ۱۹۶1 رمانهای فلمینگ حسابی محبوب شده بودند، اما تهیهکنندگان کیوبی بروکلی و هری سالتزمن با مقاومتهایی از سوی استودیوها روبهرو شدند. حتی بعد از اکران هم نظرات متناقض بود، ولی دهانبهدهان و محکومیت فیلم توسط واتیکان و کرملین باعث شد که این فیلم از شگفتیهای سالهای ۶۲/۶۳ شود. در باکسآفیس ۶۰ میلیون پوند در سراسر جهان فروخت؛ در حالی که بودجهاش تنها ۱ میلیون پوند بود.
خلاصهٔ داستان: باندِ کانری به جامائیکا پرواز میکند تا ناپدید شدن مأمور استرَنگویز (تیموتی مکسون) را بررسی کند. آنجا یک پروندهٔ قتل مطرح است و شواهد به سمت مرموزِ «دکتر نو» (وایزمن) در جزیرهٔ کرَب کوی اشاره میکنند، جایی که محلیها از آن میترسند. باند باید هشیار بماند چون موانع زیادی در راه او هست و هرکس قابلاعتماد نیست. نتیجه: آقای باند خوشتیپ و ورزیده وارد ماجرا میشود، با زنان زیبا درگیر میشود، پایش را در مسیر مرگ میگذارد، دوست پیدا میکند، دشمن میسازد و در کل یک ضدقهرمان جذاب است.
SPECTRE: مدیریت ویژه برای ضداطلاعات، تروریسم، انتقام و باجخواهی.
تغییراتی نسبت به رمان داده شده و برای گرفتن مجوز پخش و دسترسی نوجوانان به فیلم، برخی حذفها و تعدیلات لازم بود. «دکتر نو» در نهایت یک قصهٔ جاسوسی/اکشن خوشساخت است. نشانههایی از عواملی که باند را به یک فرنچایز پرفروش و محبوب تبدیل کردند حضور دارند، اما هنوز خبری از گجتها و شیرینکاریهای خندهدارِ نسخههای بعدی نیست. اینجا باند تنها با تپانچهٔ والتر PPK کالیبر 7.65، خودروی سانبیم آلباین و جسارت و زیرکیاش مجهز است.
شخصیتهایِ بعدیِ کلیدی مثل ام، فلیکس لِیتر و مانیپنی معرفی مختصری میشوند و اورسولا آندررس الگویی برای همهٔ باندگرلهای آینده قرار میگیرد. تصویربرداریِ تد مور از لوکیشن جامائیکا بسیار باشکوه است؛ چیزی که در نسخهٔ بازآراییشدهٔ DVD بیشتر به چشم میآید. کانری بسیار خونسرد و بیباک است، تم موسیقی و دایرهٔ لولهٔ تفنک (gun barrel) از همان ابتدا حاضرند، و ترنس یانگ که سه تا از چهار فیلم اول باند را کارگردانی کرده، فیلم را زمانی که داستان به تانک شعلهافکن، تعقیبوگریز با ماشینها، زد و خوردها و یک صحنهٔ درخشان تارانتولا میرسد، پویا و پرتعلیق نگه میدارد.
یک شروع قابلتوجه؛ گاهی ناپیوسته است چون دارد راه خودش را پیدا میکند، اما حتی اگر اولین فیلمِ جیمز باند نبود هم همچنان بهعنوان یک سرگرمی جاسوسی جالب پابرجا میماند. (۷.۵/۱۰)
بعد از آنکه رئیس MI6 و منشیاش در جامائیکا کشته میشوند، مأمور ۰۰۷ (شان کانری) برای تحقیق فرستاده میشود. او با یک قایقران (جان کیتزمیلر) همکاری میکند و تمرکز تحقیقات روی جزیرهای مرموز است که متعلق به یک تاجر آلمانی-چینی مرموز (جوزف وایزمن) است. جک لُرد در نقش مأمور CIA و اورسولا آندررس بهعنوان غواص صدفی حضور دارند.
مبنای فیلم رمان ایان فلمینگ از ۱۹۵۸ است و «دکتر نو» (۱۹۶۲) آغاز فرنچایز بیپایانِ جیمز باند بود و عناصر آشنای سری را دارد: تمِ گیرای جیمز باند، دایرهٔ افتتاحیه با لولهٔ تفنگ، قهرمان خوشپوش، زنان جذاب، قمارهای پرزرق و برق، لوکیشنهای خارجی، ابزارهای جاسوسی، هیجانهای اکشن، کوکتل معروف «شیکنشدنی»، و یک شرور мегالومانیاک.
گرچه این نسخه به اندازهٔ قسمتهای بعدی پر از گجتها یا اکشنهای اغراقشده نیست، اما تحقیقِ نسبتاً عادی ولی روزبهروز خطرناکِ باند در جامائیکا هرچند پیشپاافتاده، شائقکننده است و کموبیش تا لانهٔ آنتاگونیست جلو میرود. تعجبی ندارد که فیلم موفق شد و تب جاسوسی دههٔ ۶۰ را شعلهور کرد.
اَندرِس در بخش زنان برجسته است، ولی یونیس گیسون در نقش سیلویا ترینچ و زِنا مارشال در نقش میس تارو هم هرکدام بهنوعی زیبا هستند.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه است و در جامائیکا و استودیوهای پاینوود و لندن فیلمبرداری شده است. (نمره: A-)
این همان فیلمی است که همهچیز را شروع کرد، مگر نه؟ پس طبیعتاً عدهای هستند که میگویند «دکتر نو» بهترین فیلم ۰۰۷ تاریخ است... بهخاطرِ امتیازِ تاریخیاش شاید.
من هنوز هم بحث «از روسیه با عشق» در مقابل «گلدفینگر» را دوست دارم.
اما در «دکتر نو» با باندِ واقعی روبهرو هستیم: متکبر، زنباز، الکلی، سیگاری دائمی، قمارباز، حساس به برندها و قاتلی خونسرد—همان باندی که قرار بود نوشته شود. او نهاییترین باند است چون بدون تردید هرکس را بکشد و هیچ پشیمانی واقعی نشان نمیدهد.
و همهٔ کلیشهها و نقشههای غیرواقعی و اغراقآمیزی که تماشای ۰۰۷ را جذاب میکنند در کنار او قرار گرفتهاند.
«دکتر نو» شان کانری را بهعنوان یک جاسوس قهرمان معرفی میکند.
جیمز باند—۰۰۷ در میان همکارانش.
در حالی که این فیلم در مرحلهٔ فیلمهای جاسوسی باند قرار دارد، نشانههایی از فیلمهای باشکوه و اغراقآمیزِ آینده در آن دیده میشود.
لوکیشنهای عجیب بهطور کامل حضور ندارند، اما سرنخهایی از آنها هست، همانطور که زنهای زیبا و اخلاق باند در جهانی پر از نفرت هم دیده میشود.
باند میکشد تا قاتلان را متوقف کند. در خشونتش نوعی اخلاق وجود دارد.
اُرسولا آندررس بسیار چشمگیر است. شاید از میان زنان باند او داغترینِ همه نباشد، اما بهترین بلوند است. کمک میکند که بدنش تیرهرنگ شده بود، چون در آن دوران نورپردازی علیه رنگهای روشن پوست عمل میکرد.
برخلاف بسیاری از شرورهای باند، ما بهندرت «دکتر نو» را میبینیم. او بیشتر یک معماست، اما معمایی شرور که باید برای خیر بشر از میان برداشته شود.
آیا باند او را حذف خواهد کرد؟ هِم؟
این اولین حضور سینمایی جیمز باند واقعاً خوششانس بود که توانست دنبالهای بهدست آورد... شان کانری بهعنوان مأمور مخفی بریتانیایی که به جامائیکا فرستاده شده تا یک قتل مرموز را که پیامدهایی جدیتر ممکن است داشته باشد بررسی کند، شیک و جذاب است. اورسولا آندررس بهعنوان اولین «باندگرل» عالی است، اما خودِ فیلم کمی از لحاظ محتوا ضعیف است. اکشن نسبتاً کم دارد، فیلمنامه زیاد بر کنایهها تکیه میکند و «دکتر نو» تقریباً حضور زیادی ندارد — وقتی هم هست چندان ترسناک نیست. حتی آهنگ تمِ مشخصِ بعدها را هم ندارد... فیلم وقت را خوب پر میکند اما بهترینِ مجموعه نیست.
«دکتر نو» یکی از نمادینترین و بهترین فیلمهای باند است. اگر این فیلم نبود، ما «گلدفینگر»، «جاسوسی که دوستم داشت»، «کازینو رویال» یا «گلدنآی» را نداشتیم؛ این فیلم نیاز به عشق و قدردانیِ بیشتری دارد.
شروعی خوب برای یک فرنچایز طولانی: اکشنِ سرگرمکننده و اجرای بسیار شیکِ شان کانری، همراه با زیبایی خیرهکنندهٔ اورسولا آندررس در آن مایوی نمادین. بعد از سالها دیدن مجددِ فیلم، هنوز هم سرگرمکننده است، حتی اگر خودِ دکتر نو زیاد بهیادماندنی نباشد. (۳.۷۵/۵)
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران