این سومین باری است که دربارهٔ فیلم The ABCs of Death دست به قلم میبرم. بارِ اول که بلافاصله بعد از تماشا نوشتم، تقریباً کاملاً منفی بود که با دیدِ باز احتمالاً منصفانه نبود. بارِ دوم اما بیشازحد مثبت بود؛ حقیقت نداشت. تنها چیزی که از هر دو برداشتم مطمئنم این است که میخواهم آن را ۳ از ۵ امتیاز دهم و برچسب «توصیهشده» بزنم....
این سومین باری است که دربارهٔ فیلم The ABCs of Death دست به قلم میبرم. بارِ اول که بلافاصله بعد از تماشا نوشتم، تقریباً کاملاً منفی بود که با دیدِ باز احتمالاً منصفانه نبود. بارِ دوم اما بیشازحد مثبت بود؛ حقیقت نداشت. تنها چیزی که از هر دو برداشتم مطمئنم این است که میخواهم آن را ۳ از ۵ امتیاز دهم و برچسب «توصیهشده» بزنم. این نقد هم احتمالاً همین آشفتگی را خواهد داشت که برای فیلمی اینقدر متفرق و پخشوپلا کاملاً مناسب است.
خلاصهٔ ماجرا: ۲۵ کارگردان از نقاط مختلف جهان (بهاضافهٔ یک برندهٔ مسابقه) هرکدام یک حرف از الفبا گرفتند و مأمور شدند یک کوتاه حدوداً پنجدقیقهای بسازند که به حرفِ مربوطه و موضوع مرگ مرتبط باشد (طبق یکی از بخشها، کارگردان ادعا کرده بود بودجهٔ هر نفر ۵۰۰۰ دلار بوده، اما واقعیتش را نمیدانم). فراتر از این، هر کارگردان آزادی کامل داشت تا شکل و فرم اثرش را انتخاب کند. همین و بس. هیچ داستانِ پوششی کلی (مثل V/H/S)، هیچ روایت سراسری (مثل Trick ’r Treat)، هیچ شخصیت یا موتیف تکرارشوندهای نیست.
بدیهی است که این موضوع به نتایج بسیار متفاوتی میانجامد، چه از نظر محتوا و چه از نظر کیفیت. این در هر مجموعهای صادق است، اما اینجا بهخاطر دو چیز خاصاً برجستهتر است: الف) زمان اندک برای هر قطعه و ب) طبیعت «A، B، C…» فیلم که به تهیهکنندگان اجازه نمیدهد بخشها را طوری بچینند که حرکت و شتاب بسازند یا بهترینها را برای آخر بگذارند (در واقع بدترینها تقریباً آخر هستند). بخشهای بد — و تعدادشان کم نیست — آنقدر ضعیفاند که تقریباً کل فیلم را بهلطفشان زیر سؤال میبرند. دیروز که تازه فیلم را دیده بودم، واکنش اولیهام بسیار منفی بود. با این حال چند قطعهٔ خوب و حتی چند اثر برجسته هم وجود دارند، پس بهتر است تکبهتکِ بخشها را مرور کنم (از عنوانهای کوتاهها نام نمیبرم چون یکیدو تا از عناوین فقط در پایان هر بخش نشان داده میشوند و خودِ عنوان میتواند لو بدهد؛ بنابراین فقط به آنها با حرف مربوطه اشاره میکنم):
"A", "B" و "C" — شروعِ قدرتمندی با سه قصهٔ اسپانیاییزبان از اسپانیا، آرژانتین و شیلی؛ "A" با صحنهٔ خونآلودی دربارهٔ زنی که شوهرش را حملهور میشود آغاز میکند و زمینهٔ ماجرا تا پایان معلوم نمیشود، "B" مثل یک قصهٔ پریان است که شاید آنقدرها هم ساختگی نباشد و "C" دربارهٔ پارادوکس سفر در زمان به سبک Twilight Zone است.
"D" — ساختهٔ مارسِل سارمینتو (Deadgirl). این قطعهٔ بدون دیالوگ دربارهٔ دعوای غیرقانونی در پسکوچه بین یک مرد و یک لابرادورِ وحشی (میدانم عجیب است اما واقعاً همینطور است) در اینترنت بهحق تحسین شده و برای بسیاری بهترین بخش مجموعه شمرده میشود. اینکه این کوتاه در کنار برخی آثار ضعیفِ بعدی قرار گرفته، توهینی به فیلمسازی است. در این مرحله فیلم واقعاً در اوج است.
"E" — قصهای سبکتر بهسبک Creepshow دربارهٔ مردی که میکوشد از دست یک عنکبوت پُرشور خلاص شود. خیلیها با آن ارتباط برقرار میکنند؛ ورودیِ قابلقبولی است و در اینجا وضعیت واقعاً خوب است.
"F", "J" و "Z" — این سه را با هم گذاشتم چون از کارگردانان ژاپنی وابسته به شرکت تولید Sushi Typhoon هستند. اگر با این نام آشنا باشید میدانید چه انتظاری داشته باشید: لطکسمحور، فوقالعاده عجیب و غریب، ترکیبی از خونریزی و طنز دهشتناک (اگر تا به حال فیلمهای اوایل پیتر جکسون مثل Bad Taste یا Braindead را دیده باشید، تصورش را بکنید—با شدتی بس بیشتر). شخصاً از اینها متنفر شدم. "F" ساختهٔ نوبورو ایگوچی—که قبلاً در ژاپن فیلمهای بزرگسالانهٔ مخصوص فِتیش ساخته—دربارهٔ دختری است که ترجیح میدهد هوای معشوقهٔ همجنس خود را استنشاق کند تا هوای سمی آتشفشان. این بخش چنان شوکآوراً ضعیف بود که حتی اگر کُمدیِ زنرفیقم در بعضی جاها خنداند، کلیت اثر را برایم خراب کرد. "J" در میان این سه ملایمترین و محدودشدهترین بود و نسبتاً بهتر از بقیه، اما باز هم چندان تأثیرگذار نیست. "Z" از یوشیهیرو نیشیمورا (Tokyo Gore Police) احتمالاً یکی از زنندهترین چیزهایی است که دیدهام: صحنههایی کاملاً مبتذل و خارج از حد تحمل که نمیتوان خیلی خلاصه توصیفشان کرد؛ واقعاً افتضاح است.
"G" — یک فیلم با نمای اولشخص دربارهٔ مردی که موجسواری میکند. از کارگردان استرالیایی اندرو تروکی، او برخلاف بقیه که به اغراق میپرداختند، مسیرِ متفاوت و آرامتری را انتخاب کرده: تأملیتر و بدون خونریزی. متأسفانه زیادی آرام رفت و حسِ ناتمام و کسلکنندهای دارد. شاید فراموششدنیترین بخش فیلم باشد.
"H" — کارتونِ لایو-اکشن عجیب از کارگردان نروژی توماس مالینگ که شامل نمایی کارتونی و اغراقشده از سگِ نیروی متفقین که شیفتهٔ گربهٔ نازی در یک باشگاه بورلسک میشود؛ پر از المانهای کارتونی اغراقشده به سبک Looney Tunes. خیلی برجسته نیست.
"I" و "R" — هر دو از نظر تصویربرداری و ساخت کاملاً شایانتوجهاند و نشان از استعداد دارند، اما بهنظرم نمایشِ فرصتهای هدررفتهاند. "I" از خورخه میشل گراو مکزیکی تصویری مرکزی دارد (زنی بسته داخل وان خالی که مردی احتمالاً مضطرب چیزی به او تزریق میکند) که زمینهٔ کافی برایش فراهم نشده؛ "R" از سازندهٔ A Serbian Film هم ایدهای نمادین و خشونتآمیز دارد (زندانی عظیمی که وقتی پوستش کَنده میشود به رولهای فیلم تبدیل میشود، ظاهراً)، که پیامِ صریحی دارد اما من نتوانستم کامل درکش کنم.
"K" و "T" — دو انیمیشن که هر دو موضوع توالت/مدفوع دارند. "K" دربارهٔ زنی است که تلاش میکند یک مدفوع را در توالت بشوید—برای من کار نکرد اگرچه برای دوستم خندهدار بود—اما "T" که استاپموشنِ خمیری و برندهٔ مسابقه است، خوشبختانه خوب از آب درآمد: قصهای دربارهٔ ترسِ کودک از ترک گهواره و رفتن به توالت بزرگتر.
"L" — اثر قدرتمند و تکاندهنده از اندونزی در مورد انحرافات و اجراهای جنسیِ مسئلهساز. برخی صحنهها (خوشبختانه بیرونِ کادر) از ناراحتکنندهترین صحنههای فیلماند. ساختهٔ خوب و دیدنش ارزش داشت، اما احتمالاً دوباره تماشا نخواهم کرد.
"M" — این بخشِ تی وست (House of the Devil، The Innkeepers) بین مخاطبان نظراتِ قطبی ایجاد کرده: عدهای آن را قدرتمند و ماندگار میدانند—سبکِ آشنای وست که با صبر پیش میرود و ناگهان تاختی میزند—و عدهای آن را تنبل و توهینآمیز به پروژه قلمداد میکنند. من با گروه اول موافقم؛ قطعهای بسیار کوتاه و نسبتاً کمحادثه است اما همان ضربهٔ نهاییِ آشنای وست را دارد. اگر واقعاً هر کارگردان ۵۰۰۰ دلار گرفته، تی وست احتمالاً بیشترش را آنجا نگه داشته—این قطعه میتوانست با بودجهٔ خیلی کمتر هم ساخته شود؛ با این حال تحسینبرانگیز است که او با کمترین امکانات آن اثر نهایی را ایجاد میکند. جزئیاتِ قصه را اینجا لو نمیدهم چون کوتاه است و اشارهٔ کوچک هم میتواند اسپویل کند؛ همینقدر بگویم: یک زن به استفاده از پیستون نیاز پیدا میکند. همین.
"N" — قطعهٔ کمدی دربارهٔ طوطیای که هرگز ساکت نمیشود (مثل آن اپیزود فِریزر که طوطیِ نایلز ساکت نمیشود). از کارگردان تایلندی بانجونگ پیسانتاکانان (Shutter). سبک و بیادعا، ملایم و خوشخُلق؛ قطعهٔ خوبی برای تنفسِ بینِ بخشهای سنگین.
"O" — این را لو میدهم چون عملاً خط داستانی مشخصی ندارد: "O" برای «اُرگاسم» است و بیشتر شبیه آگهیهای متصنع و انتزاعی عطر است که در زمانهای خاصِ سال پخش میشوند. کاملاً بیفایده و مزخرف.
"P" — قطعهای بدون دیالوگ، برشهای سریع، زمخت و تصویربرداریشده از کارگردان بریتانیایی سایمون راملی دربارهٔ زنی که برای پرداختِ صورتحسابها کارهایی انجام میدهد. دوستِ من از این بخش خوشش نیامد.
"Q" و "W" — دو بخش «متا» دربارهٔ کشمکشهای خودِ کارگردانها با موضوعِ کوتاهشان. "Q" از آدام وینگارد داستانی طنزآمیز و خودانتقادی دربارهٔ تلاشش برای «واقعی» کشتنِ یک حیوان است و ملایمتر و بامزهتر است؛ اما "W" از جان شنِپ واقعاً آشفته است—بهقدری بیسر و ته که خودِ سازنده هم انگار از عهدهٔ کالاکسیون تصادفیِ تصاویر خندهدار و خونینش برنیامده. اینکه این دو در نزدیکیِ پایان قرار گرفتهاند و همراه با "Z" به نمایش درآمدهاند، باعث تلخ شدن تجربهٔ کلی میشوند و احتمالاً دلیلِ واکنشِ منِ منفی بلافاصله پس از تماشا است.
"S" — از جِیک وست (Doghouse). ظاهراً یک تعقیبوگریز ماشینِ عمدتاً با بازیِ ضعیف و حالوهوای عمدیِ قدیمی است که درنهایت به چیزی فراتر تبدیل میشود. وقتی کامل شد، واقعاً ازش خوشم آمد. خیلی خوب بود.
"U" — یک صحنهٔ مبارزهٔ نهایی از منظر هیولا، ساختهٔ بن ویتلی (Kill List) و با حضور بازیگرانِ Kill List نایل ماسکل و مایکل اسمایلی. هیچ ایرادی ندارد اما من از آن ناامید بیرون آمدم؛ احتمالاً بهدلیل توقعات خودم بود.
"V" — از کانادایی کااره اندروز که معلوم است در کمیکهای ابرقهرمانی تخصص دارد. اشتباهِ این بخش از نیتِ صادقانهٔ او ناشی میشود: تلاش برای ساختن یک سکانس اکشنِ دورنگارِ آیندهنگر با رباتها و موجوداتِ جهشیافته با بودجهٔ اندک. دستکم تلاشی جدی برای چیزی ملموس بود، در حالی که بسیاری از کارگردانها بهجای روایتِ مشخص به سمت ابسترکت و عجیب رفتند.
"X" — از زاویر ژان (Frontier(s)، Hitman). قطعهای زننده، بیرحم و بهیادماندنی دربارهٔ زنِ چاقی که دائماً بهخاطر وزنش مورد تمسخر است (یا لااقل احساسش اینطور است) و تصمیم میگیرد فوراً و بهشکلِ افراطی وزن کم کند. تأثیرگذار و سخت.
"Y" — از جیسون ایزنِر (Hobo with a Shotgun). قصهٔ نسبتاً خوبِ بدون دیالوگی دربارهٔ نظافتچی مدرسهای که به پسرانِ جوان علاقهای ناسالم دارد، اما برای من نورپردازی قرمز/سبزِ عمدی و موسیقی سینتیسایزرِ دههٔ هشتادی که برای هابو مؤثر بود، اینجا آزاردهنده شده و از روایتِ خوبِ قصه کم میکند.
خلاصهٔ نهایی: مجموعهای بسیار متنوع و در نهایت جسورانه که بهنظرم بلندپروازیاش فراتر از امکاناتش رفته است. ۲۶ قصه بیشازحد است، هم برای فیلمسازان که فرصتِ کافی برای پرداختن به یک داستان درست ندارند و هم برای تماشاگر که با ۲۶ قطعه—بعضی بسیار خشونتآمیز و بعضی در طبع و ذوق شوکهکننده—باید سر کند. بهخاطرِ این اشکالات بنیادی و بخشی از آثار متوسط تا بسیار ضعیف، نمیتوانم نمرهٔ بالایی به The ABCs of Death بدهم، اما بهواسطهٔ قطعات برتر و بهیادماندنی که در آن هست، باز هم تماشای آن را توصیه میکنم. دستکم اگر چیزی را دوست نداشتید، بعد از چند دقیقه احتمالاً با اثر کاملاً متفاوتی مواجه خواهید شد.
ـــــــــــــ
«وحشتناک، فقط وحشتناک»
این فیلم در اصل با کمکِ ۲۶ حرفِ الفبای انگلیسی ساخته شده؛ هر حرف نحوهٔ مرگِ یک نفر را نشان میدهد. در میان این ۲۶ کوتاه، همهشان زننده، منزجرکننده، کثیف و کاملاً بیمعنی بودند. دربارهٔ مرگهایی بهخاطر گاز معده، مدفوع یا استمناء صحبت میکند. بعضی صحنهها واقعاً طوری بودند که به استفراغم کشیدند. هیچکدام از این کوتاهها جالب یا معنادار نبودند؛ انگار کارگردانها مستِ کار بودند. فقط میخواستم فیلم زود تمام شود و واقعاً از دیدنش پشیمانم. اگر امکانِ نمرهٔ زیر صفر بود، آن را میدادم.
این فیلم را به هیچکس پیشنهاد نمیکنم؛ لطفاً دوری کنید.
بازیگری قابلتوجه: هیچکس — این فیلمها کاملاً بیمعنیاند.
امتیاز من: ۰/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران