«یستردِی» ایدهٔ درخشانش را میگیرد و متأسفانه آن را به فیلمی معمولی تبدیل میکند. هم کارگردان، دنی بویل، و هم فیلمنامهنویس، ریچارد کرتیس، پیش از این خلاقیتشان را ثابت کردهاند، اما اینجا همهٔ تواناییها هدر رفتهاند.
من از این فیلم واقعاً لذت بردم. از همان ابتدا باید بپذیرید که این فیلم در ژانر خیالپردازی است نه علمتخیلی؛ چون ژانر علمتخیلی معمولاً سعی میکند دلیلی برای وقوع...
«یستردِی» ایدهٔ درخشانش را میگیرد و متأسفانه آن را به فیلمی معمولی تبدیل میکند. هم کارگردان، دنی بویل، و هم فیلمنامهنویس، ریچارد کرتیس، پیش از این خلاقیتشان را ثابت کردهاند، اما اینجا همهٔ تواناییها هدر رفتهاند.
من از این فیلم واقعاً لذت بردم. از همان ابتدا باید بپذیرید که این فیلم در ژانر خیالپردازی است نه علمتخیلی؛ چون ژانر علمتخیلی معمولاً سعی میکند دلیلی برای وقوع رویدادها ارائه دهد، اما اینجا ما قضیه را همانطور که هست میپذیریم. دیالوگها بیشتر شوخطبعانه و سرگرمکنندهاند و شخصیتها برایم دلنشین شدند. کمی با این مسئله مشکل داشتم که دو شخصیت اصلی همیشه رابطهای صرفاً دوستانه داشتهاند، چون هرگز بهطور کامل توضیح داده نشد چرا چنین است، اما توانستم این موضوع را کنار بگذارم. علاوه بر این، از دیدن «شخصیت سوم»—مینی کوپر—خیلی لذت بردم (راستش من هم تقریباً بیست سال است یکی داشتهام).
بخشی از پایانبندی ممکن است قابل پیشبینی باشد و تا حدودی هم همینطور بود، اما بخش دیگری از پایانبندی مرا با خلاقیتش شگفتزده کرد، بنابراین برایم جواب داد. یکی از خطوط فرعی داستانی جالب مربوط به چند نفری بود که از دانش دربارهٔ بیتلز که موتور روایت است باخبر بودند، و از نحوهٔ حل آن خط داستانی شگفتزده و خوشحال شدم. و بله، برای پرداختن به «فیل در اتاق»: اکثر قطعاتی که در فیلم اجرا میشوند وقتی خودِ بیتلز آنها را اجرا کردهاند بهتراند، اما مگر این هدف ما نیست؟ برایم مشکلی نداشت که این واقعیت را کنار بگذارم و از این فیلم بیضرر و سرگرمکننده لذت ببرم. راستی، از روحیهٔ ورزشی اد شیرن در این فیلم خوشم آمد که اجازه میدهد شخصیت اصلی در مسابقهٔ آهنگسازی تا حدی او را شکست دهد (هرچند در واقع اد برنده است). در این فیلم همه برندهاند — البته به جز بیتلزِ خیالی، مگر اینکه تصور کنید خودِ آنها ترجیح میدادند نتیجهٔ خیالپردازی چنین باشد.
متأسفم—اما نمیفهمم. چطور میشود یک ایده نسبتاً بدیع — مردی زیر اتوبوس میرود و در وجودی موازی بیدار میشود که تنها او به بیتلز یاد دارد — را تبدیل به فیلمی کرد که روی یک شوخی تکیه دارد؟ هایمِش پاتل خودش بسیار جذاب است اما اصلاً کار کافی برای کشاندن این داستان به دو ساعت کامل ندارد! لیلی جیمز تمام تلاشش را میکند، اما از دست فیلمنامهٔ ضعیف گریزی نیست. موسیقی متن فوقالعاده است، اما بخش اعظم آن حدود پنجاه سال پیش در جای دیگری نوشته شده است. فیلم تا حدی به صنعت موسیقی معاصر و صنایعی که از هنرمندان «سولو» حمایت میکنند کنایه میزند، اما هر پتانسیلی برای نقد هجویهآمیز آن کسبوکار در روزمرگی روایت گم میشود. حیف.
نسبتاً خوب. من عاشق بیتلز هستم و مدتها بود مشتاق دیدن این فیلم بودم، بنابراین وقتی آن را در نتفلیکس دیدم خیلی خوشحال شدم، اما بهنظر من میتوانست خیلی بهتر باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران