زمانیکه به مقر فرماندهی Kingsman حمله می شود و یک تبه کار جدید شناخته میشود، Eggsy و Merlin مجبور می شوند تا با یکدیگر و آژانس های آمریکایی همکاری کنند تا دنیا را نجات دهند...
زمانیکه به مقر فرماندهی Kingsman حمله می شود و یک تبه کار جدید شناخته میشود، Eggsy و Merlin مجبور می شوند تا با یکدیگر و آژانس های آمریکایی همکاری کنند تا دنیا را نجات دهند...
این دنبالهٔ کینگزمن شاید بهصورت مطلق فیلمی وحشتناک نباشد، اما ناامیدی عظیمی است. تقریباً هر جنبهٔ لذتبخش فیلم اول یا تا سطحی ناامیدکننده پایین آورده شده یا بهصورت افراطی تا مرز مزخرفات زننده بزرگنمایی شده است. «حلقهٔ طلایی» بهطرز عجیبی هم از همهٔ عناصرش کم میگذارد و هم بیشازحد طولانی بهنظر میرسد. چند صحنهٔ درگیری خوب، کتوشلوارهای شیک و شاید یک خنده در سراسر فیلم...
این دنبالهٔ کینگزمن شاید بهصورت مطلق فیلمی وحشتناک نباشد، اما ناامیدی عظیمی است. تقریباً هر جنبهٔ لذتبخش فیلم اول یا تا سطحی ناامیدکننده پایین آورده شده یا بهصورت افراطی تا مرز مزخرفات زننده بزرگنمایی شده است. «حلقهٔ طلایی» بهطرز عجیبی هم از همهٔ عناصرش کم میگذارد و هم بیشازحد طولانی بهنظر میرسد. چند صحنهٔ درگیری خوب، کتوشلوارهای شیک و شاید یک خنده در سراسر فیلم پیدا میشود، اما به هیچوجه به فیلم اصلی حتی ذرهای وفادار نیست.
امتیاز نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، ولی بهعنوان یک کل کار نکرد.
فیلم واقعاً ابلهانه و گاه بچگانه است، اما برای من تماشای آن واقعاً جذاب و سرگرمکننده بود.
داستان با این شروع میشود که سازمان کینگزمن بهطرز فاجعهباری توسط پاپی آدامز روانرنجور زمینگیر میشود و آنچه از سازمان باقی میماند—تنها دو نفر—مجبور میشوند با همتایان آمریکاییشان همکاری کنند. اگر کینگزمن پارودی از نجیبزادهٔ محکم و خونسرد بریتانیایی است، استیتسمنها پارودیای از آقایان جنوب ایالات متحدهاند، فقط بهشکل اغراقشدهتر. شاید بخاطر ریشهٔ اروپاییام باشد، اما بهنظرم کینگزمنها خنکترند و آن حالت کشدار آمریکاییها مضحکتر جلوه میکند.
یکبار دیگر اگزی نقش اصلی را دارد، گرچه من شخصاً هری، گالاهاد اصلی، را بیشتر میپسندم؛ او کاریزماتیکتر، باوقارتر و باهوشتر است. از آنجا که روی پوسترها نقش بسته بود، چندان لو نمیکنم اگر بگویم شایعات مرگ او اغراقآمیز از آب درآمده بود که برایم خوشحالکننده بود. متأسفانه اگزی گاهی بسیار باحال است و نقش جنتلمن بریتانیایی را خوب بازی میکند و گاهی هم کاملاً ابله بهنظر میرسد.
پاپی آدامز تا حدی خوب است اما برای سلیقهٔ من بیش از حد به مرز مضحک میرسد. یک هنرمند انگلیسی هم حضور دارد—حتی با عنوان «سر»—که برای من خیلی مسخره بود. فیلم سرشار از ابزارها و گجتهایی است که اغلب با صداهای متنوع به دشمنان آسیب میزنند؛ تقریباً اشباع از گجت است، ولی من از آن لذت بردم. گاهی این سیل گجتهای باورنکردنی فیلم را تضعیف میکند، اما در اینجا عمدتاً موفق بود. برای من هری و ابزارهای فناورانه روح فیلماند.
نسبت به دوستدختر اگزی و بخش مربوط به خانوادهٔ سلطنتی سوئد احساسات متفاوتی دارم؛ آن صحنهها قابل تحمل بودند اما میشد بدونشان هم بود. کسی که صحنهٔ «شام سلطنتی» را نوشته بود بهتر بود کمی در آداب سوئد مطالعه میکرد: ضربه زدن قاشق یا چاقو به لیوان معمولاً بهمعنای آغاز سخنرانی است، نه درخواست تعویض بشقاب. خدمتکار حرفهای—و خانوادههای سلطنتی سوئد خدمتکار حرفهای دارند—نیازی به دستور گرفتن برای تعویض بشقاب ندارند.
داستان خودِ فیلم دستکم اوریجینال است اما بیش از حد در حد «قابل قبول» نمیگذارم؛ بیشتر بهعنوان بستری برای بههمبستن بدلکاریها و شوخیها عمل میکند و در این نقش موفق است. بدترین نکته این بود که گاهی با رئیسجمهور موافق میشدم؛ شاید برای بعضیها شوکهکننده باشد، اما اگر کسی احمقانه مواد خطرناک و غیرقانونی را مصرف کند، برایش دلسوزی ندارم.
اگر به جزئیات پوچ داستان و گپهای منطقی حساسید، آماده باشید که از این بابت عصبانی شوید؛ نمونههایش در فیلم کم نیست. برای من زیاد مهم نبود چون این فیلم واقعاً تریلر یا درام نیست، بلکه پارودی/کمدی جاسوسی است. با این حال، اذیتم کرد که سازمان پیشرفتهای مثل کینگزمن نتوانست با قطعهٔ تجهیزات جا گذاشتهشده در تاکسی لندن در آغاز فیلم درست برخورد کند؛ خیلی واضح بود چه اتفاقی خواهد افتاد.
در کل این فیلم سرگرمکننده و جالب بود. امیدوارم دنبالهٔ دیگری هم ساخته شود؛ شاید نسخهای ژاپنی از کینگزمن هم جالب باشد، که میتوان از کلی کلیشههای فرهنگی در آن استفاده کرد.
ترکیبی از اشتباهات آشکار و ویژگیهای قابلتوجه، در فیلمی که تماشایش سرگرمکننده است اما خیلی زود فراموش میشود.
نمیدانم نتایج گیشهٔ «کینگزمن» چطور بود، اما میتوانم حدس بزنم که موفق بوده و ادامهاش را توجیه کرده است. اینجا با دنبالهٔ منطقی داستان اول روبهرو هستیم. فیلم تلاش کرده برخی خُردیهای انتقادیِ فیلم اول را نرم کند: برخلاف قبل و بهجز چند مرگ عجیبِ بیشتر، روی جنبهٔ خانوادگی جدیتر سرمایهگذاری شده و خبری از نمایشهای افراطی خشونت گرافیک نیست. متیو وان کار نسبتاً رضایتبخشی در تعادلبخشی میان اکشن و طنز انجام داده و میزان مبارزاتِ طراحیشدهٔ درخشان و گجتهای جاسوسی افزایش یافته که به تیم فنی امکان میدرخشش داده است. موسیقی متن بد نیست و اصول فیلم اول را حفظ کرده، فیلمبرداری و طراحی لباس هم کارآمدند. تدوین خیلی خوب است و گرچه برای این ژانر فیلم نسبتاً بلندی محسوب میشود، اما این مشکل چندان حیاتی نیست.
فیلمنامه سرگرمکننده است و تماشاگر را خوب سرگرم میکند؛ اما ناچار به امتیازدهی شده است: شخصیت کالین فرث که در فیلم اول تحسین شد، دوباره زنده میشود و بخش عمدهٔ داستان در آمریکا رخ میدهد. حضور یک سازمان جاسوسی آمریکایی پنهان در یک کارخانهٔ تولید بوربن در کنتاکی اگرچه توسط فیلمنامه توجیه شده، اما بیش از همه مانورِ جذبِ گیشهٔ آن کشور بهنظر میرسد. نکتهٔ آزاردهنده این است که شخصیتهای آمریکایی کلیشهای و شبیه کابویهای سادهدلاند: زور و چابکی دارند اما از مغز و تفکر تاکتیکی تهیاند؛ همهٔ چیزهایی که یک جاسوس در زندگی یا تخیل به آن نیاز ندارد. دربارهٔ ضدقهرمان هم باید گفت که با وجود تلاش بازیگر، شکلگیری و پرداخت شخصیت ضعیف و سطحی است و در نوعی دکور بازآفرینی کیچ قرار دارد که طعم و دلیل چندانی ندارد.
کالین فرث بار دیگر اجرای بینقص و ستودنی دارد. تارون اِگرتون پختهتر و مقاومتر شده و بهخوبی نقش محوری را بر عهده میگیرد. مارک استرونگ هم عالی است؛ تا حد زیادی بهخاطر اینکه در این فیلم نقش مرکزی بیشتری دارد. جف بریجز هم برای نقش خود مناسب است. متأسفانه چند بازیگر دیگر به نقش یا متریال درستی دسترسی نداشتند و با وجود تلاششان نتیجهٔ درخشانی نداشتند؛ از جمله جولیان مور، چنینگ تیتوم و هِیلی بری—آنها خوباند و تا جایی که میتوانند کارشان را انجام میدهند، اما تلاششان بینتیجه است.
داستان از حال و هوای فیلم اول ادامه مییابد: «اگزی» (تارون اِگرتون) حالا برای تیم جدیدی از ماموران به رهبری سر مایکل گمبون («آرتور») کار میکند و با «شاهزادهخانم تیِلده» (هانا آلستروم) خوشبختانه زندگی میکند. اما یک سفر تاکسی شبانه او را دوباره با همتمرینش «چارلی» (ادوارد هالکرفت) روبهرو میکند که اکنون دستی جالب دارد—و هنوز کینهای در دل دارد. بهنظر میرسد حلقهٔ طلایی پشت ماجرا باشد، پس مسئولیت تحقیق بر دوش اگزی میافتد. فاجعهای عظیم رخ میدهد و او بههمراه «مرلین» (مارک استرونگ) راهی آمریکا میشوند، جایی که با سازمان خواهری بهنام استیتسمن روبهرو میشوند که در آن «تِکیلا» (چنینگ تیتوم) و «ویسکی» (پدرو پاسکال) زیر نظر «چمپ» (جف بریجز) کار میکنند—و یک چهرهٔ نسبتاً شگفتآور دیگر را هم ملاقات میکنند! در همین حال «میس پولی» (جولیان مور) اعلام میکند که همهٔ مواد تفریحی دنیا را آلوده به پاتوژنی کشنده کرده که اگر مواد قانونی نشوند، همه را بهطرزی دردناک خواهد کشت. آنها باید او را پیدا و نقشهٔ پیچیدهاش را قبل از انباشت اجساد خنثی کنند. این یک ماجراجویی سریعالسیر و نسبتاً سرگرمکنندهٔ پسرانه است. اِگرتون جذاب است و حضور سر التون جان و سه سگ مکانیکی مرگبار هم سرگرمکنندهاند. فیلم به خوبی فیلم اول نیست—برخی صحنههای مبارزه کمی طولانی میشوند—اما بازیگران انگار از کار لذت میبرند؛ و چه کسی از نوای جان دنور خوشش نمیآید؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران