«جودی» فیلمی است که میراث جودی گارلند را جشن میگیرد؛ هرچند روایتِ فیلم تا حدی کلیشهای است، اجرای واقعاً شگفتانگیز رنی زلوگر شما را وارد گوشههای پشتصحنه زندگی یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود میکند.
زلوگر در این بیوپیک ساده به یاد میآورد چگونه بازی کند و یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهایاش—بهترين کار از زمان «کوه سرد» (2003)—را ارائه میدهد. اما با وجود نیتِ خیر فیلم،...
«جودی» فیلمی است که میراث جودی گارلند را جشن میگیرد؛ هرچند روایتِ فیلم تا حدی کلیشهای است، اجرای واقعاً شگفتانگیز رنی زلوگر شما را وارد گوشههای پشتصحنه زندگی یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود میکند.
زلوگر در این بیوپیک ساده به یاد میآورد چگونه بازی کند و یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهایاش—بهترين کار از زمان «کوه سرد» (2003)—را ارائه میدهد. اما با وجود نیتِ خیر فیلم، بهسختی میتوان از این احساس رهایی یافت که فیلم بیشتر شبیه وسیلهای است برای نامزدیهای جوایز فصل بعدی تا اینکه چیز جذابتر و تازهای درباره جودی گارلند بگوید.
فیلم با تصویری سمبلیک از جودی که با سه بار به هم زدن پاشنهاش ما را به دنیایی از اندوه و خودویرانگری میبرد، آغاز میشود: جودی گارلندِ بیگناه، شکننده و بااستعداد که خیلی زود ستاره شد؛ صدایی آسمانی و دختر طلاییِ استودیو امجیام. اما پشت تولیدات باشکوه و آن لبخند بیعیب و نقص، فشاری بیچونوچرای وجود داشت. او به مارینتِ انعطافپذیری تبدیل شده بود که بازیگردانیِ هالیوود او را در دست داشت؛ محصولی برای مدیران بیرحم؛ فردی که هویت و ارزش انسانیاش قربانی خواستهای ستارگان بالادستی شد، طعمهٔ گرسنگی، قرصخواری و کارِ بیشازحد. دوران کودکی سرکوبشده و شهرت زودرس، گارلند را به سمت اعتیاد به الکل و مواد مخدر سوق داد؛ «جاده آجری زرد» آنقدرها هم طلایی نبود.
روپرت گولد در این بیوپیک (که تا حدودی از نمایشنامهٔ برادوی اقتباس شده) بخشهایی از دوران پایانی حرفهٔ او را روایت میکند: زمانی که بهخاطر ناپایداریاش در ایالات متحده مجبور به اجرای تورِ فروشتمامبلیت در لندن میشود و وضعیتِ از کارافتادهاش نتیجهٔ سوءمصرف مواد است. فیلم در برخی جنبهها سطحی میماند و بیشتر شبیه مقالهای بیوگرافیک است تا یک پرداخت عاطفی عمیق از شخصیت؛ با این حال فیلمنامهٔ تام اِج بهخوبی خطرات شهرت در سنین آسیبپذیر را نشان میدهد: ناتوانی در داشتن صدا و محق بودن در برابر مدیران استودیویی که او را داراییای میدانند نه یک انسان.
این فیلم تا حد زیادی یک بیوپیک معمولی بهشمار میآید و ترکیب نور و تاریکیِ گولد یادآورِ حالوهوِ ملانکولیکِ «هفتهام با مارلین» است. تصاویر کوتاه از طرفدارانی که شیفتگیشان را نسبت به بتشان اعلام میکنند، ستاره را بیش از پیش تقویت میکند؛ آن جستوجوی شادِ توجیهپذیری. اما اندوه هرگز محو نمیشود. لحن دائم یأسِ گولد، هرچند گهگاه به ملودرامای زائد میزند، اما تمرکز بر اثرِ گارلند را حفظ میکند. چیزی تراژیکتر از دیدنِ خودویرانگری یک انسان نیست و گولد بهندرت ما را از این محور اصلی منحرف میکند.
همهٔ چیز به اجرای مرکزی برمیگردد: بازیگری که در هر سکانس حاضر است و جانش را در نقش میگذارد. زلوگر واقعاً تبدیل به گارلند شده است؛ از همان لحظهٔ عنوانبندی ابتدایی شگفتانگیز است. اگر برای اجرای او جوایزی در نظر نگیرند، تعجب خواهم کرد—این نهتنها بهترین کار حرفهای اوست بلکه یکی از بهترین اجراهای سال است: ظرایف، صدا و حرکات غیرقابلپیشبینیِ بدن. بهندرت پیش میآید نمایی باعث شود هویت بازیگر برای بیننده محو شود؛ در اجرای پایانی «Over the Rainbow» چشمها، مرطوب میشوند: دیگر زلوگر را نمیبینی، بلکه خودِ جودی را میبینی. این تجربهای پاککننده و بهنوعی بازتولد است. گولد شجاعانه بسیاری از اجراها را تا حد زیادی در قالب سکانسهای تکپلان فیلمبرداری کرده که باید بابت سلامتِ هنری مورد تحسین قرار گیرد؛ با این حال همین روش آشکارسازی لبهمآهنگیِ موزیک را بیش از حد برجسته میکند و گاهی از غوطهوری تماشاگر در فیلم میکاهد—نه بهخاطر اجرای درخشان زلوگر.
جسی باکلی نیز شایستهٔ تحسین است؛ اجرای شفاف و ظریف او در مقابل آشوب گارلند قابلتوجه است. مایکل گمبون و روفوس سوِل کمتر فرصت درخشش دارند که البته با توجه به تمرکز کامل فیلم روی زلوگر قابلدرک است.
نمیتوان نقشِ او را نادیده گرفت؛ بدون زلوگر فیلم کار نمیکرد. این نخستینبار است که گارلند با این میزان دلسوزی به تصویر کشیده میشود؛ فیلمی کوچکمقیاس، چشمگیر نیست و پرزرقوبرق هم نیست، اما راستگو و صادق است. گارلند احتمالاً از این تصویر رضایت داشت و ما هرگز او را فراموش نخواهیم کرد—فقط همراه داشتن یک بسته دستمال توصیه میشود.
با این حال برخی منتقدان فیلمنامه را کاملاً ضعیف میدانند و معتقدند فیلم در هر فرصتِ ممکن راهِ خستهکننده، کلیشهای و از پیشتکراری را انتخاب میکند. یکی از بررسیها به فیلم امتیاز نهایی دو ستاره داده و نوشته است هرچند نکاتی برای جذب او داشت، اما محصول نهایی ضعیف است.
در مجموع: فیلم بهواسطهٔ اجرای برجستهٔ رنی زلوگر ارزش دیدن دارد، اما از نظر فیلمنامه و پرداختِ عمیق به زندگی جودی گارلند گاه سطحی و گاه شبیه تلاشی برای جلب توجه جوایز به نظر میرسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران