داستان فیلم در مورد جراح ماهری است که یک نوجوان آشفته و رنجکشیده را زیر پر و بال خود میگیرد تا اینکه پسر میکوشد او را وارد خانواده بههمریختهاش کند.
داستان فیلم در مورد جراح ماهری است که یک نوجوان آشفته و رنجکشیده را زیر پر و بال خود میگیرد تا اینکه پسر میکوشد او را وارد خانواده بههمریختهاش کند.
واکنش فوری من به محض پایان فیلم این بود: «شاهکار.» یورگوس لانتیموس با این فیلم دوباره به جنونِ سطحِ Dogtooth برگشته و از این بابت خیلی خوشحالم. The Lobster را سال ۲۰۱۶ خیلی دوست داشتم، اما چیزی در ناامیدیِ این فیلم بیشتر جذبم کرد — عجیب است، میدانم. آثار لانتیموس معمولاً شخصیتهایی را نشان میدهد که در موقعیتهای بنبست گیر افتادهاند؛ آنها مجبور به انتخاباند...
واکنش فوری من به محض پایان فیلم این بود: «شاهکار.» یورگوس لانتیموس با این فیلم دوباره به جنونِ سطحِ Dogtooth برگشته و از این بابت خیلی خوشحالم. The Lobster را سال ۲۰۱۶ خیلی دوست داشتم، اما چیزی در ناامیدیِ این فیلم بیشتر جذبم کرد — عجیب است، میدانم. آثار لانتیموس معمولاً شخصیتهایی را نشان میدهد که در موقعیتهای بنبست گیر افتادهاند؛ آنها مجبور به انتخاباند اما نتیجهٔ گزینهها بد و بدتر است. داستانی دلگیر و فیلمی پیوسته ناآرامکننده است، اما دقیقاً همان چیزی است که از این استاد یونانی انتظار دارم و میخواهم.
The Killing of a Sacred Deer تراژدیای حومهایِ یونانی است که از ایفیژِنیا در آئولیسِ اوریپید الهام میگیرد — حتی در یک صحنه کلیدی به این عنوان اشاره میشود — و همزمان آنطور که تصور میکنید رخ میدهد و با شوکها و اصالتهای جالبی که دارد، مخاطب را غافلگیر میکند. لانتیموس و همکار نویسندهاش افثیمیس فیلیپو ممکن است بهترین تیم نویسندگیِ فعلیِ مورد علاقهام باشند — تاکنون ناامیدم نکردهاند.
بازیگران در این فیلم فوقالعادهاند؛ نیکل کیدمن و کالین فارل در اوجاند و دیالوگهای عجیب لانتیموس و فیلیپو را بهطرز قابل توجهی زنده میکنند — هرچند زندگیای بسیار، بسیار غریب. فارل که قبلاً در The Lobster با لانتیموس همکاری کرده بود، در یک نشست پرسش و پاسخ بعد از نمایش از کارگردان بسیار تمجید کرد و حتی اشاره کرد که برای همکاریهای بعدی برنامه دارند. رابطهٔ او با کارگردان کمکم به یک شراکتِ الهامبخش تبدیل میشود. تماشاگرانی که همراه من بودند سخت با فیلم کنار آمدند — در طول نمایش صدای شوک و ناخوشایندی به گوش میرسید و تشویقِ پایان فیلم خیلی کمرمق بود. بهنظرم مردم واقعاً از این فیلم شوکه شدند و همین مرا خوشحالتر میکند. لانتیموس، به شوکه کردنِ مخاطب ادامه بده؛ من هر بار در صف خواهم بود.
————
من طرفدار کارهای اولیهٔ یورگوس لانتیموس هستم، پس The Killing of a Sacred Deer که به من گفته بودند صرفاً یک فیلم وحشتِ صِرف است، حتماً در برنامهام بود. متأسفانه نهتنها Sacred Deer هیچ شباهتی به وحشت محض نداشت، بلکه مهمتر اینکه از آن شوخطبعی تاریک و عجیبِ حقیقی که در فیلم قبلیِ کارگردان یعنی The Lobster بود، تهی بود. در عوض لحنِ فیلم کاملاً آزرده و ناراحتکننده است. دنیا واقعی و بهطرز ملالآوری واقعی است، و فقط شخصیتها غیرقابلباورند؛ که این برخلاف آن ابسوردیسمی است که معمولاً جذبش میشوم.
با این حال Sacred Deer همچنان دارای تصویربرداریِ زیبایی است و چند لحظهٔ واقعاً خندهدار که امسال در فیلمها کم دیدهام دارد.
امتیاز نهایی: دو ستاره و نیم — عناصر زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل رضایتبخش عمل نکرد.
————
این فیلم با وجودِ طبیعتِ تیره و سیاهش برای من سرگرمکننده بود (بر اساس نمایشنامهای یونانی باستان که عنوان فیلم از آن آزادانه برگرفته شده است). شاید نسبت به آثار قبلیِ کارگردان کمی سرراستتر باشد؛ علیرغم رمزآلود بودن، بیشتر وارد نوعی واقعیتی میشود که قابلتشخیص است و کمتر به حدس و گمان میگذارد. من قطعاً با علاقهٔ بیشتری از The Lobster تماشا کردم.
داستان دربارهٔ جراح قلب موفقی است که سابقهٔ اعتیاد به الکل دارد و مدتی است ترک کرده. رابطهای ناآرام میان او و پسر نوجوانِ بیماری که در میز عمل فوت شده برقرار است؛ روشن است که پسر تاحدی بر جراح تسلط دارد، و جراح هم بهنظر مشتاقِ راضی کردنِ اوست، هرچند دلش چندان همراه نیست.
قصد واقعی پسر با پیشروی داستان آشکار میشود؛ همسر جراح و دو فرزندشان (که چند سال با هم فاصله دارند و هر کدام باهوشاند) در خطر جدی قرار میگیرند و لو دادنِ بیشتر، برای بینندگان بار اول خرابکننده خواهد بود.
فیلمبرداری درخشان است و طراحی صوتیِ آزاردهنده، صداهای محیطی و نویزهای صنعتی شنیدن را برای مخاطب ناراحتکننده میکند. بازیگر نقش مارتین، نوجوان عجیبی که راز مشترکی دارد، در نقشی مناسب، تماشایی است.
Sacred Deer چندان فیلمِ وحشت نیست؛ بیشتر درامِ مملو از عناصری شبیه رؤیا، عشق نوجوانانهٔ ناآرام و صحنههای سرد و محاسبهشدهای است که از «مرگنمایی» و «دیگری» استفاده میکنند.
بزرگترین ایرادم مثل همیشه به سبکِ بازی در آثار این کارگردان است: همه مانند اینکه از طریق هندزفری دیالوگها را میشنوند و طوطیوار تکرار میکنند، که بازیها را خشک و رباتیک میکند. لانتیموس به نوعی گویشِ عجیبِ «Mamet-speak» علاقه دارد.
پایان آنچه انتظارش را دارید تا حدی هست؛ تا آن نقطه Sacred Deer تا حد زیادی ما را در تعلیق نگه میدارد، اما نتیجه آنچنان جذاب یا غیرمنتظره نیست که امیدوار بودم.
بههرحال ارزش وقت گذاشتن داشت. با توجه به ناامیدیام از فیلمهای قبلیِ همین کارگردان که دیده بودم، این فیلم کمحوصلهکنندهتر و قابلتماشاتر بود؛ سوپرایز ناخوشایند اما دلپذیری برایم بود.
————
چه حیف که میتوانست عالی باشد.
این فیلم زندگیِ طبقهٔ بالایی را آنطور که دوست داریم تصور کنیم، هوشمندانه به تصویر میکشد. زوج پزشک انگار همهچیز را حسابشده میدانند، کامل و مودباند. خانه زیباست، بچهها باهوش و خوشرفتارند. کلیت محیط داستان بسیار خوب اجرا شده، باورپذیر است و با بازیگران خوبی همراه است.
اما موسیقی فیلم چندان دلنواز نیست. گاهی موسیقیهای تجربی وجود دارد که صرفاً آزاردهندهاند و به فضا کمکی نمیکنند. در عین حال تصویری جذاب داریم؛ نماهای دوربین جالباند، تکان نخوردهاند و زومها و حرکات هوشمندانهاند.
ریتم کند است، اما The Killing of a Sacred Deer هرگز خستهکننده نمیشود. همیشه پیچشی وجود دارد که بعد از آن کاوش میشود؛ اتفاقات زمان خود را میگیرند و این درست است.
اما مشکل بزرگ، اوجِ داستان است که ناامیدکننده است. مخاطب دائماً در تلاش است بداند دقیقاً چه اتفاقی افتاده، چه جرمی را ضدقهرمانِ ظاهراً نابغهٔ ۱۶ ساله مرتکب شده؛ این هرگز توضیح داده نمیشود. سازندگان فکر کردهاند کافی است شبیه به پیروزیِ نیابتیِ آدم بد باشد؛ اما این کافی نیست.
در پایان همهٔ خوبیهای فیلم با شکستن حالتِ تعلیقِ باور (suspension of disbelief) در یک کار جزئی خنثی شد — صرفاً با پایان دادنِ فیلم.
احساس میکنم کمی فریب خوردهام؛ بهخاطر اتلاف استعداد و تولیدِ ارزشمند. با این حال مطمئنم کسانی هستند که این فیلم را دوست دارند و از آن میآموزند.
————
این یکی از فیلمهای بهتر یورگوس لانتیموس برای من بود، اما نمیتوانم با سبکِ نگارشِ او کنار بیایم. داستانهایی که او میگوید بسیار منحصربهفردند و من واقعاً میخواهم بیشتر از آنها خوشم بیاید تا واقعاً دوستشان داشته باشم. با وجود این ضعفها، The Killing of a Sacred Deer فیلمی پیچیده و ذهنبرهمزن بود که مرا تحت تأثیر قرار داد. بازیها عموماً عالی بودند، همانطور که با بازیگران برجستهای چون کالین فارل، نیکل کیدمن و بری کیوگان انتظار میرود. داستان پیچیده و تیره است. از فیلم لذت بردم، اما درست مانند Lobster آرزو میکنم نوشتار کمی مدرنتر و روانتر بود و نه آن قاببندیهای کوتاه، بریده و تا حدی ناهنجار که لانتیموس به آن شناخته میشود.
امتیاز: ۶۵٪ — حکم: قابل قبول.
————
این فیلم مرا کاملاً درگیر نگه داشت. بعد از پایانِ فیلم احساسی از عدم قطعیت داشتم؛ شاید چیزهایی را نفهمیده بودم یا شاید دلیل پنهانی پشت همهٔ اتفاقات بود. با خواندنِ نقدهای دیگر متوجه شدم این اولین تجربهام از آثار لانتیموس بوده و شاید با سبک او هنوز کاملاً آشنا نشدهام. از بازی بری کیوگان خوشم آمد؛ او ناامیدم نکرد. حالا قصد دارم The Lobster را ببینم که بسیاری آن را دوست دارند.
————
این فیلم فوقالعاده عجیب بود و برای من و جمعِ دوستانی که با آنها دیدم، اصلاً کار نکرد. احساس کردیم مشکل جدی در کارگردانی وجود دارد. همهٔ اجراها مسطح و خستهکننده بودند و حالتِ تقریباً یکنواختی و تکلحن داشتند که هیچکدام برجسته نمیشدند. چند لحظه واقعاً خندهدار هم بود، اما مطمئن نیستم که طنزِ عمدی بوده باشد.
نوشتار هم خوب نبود که به مشکل کارگردانی دامن میزد؛ چون اجراها رباتیک بودند، دیالوگهای عجیب حتی غیرقابلباورتر بهنظر میرسیدند.
موسیقی شاید بدترین بخش فیلم بود؛ در چند نوبت تنشِ اندکی را که فیلم ساخته بود، کاملاً خراب کرد. گاهی تقریباً کمدی میشد و گاهی هم خیلی پرزور سعی داشت مخاطب را وادار کند صحنهای را بهطرزی خاص ببیند.
ما واقعاً از آن لذت نبردیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران