نامزد دریافت ۲ جایزه اسکار — ۲۲ جایزه و در مجموع ۵۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2320
Menage à Quatre
شاید از فیلم Closer بهخاطر شخصیتهای معیوب و روابط محکوم به شکستشان خوشتان بیاید. من اما از آن بهخاطر «مربعوار» بودنش خوشم میآید. ترکیبهای مختلف عشق و دوستی، تحقیر و کینه میان دو مرد و دو زن عملاً هندسیاند. مثلث عشقی معمول سه شخصیت را درگیر میکند، اما اگر یک شخصیت دیگر هم وارد کنیم چه میشود؟ با چهار نفر چند مثلث میتوان...
Menage à Quatre
شاید از فیلم Closer بهخاطر شخصیتهای معیوب و روابط محکوم به شکستشان خوشتان بیاید. من اما از آن بهخاطر «مربعوار» بودنش خوشم میآید. ترکیبهای مختلف عشق و دوستی، تحقیر و کینه میان دو مرد و دو زن عملاً هندسیاند. مثلث عشقی معمول سه شخصیت را درگیر میکند، اما اگر یک شخصیت دیگر هم وارد کنیم چه میشود؟ با چهار نفر چند مثلث میتوان ساخت؟ چهار تا. و Closer همهٔ آنها را بهخوبی پوشش میدهد. دفعهٔ بعد که فیلم را دیدید، یک مربع روی کاغذ بکشید و هر شخصیت را در یک گوشه قرار دهید؛ سپس هر پیوند و مثلث را هر بار که رخ میدهد به هم وصل کنید — از جولیا–جود–ناتالی شروع کنید. جود عاشق ناتالی میشود و او را به جولیا معرفی میکند که با دوربینش رابطهٔ صمیمیای با او برقرار میکند. مثلث جود–کلیو–جولیا خیلی زیرکانه است: کلیو وقتی وارد میشود که جود با تظاهر به جولیا او را در چت روم فریب میدهد و قرار ملاقات را در آکواریوم میگذارد. وقتی فیلمنامه یا نمایشنامهای خیلی به فرمول پایبند باشد، معمولاً تخت و قابل پیشبینی از آب درمیآید؛ اما Closer اینطور نیست. شبکهٔ چهارضلعی مجبور میکند هر شخصیت همهٔ مسیرها را طی کند، هر پیوند ممکن را تجربه کند و هر گره را تا حدِ ممکن جلو ببرد.
داستان: «دن» (جود لا) که نویسنده است، شبهایش را — وقتی با دوستدختر آمریکاییاش «آلیس» (ناتالی پورتمن) نیست — با اذیت کردن مردان در سایتهای چت جنسی میگذراند. یک شب او به دکتر «لری» (کلیو اون) قول میدهد در آکواریوم با «آنا» ملاقات کند. پزشک مشتاق سر قرار میآید، اما درمییابد که در این بین «دن» از سر انتقام، «آنا»ی واقعی (جولیا رابرتز)، معشوقهٔ پارهوقت و عکاسش، را بیخبر به ملاقات او فرستاده است. نگاههای شرمگین و آهها؛ «لری» احساس احمقبودن میکند اما شاید «آنا» که ظاهراً سرد و بیاعتناست، علاقهمند باشد؟ آنچه رخ میدهد تا حدی خوشساخت و تا حدی اغراقشده است: یک منِیژ-اَ-کاتر ناخواسته شکل میگیرد، کمکم صمیمی میشود، سپس عاشقانه و در ادامه سمی و دستکاریگر. آیا هیچیک از این آدمها سرنوشت دارند که با دیگری به خوشبختی برسند؟ صادقانه بگویم، آیا لایقشاند و اصلاً برایمان مهم است؟
کلیو اون را همیشه تا حدی چوبی دیدهام، اما اینجا — بهخصوص در کنار پورتمنِ در بهترین فرمش — کمی توانایی بازیگرانه نشان میدهد. شخصیت او برای من از بین چهار نفر بدتر و ناپسندتر بود. پورتمن ستارهٔ نمایش است؛ بازی او از هیجانآور به درمانده بهسرعت و با جذابیتی قانعکننده نوسان میکند. نوشته گاهی تلخی دارد و طرحهای درهمتنیدهاش با ریتم خوبی پیش میروند؛ داستان آدمهای دوستنداشتنی را سریع روایت میکند. فکر میکنم این قصه روی صحنه هم خوب کار کند، چون شدت شخصیتها زیاد است، اما روی پرده هم ارزش تماشا دارد — حتی اگر همهاش تصویری نسبتاً تیره از رفتار انسانی باشد.
«چه چیزی در حقیقت اینقدر عالی است؟ یک بار دروغ گفتن را هم امتحان کن، این ارزِ جهان است.»
آدمهای ناخوشایند: فیلم! باورم نمیشد هنوز آن را ندیدهباشم و حالا که دیدم دو فکر دارم: اول اینکه این چهار نفر نقشهایشان را واقعاً خوب بازی کردند و دوم... تا پایان هیچگونه دلسوزی یا همدردی نسبت بهشان احساس نکردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران