چه سورپرایز خوشایندی! من هیچ تریلر یا کلیپی ندیدم و از هر نوع تبلیغ و خبررسانی دوری کردم، اما نقدهای منفی در شبکههای اجتماعی قابلاجتناب نبودند. بسیاری تردید داشتند که اجرای ویل اسمیت در نقش غول چراغ جادو خوب از آب دربیاید، یا انتخاب مِنا مسعود (علاءالدین) و نائومی اسکات (یاسمین) مناسب باشد، و اینکه بازسازی چگونه به اثر اصلی احترام میگذارد. از کسی که...
چه سورپرایز خوشایندی! من هیچ تریلر یا کلیپی ندیدم و از هر نوع تبلیغ و خبررسانی دوری کردم، اما نقدهای منفی در شبکههای اجتماعی قابلاجتناب نبودند. بسیاری تردید داشتند که اجرای ویل اسمیت در نقش غول چراغ جادو خوب از آب دربیاید، یا انتخاب مِنا مسعود (علاءالدین) و نائومی اسکات (یاسمین) مناسب باشد، و اینکه بازسازی چگونه به اثر اصلی احترام میگذارد. از کسی که اصلاً انتظار مشخصی نداشت، برداشت گای ریچی از بازگویی این داستان مشهور را کاملاً دوست داشتم. همه نگرانیهای بالا با بازیگران جادویی از بین میرود — آنها هستند که فیلم را به ساحل امن میرسانند.
ابتدا درباره یکی از دو اجرای شاخص صحبت میکنم: ویل اسمیت در نقش غول. او نمایش منحصربهفرد و بیچونوچرایی ارائه میدهد. از نحوه حرکات و کلامش کاملاً مشخص است که قصد تقلید از رابین ویلیامز را نداشته؛ اسمیت راه خود را رفته و بسیار موفق بوده است. بهترین تحسینی که میتوانم به او بکنم این است که همان احساسی را از غول در این بازسازی گرفتم که هنگام تماشای نسخه اصلی داشتم: هر بار که غول در صحنه نبود، دلم میخواست فوراً بازگردد. در نسخه اصلی حضور غول همیشه در لحظات مناسب اتفاق میافتاد، یعنی زمانی که ریتم فیلم کمی افت میکرد.
در این بازسازی مدتهایی که غول حضور ندارد طولانیتر است و پردهٔ نخست کمی از کندی ریتم رنج میبرد و لحظات واقعاً شاد کمی دارد. با این حال، از وقتی غار شگفتیها وارد داستان میشود، تا پایان فیلم لحظات لذتبخشی در انتظار است. فرش فرّار و ابو زوج کمدی فوقالعادهای تشکیل دادهاند و بسیاری از خندهها را فراهم میکنند. دربارهٔ غول دوست دارم که ریچی و جان آگوست به او چیزی بیشتر از نسخهٔ اصلی دادهاند؛ این یکی از معدود پیشرفتهای واقعی نسبت به نسخهٔ اصلی است. در نقد قبلیام نوشته بودم امیدوارم به رابطهٔ اصلی فیلم زمان بیشتری داده شود و جعفر (ماروان کنزاری) بیش از یک شرور سطحی باشد…
خُب، جعفر همچنان جادوگری شرور است که تنها به قدرت برای تسلط بر همه چیز و همهکس میاندیشد. متأسفانه نسبت به فیلم قبلی زمان صفحهٔ بیشتری دارد، که یعنی مونولوگهای اغراقشدهتر از کنزاری و سکانسهای خندهدارتر با ترفند هیپنوتیزم. از سوی دیگر، یاسمین و علاءالدین حالا فیلمنامهای کاملاً توسعهیافته دارند که بیشک بهترین بهبود نسبت به نسخهٔ اصلی است. رابطهٔ آنها طبیعی رشد میکند و هر شخصیت فرصتهای زیادی برای بروز احساسات و نشاندادن خود واقعیاش دارد، بهخصوص یاسمین. او مستقیماً به مسئلهای وصل است که بدون شک فیلم را در میان تماشاگران و منتقدان بسیار بحثبرانگیز خواهد کرد؛ دربارهاش در انتهای نقد بیشتر مینویسم.
فارغ از شخصیتها، منا مسعود و نائومی اسکات اجراهایی درخشان ارائه دادهاند. مسعود بهعنوان علاءالدین بامزه و دوستداشتنی است، اما نائومی واقعاً میدرخشد. بعید نیست در چند سال آینده همین فیلم را بهعنوان نقطهٔ شروع شهرت نائومی ببینیم. او در نقش یاسمین فوقالعاده است؛ صدایش هم عالی است و بازیاش بسیار یکپارچه و تأثیرگذار. در بخش آوازخوانی، ویل اسمیت و منا مسعود هم خوب ظاهر شدهاند و شمارههای موزیکال یکی دیگر از جنبههایی هستند که بهطور غیرمنتظرهای عاشقشان شدم. «پرینس علی»، «دوستی مثل من»، «دنیای جدید» و آهنگ جدید «Speechless» زیبا و قدرتمندند، و طراحی صحنه و جلوههای بصری در دو قطعهٔ اول بهطرزی مثبت تحسینبرانگیزند.
گای ریچی به خاطر سکانسهای تعقیب و گریز سیالش شناخته شده و دوندگی علاءالدین در اگرابا بسیار خوب فیلمبرداری شده، همانطور که انتظار میرفت. اما برداشتهای طولانی تالاشده در این سکانسهای موزیکال واقعاً چشمنوازند، از اولین تا آخرینشان، حتی بعد از نمایش «پایان». یک بازسازی کامل آن است که هم جوهرهٔ نسخهٔ اصلی را حفظ کند و هم هویت خودش را داشته باشد؛ ریچی در ایجاد تعادل بین این دو ستون بهخوبی عمل کرده. برای هرکسی که نسخهٔ اصلی را دوست دارد و انتظار داشت بازسازی دقیقاً فریمبهفریم همان باشد، همهٔ جزئیات کوچک (از کلمات کلیدی تا لحظات مهم شخصیتها) در این فیلم حضور دارند. برای هرکسی که خواهان نگاهی متفاوت بود، تغییرات جزئی بیشتری در ترتیب رویدادها، توسعهٔ شخصیتها و حتی پایانبندی وجود دارد که منجر به همان موضوع بحثبرانگیز میشود که اشاره کردم.
هرگاه موضوع سیاسی یا اجتماعیای وارد فیلم میشود، مردم معمولاً بیتوجه به کیفیت نگارش آن را نمیپسندند؛ بهطور کلی نمیخواهند این عناصر در فیلم باشند و من درک میکنم. هالیوود باید دست از افزودن پیامهای سیاسی یا اجتماعی صرفاً به قصد «صحیح» بودن بردارد. نسخهٔ ۲۰۱۹ «علاءالدین» پیام اجتماعی واضحی دارد و از یکی از شخصیتهای اصلی برای بیان آن استفاده میکند. حالا مسئله این است: با در نظر گرفتن خودِ شخصیت، نحوۀ نگارش و کاری که برای انتقال آن پیام انجام میدهند، بهنظر من این تغییر قابلپذیر است. میدانم بسیاری دیدگاه کاملاً مخالف خواهند داشت و فیلم را بهخاطر همین نکته محکوم میکنند. من معمولاً یک تمرین ذهنی انجام میدهم: «آیا این با داستان/شخصیت منطقی است؟ آیا فقط یک لحظهٔ منفرد است (که ممکن است تحمیلشده بهنظر برسد) یا ایده را توسعه میدهند؟ اگر فیلم اصلی بود، آیا اصلاً به این فکر میکردم؟»
پاسخ من: بله. آنها ایده را توسعه میدهند. احتمالاً نه. به همین دلیل من در طرف مثبت این موضوع قرار میگیرم که طی چند روز بحث و جنجال زیادی برانگیزد. مردم باید ذهنشان را نسبت به این برداشتهای مدرن از آثار پیش از قرن بیستویکم باز کنند. من همیشه «دامبو» (۱۹۴۱) را مثال میزنم: احتمالاً نژادپرستترین انیمیشن دیزنی است، با تبعیض شدید، بیاحترامی به حیوانات، موقعیتهای داستانی مرتبط با الکل و بسیاری مسائل اخلاقی و اجتماعی نادرست. چنین فیلمی امروز قابل انتشار نیست؛ بنابراین طبیعی است که «دامبو» (۲۰۱۹) بسیار متفاوت باشد.
نسخهٔ ۱۹۹۲ «علاءالدین» هم جنبههایی دارد که امروزه چندان با فرهنگ رایج سازگار نیست. اینها الزاماً توهینآمیز نیستند، اما اگر امروز منتشر میشد قطعاً گروهی به آن معترض میشدند. «علاءالدین» (۲۰۱۹) تلاش میکند خود را وفق دهد و شاید هم زیاد تلاش کرده، ولی من این تلاش را میپسندم و دستکم منطقی است. این فقط تغییری جزئی در هستهٔ داستان و شخصیت است و نباید تجربهٔ کلی تماشای فیلم را خراب کند. اگر «Speechless» خلق نمیشد باز هم همهچیز کاملاً خوب بود، اما باید بپذیرم که باوجود آهنگ عالی و متن تأثیرگذار، کمی کشدار است… نائومی اسکات آن را بهطرزی زیبا اجرا میکند.
از نظر بصری فیلم خیرهکننده است. اگرابا واقعاً مسحورکننده است و هر بار که لوکیشن جدیدی نشان داده میشود، طرفداران پر و پا قرص را شگفتزده میکند. دوست دارم ریچی دوربین را بچرخاند تا کار زیبای تیم تولید را بهنمایش بگذارد، اغلب از طریق برداشتهای طولانی و سیال. ای کاش بهتر میتوانست کنترل ریتم و لحن فیلم را در دست داشته باشد. دورههایی که غول حضور ندارد و باید مخاطب را سرگرم کند طولانیاند و ریچی نباید مخاطب را گاهی تا حد کسالت جلو ببرد.
در مجموع، «علاءالدین» (۲۰۱۹) در برقراری تعادل بین دو ستون هر بازسازی موفق است: هم جوهرهٔ نسخهٔ اصلی را حفظ میکند و هم شخصیت مستقل خودش را دارد. ویل اسمیت با اجرای سرگرمکننده و منحصربهفردش انتقادکنندگان آنلاین را ساکت میکند، اما شیمی محسوس نائومی اسکات و منا مسعود است که واقعاً مرا شگفتزده کرد. مسعود بهعنوان علاءالدین مناسب است، اما نائومی نمایش درخشان خود را دارد که قطعاً او را به صحنههای بزرگتر خواهد رساند. گای ریچی ثابت میکند که کارگردان بااستعدادی است؛ با ارائهٔ برخی سکانسهای برداشتتک زیبا و شمارههای موزیکال بسیار سرگرمکننده و استادانه. از نظر فنی، طراحی تولید و صحنه تحسینبرانگیزند، اما تعادل ریتم و لحن آنچنان که باید برقرار نیست و باعث میشود زمان پخش بیش از حد احساس شود.
داستانی که میگوید مردم نسبت به این فیلم واکنشهای بسیار متضادی خواهند داشت. بخش اعظم فیلمنامه مشابه نسخهٔ قبلی است، اما تلاش دیزنی برای جا زدن یک پیام اجتماعی کمک زیادی به فیلم نکرده است. حتی اگر منطقی باشد و تنها پیچشی جزئی باشد، باز هم غیرضروری بهنظر میرسد و ممکن است عملکرد درخشان نائومی را تحتالشعاع قرار دهد که بسیار تأسفبار خواهد بود. جعلفر برای من بیشتر از هر چیز دیگری آزاردهنده است. با این حال، ریچی و جان آگوست سزاوار ستایشاند که تا این حد تلاش کردهاند تا چنین اثری را بهروشی پرریسک اقتباس کنند و در اغلب موارد موفق بودهاند. امیدوارم در گیشه هم موفق باشد. این واقعاً یک الماس در حال تراش است. به تماشای آن بروید و نظر خودتان را بسازید!
امتیاز: B+
دیدمش دیشب و باید بگویم مطمئن نبودم چه انتظاری داشته باشم، اما از آنچه دیدم واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم؛ فیلم من را خنداند و لبخند به لبم آورد. اکشن برای پسران جوان زیاد هست و برای دختران جوان موسیقی، لباسها و رومنس فراوان است. تنها مشکلهایی که میبینم این است که در برخی نماها بهخاطر انتخاب لباسها حرکت سینهها بهچشم میآید و همچنین اکشن ممکن است برای کوچکترین کودکان بیش از حد باشد، اما در کل ماجراجویی هیجانانگیزیست که حتماً باید دید. تا الآن بهترین فیلم دیزنی امسال است.
در حالی که آمادهام قبول کنم از آنچه انتظار داشتم کمتر متنفر شدم، رسماً از گای ریچی منصرف میشوم. نسخهٔ اصلی انیمیشن «علاءالدین» جزو فیلمهای موردعلاقهام نیست اما دوستش دارم. هرچند مطمئنم کسانی هستند که این بازسازی زنده را بیشتر از من خواهند پسندید، اما سخت است باور کنم کسی این نسخه را بهتر از نسخهٔ اصلی بداند.
رتبهٔ نهایی: ★★ — برخی چیزها برای من جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
چرا مردم این فیلم را نفرت دارند؟!
اگر قرار است یک فیلم زنده ساخته شود، این نزدیکترین چیز به کمال است که میتوان انتظار داشت. به همهٔ جنبههای کارتون وفادار است و به خاطر حضور ویل اسمیت به یاد رابین ویلیامز بیاحترامی نمیکند. از نظر بصری خیرهکننده است. موسیقی هم عالی است.
کمی از این فیلم ناامید شدم. انتظار داشتم خیلی بهتر باشد. فیلم نه بد است و نه خیلی خوب.
اخیراً فرصتی پیدا کردم تا اقتباس زندهٔ ۲۰۱۹ «علاءالدین» را ببینم. هرچند فیلم را فوقالعاده یافتم، اما احساس میکردم تمام جادوی نسخهٔ انیمیشنی محبوبِ ۱۹۹۲ را منتقل نکرده است.
آهنگها در فیلم زنده لذتبخش بودند، اما برخی از لحظات خاطرهانگیز و خلاقیتی را که نسخهٔ انیمیشنی را خاص کرده بود، نداشتند. یک ناامیدی بزرگ برای من حذف تبدیل به مارِ کبری بود؛ عنصری کلیدی که کمرنگ یا حذف شده بود.
از طرف مثبت، بازی نائومی اسکات در نقش پرنسس یاسمین فوقالعاده بود. اجرای او، بهخصوص در آهنگ سولو، بعدی قدرتمند و توانمندساز به شخصیت افزود که در نسخهٔ انیمیشنی گاهی بهعنوان همراه علاءالدین دیده میشد.
هرچند اجرای ویل اسمیت در نقش غول برایم کمی عجیب بود، اما انتخاب بازیگران را در کل میپسندم. از نمایش علاءالدین و رقصهای چشمگیر هم لذت بردم. با این حال کاش فیلم وفادارتر به نسخهٔ انیمیشنی میماند و احساس نمیشد صرفاً نسخهای «کپی-پیست» مانند آنچه در فیلم «شیرشاه» دیدیم باشد.
در مجموع، اقتباس زندهٔ ۲۰۱۹ «علاءالدین» فیلمِ خوبی است، اما بهنظرم میتوانست با وفاداری بیشتر به کلاسیک محبوب ۱۹۹۲ بهتر نیز باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران