یک نظامی شورشی و نیمه دیوانه ی روسی به نام «ژنرال اورلوف» (برکوف) که نقشه ی آغاز جنگ جهانی سوم را در سر می پروراند، هدفش منفجر کردن بمبی اتمی در یک پایگاه هوایی آمریکا در آلمان غربی و زمینه سازی برای آغاز جنگ است. «جیمز باند» (مور) نیز برای خنثی ساختن این توطئه وارد عمل می شود...
یک نظامی شورشی و نیمه دیوانه ی روسی به نام «ژنرال اورلوف» (برکوف) که نقشه ی آغاز جنگ جهانی سوم را در سر می پروراند، هدفش منفجر کردن بمبی اتمی در یک پایگاه هوایی آمریکا در آلمان غربی و زمینه سازی برای آغاز جنگ است. «جیمز باند» (مور) نیز برای خنثی ساختن این توطئه وارد عمل می شود...
یکی از بهترینهای سری جیمز باند
فراموش کنید آش و لاشهای گرفته و بیروح دوران دنیل کریگ — «اِکتوپاسی» همان چیزی است که یک فیلم جیمز باند باید باشد: سرگرمکننده! فرانچایز از قدیم همواره اغراقآمیز بوده — یادمان هست شان کانری در «گلدفینگر» با کلاه پلاستیکی شبیه مرغ دریایی چه صحنهای ساخت — و «اِکتوپاسی» هم آن ویژگیهای نامعقول را ادامه میدهد، این بار با راجر...
یکی از بهترینهای سری جیمز باند
فراموش کنید آش و لاشهای گرفته و بیروح دوران دنیل کریگ — «اِکتوپاسی» همان چیزی است که یک فیلم جیمز باند باید باشد: سرگرمکننده! فرانچایز از قدیم همواره اغراقآمیز بوده — یادمان هست شان کانری در «گلدفینگر» با کلاه پلاستیکی شبیه مرغ دریایی چه صحنهای ساخت — و «اِکتوپاسی» هم آن ویژگیهای نامعقول را ادامه میدهد، این بار با راجر مور.
در این فیلم 007 در تعقیب یک حلقه قاچاق است و همزمان تلاش میکند جلوی یک ژنرال دیوانهٔ روسی را (با اجرای درخشان استیون برکوف) بگیرد که قصد دارد جنگ جهانی سوم را آغاز کند.
فیلم از نظر تصویری بسیار زیباست و از لوکیشنهای هند بیشترین بهره را میبرد. بدلکاریهای عالی دارد — از جمله پایانی روی بدنهٔ یک هواپیما — جان باری هم موسیقی متن غنی و دلپذیری فراهم کرده؛ طنز فراوان و البته تنش قابل توجهی هم در فیلم وجود دارد — صحنهٔ خنثیسازی سلاح هستهای در یک چادر سیرک بسیار مؤثر است. فیلم نسبتاً خشنی است — در صحنهای میبینیم که راجر مور با 007 گلوی یک سرباز جوان روسی را هدف قرار میدهد.
بهراستی شوکهکننده!
اگر تا این لحظه متوجه شدهاید که من این فیلم را خیلی دوست دارم، حرف زیادی برای گفتن نمانده. فیلم باندِ عالیای است.
راجر مور، ایندیانا جونز، هند، آلمان، سیرکها، روسها، قطارها، بمبهای زمانی و زنها
دورهٔ بازی راجر مور در نقش جیمز باند 12 سال طول کشید (1973 تا 1985). مور وقتی اولینبار نقش را بر عهده گرفت 45 ساله و هنگام ترک این نقش 57 ساله بود. هفت فیلم او عبارتاند از:
Live and Let Die (1973)، The Man with the Golden Gun (1974)، The Spy Who Loved Me (1977)، Moonraker (1979)، For Your Eyes Only (1981)، Octopussy (1983) و A View to a Kill (1985).
همهٔ این هفت فیلم در گیشه بسیار محبوب بودند و همین explains اینکه هر دو سال یک فیلم تولید میکردند.
بسیاری از طرفداران باند بهطور عجیبی نگاه خوبی به دورهٔ مور ندارند — شاید به این خاطر که طنزهای بیش از حد درون فیلمهایش هست — اما بهنظر من آثار مور از نظر سرگرمکنندگی یکنواختتر و قابلاطمینانترند. هیچ فیلم افتضاحی در بینشان نیست؛ حتی فیلمی که بسیار مورد انتقاد قرار گرفته («مونرِیکِر») هم در نوع خود فوقالعاده است. آثار کانری کمی جدیتر بودند و شان بهخوبی نقش را شکل داد، اما من از دورهٔ مور بیشتر لذت میبرم و فیلمهایش برای بارها تماشا کردن ارزش دارند.
برخی میگویند که هنگام ساخت «اِکتوپاسی» مور دیگر از حدش گذشته بود، اما من این را نمیبینم. ممکن است هنگام فیلمبرداری «اِکتوپاسی» 54 ساله بوده و در «A View to a Kill» 56؛ اما این مسئله اهمیتی نداشت. مور همیشه بهعنوان جیمز باند قابلپذیرش و متقاعدکننده بهنظر میرسید، فارغ از سنش.
در مورد داستان، واقعا لازم نیست وارد جزئیات پیچیدهٔ «اِکتوپاسی» شویم؛ هر فیلم باند معمولاً یک شرور اصلی و چند دستیار دارد که قصد ایجاد خرابی عظیم را دارند؛ باند بارها از مرگ جان سالم به در میبرد و در مسیر خود با زنان زیبا و لوکیشنهای دور و دراز روبهرو میشود تا نقشهٔ شرورها را کشف و متوقف کند.
«اِکتوپاسی» در لوکیشنهای واقعی هند، آلمان شرقی و انگلستان فیلمبرداری شده و صحنههای هوایی پایانی در یوتا ضبط شدهاند؛ این مکانها مثل همیشه تماشاییاند. سیرکها، دلقکها، قطارها، نظامیان روسی دیوانه و بمبهای در شرف انفجار هم در فیلم حضور دارند.
یکی از ویژگیهای متمایز «اِکتوپاسی» این است که بیش از هر قسمت دیگری طعمی شبیه ایندیانا جونز دارد، که منطقی است چون ایندیانا جونز آن زمان فوقالعاده محبوب بود (Raiders of the Lost Ark دو سال قبل آمده بود و The Temple of Doom یک سال بعد از «اِکتوپاسی»).
زنان باند در این فیلم شامل ماده آدامز (سوئدی، که قبلاً در The Man with the Golden Gun حضور داشته) و کریستینا ویربورن هستند. شخصاً مادهٔ بلندقد را چندان جذاب نیافتم، اما کریستینا جذابیتی عجیب دارد (گرچه شاید کمی وزن اضافه کند). شخصیتهای زن فرعی دیگری هم هست مثل میج، دختر کوتاهقد موخرم و زیباروی هندی که در صحنهٔ افتتاح به باند کمک میکند، بهعلاوه چند زن دیگر در سیرک.
یا فیلمهای جیمز باند را دوست دارید یا نه. یا راجر مور را بهعنوان باند میپسندید یا نه. این فیلمها معمولاً فیلمهای عمیقی نیستند؛ نکات حکمتآمیز زیادی از آنها استخراج نمیشود. آنها در اصل فیلمهای ماجراجویی سرگرمکننده با روکش سیاسیاند، پر از لوکیشنهای عجیب و زنان زیبا. هدفشان سرگرمکردن است، نه روشنفکری. فرار از واقعیت و ماجراجویی صرف.
The Spy Who Loved Me معمولاً بهترین اثر دورهٔ مور محسوب میشود و من هم موافقم که فیلمِ خوبی است، اما «اِکتوپاسی» نیز جایگاه بالایی دارد و میتوان گفت یکی از بهترینهاست. همانطور که اغلب آثار مور، «اِکتوپاسی» هم کمی طنز آبکی دارد، اما در اصل داستان جدیتری دارد. حالت ایندیانا جونزی در آن دیده میشود و شامل هند، آلمان، نظامیان روسی دسیسهگر و شاهزادگان افغان، زنان زیبا، سکانسهای اکشن شگفتانگیز، سیرکها، دلقکها، بمبهای زمان و قطارهاست. چه چیز بیشتری از یک فیلم باند میخواهید؟
مدت: 2 ساعت و 10 دقیقه.
نمره: A−
من با مور بهعنوان باند مشکلی ندارم؛ او بیشک بهترین من نیست و زیاد طرفدار مسخرهبازیها نیستم، اما چند فیلم 007 از او در فهرست دهتایی من جای میگرفتند و...
... این یکی جزو آنها نیست.
یک جملهای که میخواهم دربارهٔ این فیلم بنویسم این است: «باورنکردنیترین حدِ بد بودن.» نه مثل «مونرِیکِر» که برای یک فیلم 007 خیلی گزاف و اغراقآمیز است، بلکه صرفاً وحشتناک و بد.
مور در این زمان کمی برای بازی در نقش 007 پیر شده بود. او شبیه «پدربزرگ 007» بهنظر میرسید و این برای انجام بدلکاریها مطلوب نیست (از لیام نیسون بپرسید)، و چنین وضعی باورپذیری را کم میکند.
داستان هم ترکیبی از چیزهایی است که قبلاً خیلی دیدهایم؛ عناصر چند فیلم 007 را گرفته، کنار هم چیده و امیدوار شدهاند کسی متوجه نشود.
تا «اِکتوپاسی» طنز دوران مور داشت کمی کهنه میشد، بهویژه پس از فیلمهایی مثل The Spy Who Loved Me و For Your Eyes Only که این جنبه را کمتر برجسته کرده بودند و باعث خلق فیلمهایی واقعاً خوب در سری شدند.
شاید آخرین از فیلمهای بزرگ 007 باشد
این فیلم همه چیز را دارد. شروعی نمایشی با حضور یک دلقک که از دو دوقلوی پرتابکننده چاقو فرار میکند — خب، آن دلقک که 007 نیست، پس میدانید سرنوشتش چه میشود. شروعی عالی برای یک داستان نمایشی عالی.
داستان کمی عجیب است. نوعی جواهر هست که در واقع چیز مهمتری را پنهان میکند، و ماجرایش به یک ژنرال روسی خونخوار و یک شرور کلاسیک بازیشده توسط لویی جوردن مربوط میشود.
طنز در این فیلم خوب کار شده و جوردن نقشهای زیادی برای درخشیدن دارد، همانطور که مور هم از دیالوگها استفاده میکند.
مناظر زیبا، زنان جذاب، شوخطبعی دلنشین، اکشن درخشان — چه کسی از این چیزها خوشش نمیآید؟
شاید داستان میتوانست منطقیتر باشد، اما نمایشها فیلم را جلو میبرند.
این بهترین تجربهٔ راجر مور در نقش 007 برای من است
داستانی ماجراجویانه و محکم با لوئی ژوردان در نقش بیرحم و مکار «کمال خان» و ماده آدامز در نقش «اِکتوپاسی» که همانقدر بیرحم ولی بسیار جذابتر است؛ هر دو درگیر قاچاق جواهرات سطح بالا هستند تا به شوروی کمک مالی کنند برای حملهٔ هستهای به ناتو بهدست ژنرال سرگردانِ استیون برکوف («ژنرال اورلوف»). اکشن روان و سریع پیش میرود و حضورهای کوتاه اما جالبی از ویجای امرِیتراج و آلبرت موزِس وجود دارد که نقش نوعی «آددجاب» مرگبار را با توربان بازی میکنند. البته شوخیهای جنسی فراواناند، اما انسجام داستانی بهتر از بسیاری دیگر از قسمتهاست؛ کمتر به کنایههای رک و توهینآمیز پرداخته شده و در زیر پوستهٔ سنتی «جیمز باند» یک تریلر قابلقبول نهفته است که تا حد زیادی مدیون اجراهای قوی و کاراکترپردازی خوب در بین چهار آدم بد فیلم و یک فیلمنامهٔ مناسب برای مور است تا با آن حالت چشمکآمیزش بازی کند. ترانهٔ اصلیِ دستکم گرفتهشدهای از ریتا کولیج (با اثر جان بری و تیم رایس)، کمی عکاسی هوایی خوب در آغاز و لوکیشنهای درخشان نیز به قوت فیلم میافزایند.
شاید کمارزشترین فیلم باند نباشد
«اِکتوپاسی» احتمالاً یکی از کمقدردانشدهترین فیلمهای باند است. علیرغم شهرتی که دارد، من این فیلم را هنوز دوست دارم و از دیدنش لذت میبرم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران