یک دانشجوی خجالتی سعی دارد به خانوادهاش در اوهایو برسد، یک مرد خشن عشق اسلحه بدنبال آخرین توئینکی می گردد، و دو خواهر در تلاشند تا به یک شهر بازی برسند. همه آنها در حالی مسیرشان را می پیمایند که کل امریکا از زامبیها پر شده است.
یک دانشجوی خجالتی سعی دارد به خانوادهاش در اوهایو برسد، یک مرد خشن عشق اسلحه بدنبال آخرین توئینکی می گردد، و دو خواهر در تلاشند تا به یک شهر بازی برسند. همه آنها در حالی مسیرشان را می پیمایند که کل امریکا از زامبیها پر شده است.
سرگرمکننده؛ شاید نه آنقدر که نمرهای بسیار بالاتر از ۵ از ۱۰ بگیرد.
بعد از چند سال دوری از دنیای خندهدار زامبیها، با آمدن دنبالهٔ فیلم، بهترین فرصت بود تا دوباره به «زامبیلند» بازگردم. فیلم هنوز هم فوقالعاده پا برجا مانده است. در زمانی که فیلمها و سریالهای زامبیمحور داشتند رواج پیدا میکردند، این کمدی آخرالزمانی زامبی هنوز یکی از بهترین آثار ژانر در قرن بیستویکم...
سرگرمکننده؛ شاید نه آنقدر که نمرهای بسیار بالاتر از ۵ از ۱۰ بگیرد.
بعد از چند سال دوری از دنیای خندهدار زامبیها، با آمدن دنبالهٔ فیلم، بهترین فرصت بود تا دوباره به «زامبیلند» بازگردم. فیلم هنوز هم فوقالعاده پا برجا مانده است. در زمانی که فیلمها و سریالهای زامبیمحور داشتند رواج پیدا میکردند، این کمدی آخرالزمانی زامبی هنوز یکی از بهترین آثار ژانر در قرن بیستویکم به شمار میآید. امروزه دیدن مردگان متحرک روی پرده خیلی مرسوم شده و کلیشهای، پس چه چیزی باعث میشود فیلمی از ۲۰۰۹ همچنان کار کند؟
نخستین پاسخ، بازیگران برجسته است. در آن زمان تنها وودی هارلسون بازیگری شناختهشدهتر بود؛ اما اما اِما استون و جسی آیزنبرگ هنوز به شهرت کنونی نرسیده بودند و ابیگیل برسلین با نامآوریِ نامزدی اسکارش بیشتر شناخته میشد. با این حال همهٔ بازیگران اجراهای درخشانی ارائه میدهند که داستان ساده اما سرگرمکننده را تا حد کلاسیک شدن بالا میبرد. حضور هارلسون در نقش تالاهاسی—آدمی که از چیزی نمیترسد و «از چیزهای کوچک لذت میبرد»—یکی از نقشهای جذاب دوران کاری اوست. آیزنبرگ معمولا نقشهایی با شخصیتهای عجیب و تیکدار بازی میکند که همیشه جواب نمیدهد، اما نقش کلمبوس دقیقا به این نوع بازی میخورد و او منبع اصلی طنز فیلم است؛ از فهرست قوانینش تا رفتارهای عجیبش، همه طبیعی به نظر میرسند چون پیشزمینهٔ شخصیت این حالت را توجیه میکند.
استون و برسلین لحظات خوبی با هم دارند و زوج هارلسون و آیزنبرگ نیز فوقالعادهاند، هرچند به شخصیتهای دختران توسعهٔ کمتری داده شده اما رابطهٔ آنها دلیلی قانعکننده برای اهمیت دادن بیننده فراهم میکند. ویچیتا ممکن است در نگاه اول شمایلِ دختر جذابی که به مرد خوب علاقهمند میشود را داشته باشد، اما او هر کاری میکند تا از خواهرش محافظت کند و عشقش به «لیتِل راک» به او وزن و عمق میدهد. شیمی بین بازیگران قابل انکار نیست؛ مشخص است که آنها از ساخت فیلم لذت زیادی بردهاند و همین لذت هر گفتگو و صحنهٔ اکشنی را بالاتر میبرد.
زمان پخش کوتاه فیلم اجازه میدهد روایت تند و پرشتابی داشته باشیم، پر از موقعیتهای خندهدار و کشتارهای خونین زامبیها. طراحی تولید قابل توجه است؛ استفادهٔ عالی از جلوههای عملی و لوکیشنهای واقعی به همراه موسیقی متن مناسب. روبن فلایشر دقیقا میدانست فیلمش چه باشد و تلاش نکرده آن را به چیزی دیگر تبدیل کند. بله، در فیلم نوعی رابطهٔ عاشقانه و چند پیشزمینهٔ غمانگیز هم هست، اما هرگز تحمیلشده یا ساختهوپرداخته به نظر نمیرسد. فیلم خودآگاهانه و عمدا شوخطبع است، با بازی با کلیشهها به شیوهای خلاقانه، و فقط ۸۸ دقیقهٔ خوشگذرانی مفرح است.
هر سال فیلمهای پرفروشی ساخته میشوند که اگر اجازه داده شود همان چیزی باشند که هدفشان است، بسیار سرگرمکننده خواهند بود؛ اما اغلب سازندگان میخواهند پیامی اجتماعی یا سیاسی هم وارد کنند. «زامبیلند» تمام ویژگیهای یک بلاکباستر خالص را دارد: بازیگران درخشان، روایت مستقیم پر از سکانسهای هیجانانگیز، زمان پخش کوتاه با ریتم تند، شخصیتهای جالب و هزاران زامبی. فیلمنامهای بامزه پر از دیالوگهای خندهدار و اشاره به آثار دیگر نیز دارد، و این ترکیب یکی از بهترین فیلمهای زامبیمحور این قرن را شکل میدهد. فیلم کموکاستیهایی مثل کلیشهها و ارائهٔ گاهبهگاه اطلاعات به صورت ساده دارد، اما اینها با تقریباً هشتاد دقیقهٔ سرگرمی چشمگیر جبران میشوند؛ خلاصه اینکه «زامبیلند» تبدیل به یک اثر کلت زامبی شده است.
خلاصهٔ داستان کوتاه: فیلم با روایت کلمبوس—که انگار آخرین مرد بازماندهٔ زمین است—شروع میشود؛ او با تالاهاسی (وودی هارلسون) در بزرگراه روبهرو میشود و آنها همپیمان میشوند. انگیزههایشان گاهی بیشتر به دنبالِ خوردنیهایی مثل توئینکی یا یافتن عشق است تا فرار از مرگ. آنها در فروشگاهی با ویچیتا (اما استون) و خواهر دوازدهسالهاش لیتِل راک (ابیگیل برسلین) روبهرو میشوند و بهزودی درمییابند که حالا آنها نیاز به نجات دارند. پس از تقابلِ موذیانهٔ نفراتِ باقیمانده، ماجرا به ساعتهایی از ماجراجوییهای کمدی میرسد: اقامت کوتاه در عمارت بیورلی هیلزِ بیل موری و در نهایت یک پایانبندی در شهربازی که به یک نبرد گروهی تبدیل میشود. فیلم پر از جملههای نیشدار، ارجاع به آثار دیگر و صحنههای کوتاه و شیرینِ سلاخی است که از ابزارهای مختلفی—حتی یک همزنِ غذا—برای این کار استفاده میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران