5 دوست صمیمی که در کودکی عهد بسته بودند در تمامی کلاب های شهر ، مشروبات الکلی مصرف کنند، حالا در بزرگسالی قصد اجرایی کردن عهدشان را دارند اما هنگامی که به آخرین کلاب شهر یعنی " انتهای دنیا " می رسند، دنیا رو به فروپاشی می رود در حالی که این 5 نفر تنها امید بشر برای نجات پیدا کردن از این فاجعه هستند...
5 دوست صمیمی که در کودکی عهد بسته بودند در تمامی کلاب های شهر ، مشروبات الکلی مصرف کنند، حالا در بزرگسالی قصد اجرایی کردن عهدشان را دارند اما هنگامی که به آخرین کلاب شهر یعنی " انتهای دنیا " می رسند، دنیا رو به فروپاشی می رود در حالی که این 5 نفر تنها امید بشر برای نجات پیدا کردن از این فاجعه هستند...
همکلاسیام وقتی دربارهٔ این فیلم صحبت میکرد، عبارت «آخرش را باور نکردم» را توی ذهنم جا گذاشت. همان عبارتی بود که وقتی به اوج میرسید، اول از همه به ذهنم آمد. برایم قابلباور نبود که یک نژاد بیگانهٔ توانا اینقدر تحت تأثیر هذیانهای مستانهٔ سه مرد میانسال بریتانیایی قرار بگیرد که اهداف تهاجمیشان را رها کنند و عملاً به آخرالعصر فناوری کمک کنند.
اما در نهایت...
همکلاسیام وقتی دربارهٔ این فیلم صحبت میکرد، عبارت «آخرش را باور نکردم» را توی ذهنم جا گذاشت. همان عبارتی بود که وقتی به اوج میرسید، اول از همه به ذهنم آمد. برایم قابلباور نبود که یک نژاد بیگانهٔ توانا اینقدر تحت تأثیر هذیانهای مستانهٔ سه مرد میانسال بریتانیایی قرار بگیرد که اهداف تهاجمیشان را رها کنند و عملاً به آخرالعصر فناوری کمک کنند.
اما در نهایت این برایم مهم نبود. ادگار رایت میداند چگونه کمدیهای هیجانانگیز بسازد و The World’s End من را میخنداند (اعتمادبهنفس ابتدایی گری، دعوای بچهها سر اصطلاح «ربات»، مارتین فریمن با کلهای شبیه توپ فوتبال و غیره). اما مهمتر از همه، نشان داد یک کمدی خوب با یک دیدگاه روشن چگونه است. بهویژه، مرا نهفقط به فکر دربارهٔ پایان جهان، بلکه به اندیشهٔ تاریک نوستالژی و چیزهایی که مردم برای بیحس کردن وضع نامطلوب حالشان سر راه میگذارند انداخت. بازی سیمون پگگ را ببینید؛ پشت آن خرابکاری خندهدار گری، پاتوسی واقعگرایانه و قدرتمند وجود دارد.
فقط سه کورنتو، بدهیدشان به من!
کسی که کلاهخود ندارد، کیست؟
سیمون پگگ، نیک فراست و ادگار رایت دوباره دور هم جمع شدهاند تا سهگانهٔ کورنتو را که با Shaun of the Dead و Hot Fuzz شروع شده بود، ببندند. اینجا پگگ نقش یک الکلی رسمی را دارد که دوستان قدیمیاش را مجاب میکند تا در شهر زادگاهشان نیوتن هِیون یک دور مستی افسانهای راه بیندازند. اما اوضاع مثل قبل نیست...
این فیلم بههیچوجه در سطح Shaun و Hot Fuzz نیست، اما این بهمعنای یک فیلم ضعیف نیست. انتظارها خیلی بالا بود و تا حدی حق داشتند؛ اگرچه این فیلم شوخطبعی طلایی دو فیلم اول را ندارد، اما سرشار از شوخی، جسارت و احساس است. شاید بزرگترین «جرمش» این باشد که فیلم پایانیای نیست که بسیاری از طرفداران آرزو داشتند. اگر انتظارات اولیه و ناامیدیهای اول را کنار بگذارید، تماشاهای مکرر پاداشهای زیادی دارد.
با الهام از فیلمهای علمیتخیلی، داستان با زیرکی رفتار مردانه را میکاود، بهویژه پدیدهٔ «پسر-بزرگ» و نپذیرفتن اینکه گذشته بماند در گذشته. فیلم تقریباً با حالتی جدی شروع میشود و در نهایت با آشوبی جسورانه پایان مییابد. در طول مسیر کلیت تصاویر بصری طعنهآمیز زیادی هست که میتوانی کشف کنی، و نگرانی گزنده دربارهٔ شهرهای یکزمانه که توسط زنجیرههای تفریحاتی بیروح نابود شدهاند، با آگاهی مؤثر و رقتانگیزی جرقه میزند.
شکی نیست که رایت و پگگ راه خودشان را میروند، که در دورهای از فیلمسازی که زیر سیل دنبالهها و بازسازیها مانده، تازگی دارد. دیالوگهای انتخابشده که بعضی کاملاً بریتانیایی هستند و چند لحظهٔ خندهدار بلند، بخشی از لحظات نوجوانانهٔ فیلم را جبران میکنند.
بازیگران فوقالعادهای گرد آورده شدهاند؛ چهرههای همیشگی سهگانه یا نقشهای اصلی دارند یا رویارویی کوتاه که پیوستگی دوستی و عشق فیلمسازان به سینما را تقویت میکند. انتخابهای موسیقی درخشاناند: ترکیبی از بریت-پاپ، مادچستر و خوانندگان تعیینکنندهٔ دوره (آهنگ "Old Red Eyes Is Back" از The Beautiful South هیچوقت اینقدر مناسبتر استفاده نشده بود). همهٔ اینها در قالبی خوشساخت با رنگ و بوی دورهای جای گرفتهاند.
ممکن است در برخی جاها اکشن زیادی باشد و تغییرات لحن برای برخی گمراهکننده باشد، اما این فیلم همچنان تواناییهای قابلتوجه آقایان رایت، پگگ و فراست را نشان میدهد. اضطراب نوجوانانه، مردانگی نمایشی، اعتیاد به الکل و شورهای پنهان با Invasion of the Body Snatchers! برخورد میکنند. نباید جواب بدهد، اما جواب میدهد! امتیاز: ۷ از ۱۰
برای من این فیلم در سه بخش تقسیم شد. اول صحنههای زمینهسازی: گری تدارک دورهمی را میچید و سابقهٔ پنج دوست را معرفی میکرد. تا حد زیادی پیشبینیپذیر بود و تقریباً نتوانستم از دوست نداشتن شخصیت گری عبور کنم. فقط بهخاطر حواسپرتیای که داشتم، به تماشا ادامه دادم. بعد از حدود دقیقهٔ ۳۵–۴۰ اوضاع بهتر شد. صحنههای اکشن بودند، اما حتی شوخیها هم جان گرفتند و کمی رشد و توسعهٔ شخصیت دیده شد. مدت زیادی دیدن فیلم خوشایند بود.
بخش سوم (برای من) وقتی بود که داستان در سرعتی نگرانکننده بسته میشود و به یک ضد اوج میرسد. بعدش یک روایت نسبتاً بیرمق از یکی از شخصیتها میآید که آنچه برای همه رخ داده را توضیح میدهد و پایانی را شرح میدهد که فیلم فقط بهطور سطحی از آن عبور کرده بود.
پس نمیتوانم بگویم از دیدنش پشیمانم، اما احتمالاً اگر دوباره فرصت شود، آن را تماشا نخواهم کرد.
بالاخره آخرین قسمت از آنچه سهگانهٔ Three Flavours Cornetto نامیده میشود را دیدم.
در واقع طرفدار پر و پا قرص دو فیلم قبلی نیستم؛ نه اینکه آنها فیلمهای بدی باشند، اما مثل اکثریت طرفدار جدی آنها نبودهام. The World’s End هم در همین راستا قرار میگیرد. اوایل انتظار داشتم برایم عالی باشد، اما تا پایان در سطح متوسطی باقی ماند؛ Hot Fuzz (۳½ ستاره) همچنان مورد علاقهٔ من است.
همانطور که گفتم، بخش اول فیلم را واقعاً دوست داشتم — فضای آن را خیلی پسندیدم. بعد پیچش رخ میدهد. خود پیچش عالی است؛ اصلاً انتظارش را نداشتم، اما آنچه بعد از آن میآید بهاندازهٔ قبل لذتبخش نیست. شوخیهایش سرگرمکنندهاند، اما چیز زیادی فراتر از آن نیستند.
بازیگران خیلی خوباند، احتمالاً برجستهترین گروه از بین سه فیلماند. البته سیمون پگگ و نیک فراست ستونهای اصلی هستند و عالیاند. پدی کانسیداین، مارتین فریمن، ادی مارسان و روزاماند پیک هم انتخابهای مناسبیاند. دیوید بردلی، پیرس برازنان و بیل نایگی هم حضور دارند.
از نکات مثبت شروع کنیم... صحنههای درگیری عالی بودند، قطعاً خندهدارترین بخشهای فیلم. گروهی از مستها که میتوانند رباتها را بکُشند—نه رباتهایی با حرکات فیلمهای اکشن و کشتی نمایشی—تقریباً دیدنی از شدت خنده است.
دیدن جابجایی نقشها بین شخصیتهای پگگ و بلک هم تازه بود، مخصوصاً که بلک نقش «پادشاه پِب» دوستداشتنی را خوب بازی میکند و پگگ هم نقش یک الکلی پیر را باورپذیر در میآورد.
و شتاب نهایی برای رسیدن به دو پاب آخر کلاسیک است...
اما از سطح دو فیلم قبلی در سهگانه عقبتر است.
ماجرای بیگانهها خیلی... متوسط بود. حالتی از Invasion of the Body Snatchers با نُتهایی از Dreamcatcher داشت که کار نمیکرد.
در واقع، در بسیاری از جاها این موضوع از کل طنز فیلم کاست. ساختار تدریجی کمی دلگیر بود و وقتی طنز به اوج میرسید، مخاطب تا حدی از دست رفته بود.
سرگرمی خیلی دیر در فیلم آمد و مدت زیادی شبیه یک درام با یک لبخند سرگرم شده بود تا کمدیای که انتظارش را داشتی.
«گری» (سیمون پگگ) سعی دارد چهار دوست دوران کودکیاش را ردیف کند تا برای تکمیل یک «پاب کرول» دوازدهتا پابی به شهر زادگاهشان برگردند؛ دورهمیای که اولین تلاششان در روز آخر مدرسه شکست خورده بود. بزرگسالی آنها را از هم دور کرده و هرکدام بارهایی با خود دارند، اما گری امیدوار است که بهترین دوست سابقش «اندی» (نیک فراست)، «اولیور» (مارتین فریمن) و خواهرش «سم» (روزاماند پیک)، «استیو» (پدی کانسیداین) و «پیت» (ادی مارسان) با او همراه شوند. وقتی با فورد کورتینا قدیمیاش میرسند، بهسرعت درمییابند که پابها فقط جذابیت روستایی سابقشان را از دست ندادهاند، بلکه مردم هم کمی بیروح یا ناآشنا به نظر میآیند—یا هر دو! چیزی قطعاً نادرست است و وقتی از پابی به پاب دیگر میرسند، درمییابند هیچچیز آنطور که بهنظر میرسد نیست و در خطر تبدیلشدن به یک سردی متمدن و مؤدب که باید در برابرش مقاومت کنند، قرار دارند. آنچه پس از آن رخ میدهد یادآور Shaun of the Dead (2004) است؛ پگگ و فراست با اطمینان اسلپاستیک را هدایت میکنند و فیلم با چاشنی کنایههای تند، تخریب مبلمان، چند مداخلهٔ شرورانه از سوی پیرس برازنان و کمکهایی از «بازیل» عجیب دیوید بردلی سرگرمکننده است. آیا آنها به پاب دوازدهم میرسند؟ فیلم کمی کند شروع میشود و میتوانستم بخشهایی از مقدمات را حذفشده ببینم، اما وقتی شیطنتها جدی میشوند، تماشای این اثر سریع و لذتبخش است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران