يک ژنرال روس که دست در دست مافياي اين کشور دارد، سلاحي سري موسوم به «چشم طلايي» را از سيستم ماهواره ي نظامي روسيه مي دزدد. ربايندگان «چشم طلايي» با استفاده از توانايي هاي اين ابزار سعي در گرفتن باجي کلان از جهانيان را دارند، تا اين که «جيمز باند» (برازنان) به مصاف شان فرستاده مي شود...
يک ژنرال روس که دست در دست مافياي اين کشور دارد، سلاحي سري موسوم به «چشم طلايي» را از سيستم ماهواره ي نظامي روسيه مي دزدد. ربايندگان «چشم طلايي» با استفاده از توانايي هاي اين ابزار سعي در گرفتن باجي کلان از جهانيان را دارند، تا اين که «جيمز باند» (برازنان) به مصاف شان فرستاده مي شود...
نسخهای محکم و موفق از مجموعه که پیرس برازنان را به شکلی درخشان معرفی میکند — برای من شخصاً برازنان بهترین جیمز باند است. داستان نسبتاً کمرمق است، اما حضور شان بین بهعنوان آنتاگونیست مخوف و فامکه یانسن در نقش یک قاتل بیرحم و جذاب به فیلم جان میدهد. (امتیاز: 4.0/5)
این قسمت که در روسیه میگذرد و نقطهٔ شروع دوران برازنان در مجموعه است، دربارهٔ...
نسخهای محکم و موفق از مجموعه که پیرس برازنان را به شکلی درخشان معرفی میکند — برای من شخصاً برازنان بهترین جیمز باند است. داستان نسبتاً کمرمق است، اما حضور شان بین بهعنوان آنتاگونیست مخوف و فامکه یانسن در نقش یک قاتل بیرحم و جذاب به فیلم جان میدهد. (امتیاز: 4.0/5)
این قسمت که در روسیه میگذرد و نقطهٔ شروع دوران برازنان در مجموعه است، دربارهٔ سرقت سلاحی فضایی مبتنی بر پالس الکترومغناطیسی است که یک مرکز راداری در سیبری را نابود میکند و تنها یک بازمانده برجای میگذارد (ایزابلا اسکوروپکو). در کنار برازنان، شان بین نقش مأموری از امآی۶ را دارد، فامکه یانسن قاتلی بیرحم است، گاتفرید جان فرماندهٔ روس و جو دان بیکر رابط سیا در سنپترزبورگ است و جودی دنچ برای اولینبار نقش «ام» را ایفا میکند. برازنان در این نقش خوب ظاهر میشود؛ هرچند برخی او را فقط «پسر خوشقیافه» مینامند، اما او باندی مقتدر و کارآمد است. فیلم پر از سکانسهای اکشن قابلتوجه است: آغاز در سد روسیه، تعقیبوخیز در موناکو، سرقت هلیکوپتر در مونتکارلو، تعقیب با تانک در سنپترزبورگ و پایان پرهیجان در جنگلهای کوبا. اسکوروپکو جذاب و دلنشین است و فامکه یانسن در نقش ضدقهرمان یکی از بیرحمترین شخصیتها در تاریخ مجموعه است. مدت فیلم حدود دو ساعت و نه دقیقه است و لوکیشنهای مختلفی از سوئیس و مونتکارلو تا سنپترزبورگ و پورتوریکو دارد. (نمره: B)
برای من، «گلدنآی» استاندارد طلایی فیلمهای جاسوسی و فیلمهای باند است. این فیلم بعد از سالها فضایی طنزآمیز و کماثر در مجموعه، اکشن زمخت، بدلکاریهای خیرهکننده، دختران باند توانمند و بازیگری برجسته را به باند بازگرداند و شخصیت را به جایگاه افسانهایاش برگرداند. باندِ برازنان با دقت و خشونتِ لازم، مغزهای جنایی را شکست میدهد و همزمان میتواند جذاب و مؤثر در روابطش باشد. خیانت 006 و تبدیل او به آینهٔ شرورِ 007 دشمنی عمیقتری ایجاد میکند و دختران باند دیگر صرفاً بیدفاع نیستند، بلکه شریکان کارآمد یا دشمنان ماهری هستند. سکانسهای اکشن، از راندن تانک در خیابانهای شلوغ سنپترزبورگ تا آویزان شدن صدها پایی در کوستا ریکا و جامپ بیس شگفتانگیز افتتاحیه، هنوز هم تأثیرگذاریشان را دارند. همچنین این فیلم اولین حضور جودی دنچ در نقش «ام» را نشان میدهد. «گلدنآی» جوهرهٔ باند در بهترین حالتش است.
دیدن بازگشت باند روی پرده برایم لحظهٔ خوشایندی بود — درست وقتی که گواهینامه رانندگیام را گرفتم و اولین باری بود که خودم رانندگی کرده و به سینما رفتم. فضای تبلیغاتی پیش از اکران دربارهٔ اینکه حالا با فروپاشی شوروی چه کسی میتواند نقش ضدقهرمان را ایفا کند، جالب بود؛ اما فیلم برای کسانی که از هیجان بازگشت باند خسته شده بودند، لذتبخش بود. تِنا ترنر یکی از آهنگهای خوب مجموعه را اجرا کرد و برازنان نمایش قابلتوجهی داشت. سکانس تعقیب تانک بهتنهایی ارزش دیدن دارد و حضور 006 هم جذاب است. در مجموع فیلمی شایسته و دلنشین است که بیشتر از همه بهخاطر بازگشت باند و بازگرداندن لذت به مجموعه محبوب شده است.
از سوی دیگر، بعضیها معتقدند قصه پیشپاافتاده و قابلپیشبینی است: فیلم با قهرمانی که همراه همکارش عمل میکند و ظاهراً همکار کشته میشود شروع میشود، اما خیلی زود مشخص است که او درواقع آنتاگونیست است؛ این چیز تازهای نیست. فیلم عمدتاً با روسها سروکار دارد و هر شخصیت روس خوب خیلی زود در مسیر مرگ قرار میگیرد. تنها نکتهٔ مثبتِ نسبتاً کوچک، طنز تلخی است که در پایان با حضور یک کارشناس کامپیوتر وجود دارد. بهجز آن، فیلم تا حدی در چارچوب فرمولهای هالیوودی تکراری و اغلب خودبزرگبینانه حرکت میکند.
در نگاه انتقادیتر، «گلدنآی» با شروعی امیدوارکننده که درگیری دوگانهٔ برازنان و شان بین را نشان میدهد و سپس یک ژنرال سرکش که کنترل ماهوارهٔ مرگبار را بهدست میگیرد، آغاز میشود — و همهٔ اینها قبل از آن است که تِنا ترنر سرود اصلی را بخواند. بعد از آن، متأسفانه فیلم به یک درام عملیاتی با لحنی پروسیژورال و فیلمنامهای نسبتاً متوسط تنزل میکند و برخی بازیها در سطح B بهنظر میرسد. پیچش داستانی از مدارِ ماهواره تا حد زیادی قابلپیشبینی است؛ کاراکتر جو دان بیکر (ویِید) شوخطبع است، روابی کالترین در نقش گانگستر روسی و آلن کامینگ در نقش گریکشنکو هر یک نقاط ضعفی دارند، و جودی دنچ بیشتر در لندن میماند تا از خطر دور باشد. فامکه یانسن در نقش زنی اغلب اغراقآمیز و چندان متقاعدکننده نیست و برای برخی تماشاگران جذابیت فیلم کاهش مییابد. بازسازی و نوآوری در این فرنچایز سخت است و این نسخه در تلاش برای نوآوری گاهی شکست میخورد، اما همچنان برای بسیاری از طرفداران جذاب است.
در نهایت، «گلدنآی» برای بسیاری از طرفداران یکی از آثار محبوب مجموعه است و تا آستانهٔ قرار گرفتن در فهرست پنج فیلم برتر باند پیش میرود؛ فیلمی که بازگشت موفقیتآمیز شخصیت به صحنهٔ سینما، اکشنهای بهیادماندنی و معرفی برازنان را با خود آورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران