یک شکارچی تازه کار و پدرش به ایرلند سفر میکنند تا آخرین گله از گرگ ها را از بین ببرند. اما هنگامی که با یک دختر از قبیلهای مرموز، که شایعه است به هنگام شب به گرگ تبدیل میشود، دوست میشود، همه چیز تغییر میکند...
یک شکارچی تازه کار و پدرش به ایرلند سفر میکنند تا آخرین گله از گرگ ها را از بین ببرند. اما هنگامی که با یک دختر از قبیلهای مرموز، که شایعه است به هنگام شب به گرگ تبدیل میشود، دوست میشود، همه چیز تغییر میکند...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار؛ برندهٔ ۳۳ جایزه و در مجموع ۶۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان458
همیشه عاشق انیمیشن بودهام و یکی از چیزهایی که واقعاً از آن بیزارم این باور قدیمی است که «فیلمهای پویانمایی برای بچههاست». این طرز فکر خیلی منسوخ و خودِ کودکانه است. امروزه انیمه و سینمای پویانمایی بهشدت رشد کرده و مخاطبش روزبهروز گستردهتر میشود؛ آن طنز آزاردهنده «تو کارتون میبینی، بچهای» حالا دیگر دورانش گذشته. با این حال دلم برای کسانی که فکر میکنند انیمیشن...
همیشه عاشق انیمیشن بودهام و یکی از چیزهایی که واقعاً از آن بیزارم این باور قدیمی است که «فیلمهای پویانمایی برای بچههاست». این طرز فکر خیلی منسوخ و خودِ کودکانه است. امروزه انیمه و سینمای پویانمایی بهشدت رشد کرده و مخاطبش روزبهروز گستردهتر میشود؛ آن طنز آزاردهنده «تو کارتون میبینی، بچهای» حالا دیگر دورانش گذشته. با این حال دلم برای کسانی که فکر میکنند انیمیشن نمیتواند به عمق احساسات یک فیلم لایو-اکشن برسد میسوزد، بهخصوص وقتی استودیویی مثل پیکسار بارها ثابت کرده حتی بزرگسالان بالغ را هم به گریه وامیدارد.
خیلیها تصور میکنند پیکسار یا دیزنی تنهاهایی هستند که فیلم انیمیشن باکیفیت میسازند، اما در سالهای اخیر استودیوهای دیگر با استعدادهای چشمگیر جایگاهی برای خود یافتهاند. ازجمله Laika که آثاری مثل Kubo and the Two Strings، Missing Link و Coraline را ساخته و Cartoon Saloon که با فیلمهایی مثل Song of the Sea و The Breadwinner و اکنون Wolfwalkers، بهعنوان یک رقیب جدی در جوایز مطرح شده است. تفاوت اصلی Cartoon Saloon با بقیه سبکِ انیمیشن است: انیمیشن دوبعدی «کلاسیک» که بچههای دهه نود با آن بزرگ شدند.
نقطه شروع نقدم از همینجاست. انیمیشن دوبعدی Wolfwalkers بار دیگر ثابت میکند این سبک هرگز کهنه یا پایینتر از طراحی سهبعدی نیست. اشتباه نکنید؛ من هر دو سبک را دوست دارم و معتقدم هرکدام مزایا و محدودیتهای خود را دارند. انیمیشن دوبعدی بهخاطر طراحیهای متفاوت و منحصربهفرد هنرمندان، حسِ یگانگی و اصالت به داستان میبخشد، ولی در ایجاد فضای غوطهور و جهانِ محسوس گاهی محدودتر از سهبعدی است. از سوی دیگر، بسیاری از آثار سهبعدی امروز در طراحی بصری به تکرار و یکنواختی رسیدهاند و ظاهراً شبیه هم بهنظر میرسند.
پس حرفم این است که درباره انیمیشن نه چیز درستِ مطلقی وجود دارد و نه غلطی؛ هم آثار شاخص و خیرهکننده از هر دو سبک داریم و هم فیلمهای سطحی و تجاری که بهتر است فراموش شوند. خوشبختانه Wolfwalkers جزو گروه اول است. تام مور و راس استوارت قصهای دلگرمکننده و احساسی را با اجرای بینقصِ همهجانبه روایت میکنند. فیلمنامهٔ ویل کالینز شاید چندان نوآورانه نباشد و از فرمِ آشنای روایت پیروی کند؛ قصهای تاحدی پیشبینیپذیر که نقطههای اصلی آن برای هر بیننده باتجربهای قابل حدس است.
با این حال این فرمولِ آشنا—وقتی درست اجرا شود—هنوز توانایی خلق روایتی غنی، پرشور و جذاب را دارد که هم کودکان و هم بزرگسالان را راضی میکند. از همان ایدهٔ اولیه مشخص است پیام فیلم از کلیشههایی مثل «قضاوت نکن بر پایهٔ ظاهر» یا «خواستههای ما ممکن است نیازهای دیگران را از بین ببرد» الهام گرفته است؛ حتی گریزی هم به موضوع تبعیض نژادی میزند چون داستان دو جمعیت متفاوت را به تصویر میکشد. با توجه به اینکه یکی از این «جوامع» گروهی از گرگهاست، پیامی هم درباره قطع درختان و شکار بیرویه و تهدید گونهها به خاموشیِ نهایی وجود دارد. همهٔ این تمها با ظرافتِ شگفتانگیزی پردازش شده و هرگز بهصورت موعظهوار به مخاطب تحمیل نمیشوند.
اما حتی اگر پایانِ داستان چندان غافلگیرکننده نباشد، من چون به شخصیتها و انیمیشنِ فیلم جذب شدم اهمیتی ندادم. آنور نِیفسی و ایوا ویتاکر در نقشهای رابین گودفِلاو و مِیو اُگ مکتایر اجرای صدای فوقالعادهای ارائه میدهند که با انیمیشن پرفورمنسمحور و پراحساسِ فیلم تکمیل میشود. شان بین هم در نقش بیل گودفِلاو—پدر رابین—بسیار تأثیرگذار است؛ کاراکتری که مسیر رشد و تغییر را طی میکند و در نهایت فرهنگ و انسانیتِ متفاوتِ دیگری (در اینجا حیوانات) را درمییابد و میپذیرد. همهٔ شخصیتها بهخوبی نوشته شدهاند و دیالوگها طبیعیاند، در محیطی الهامگرفته از اساطیر سلتیک و با موسیقی متناسب.
برونو کولهه و گروه فولک Kíla موسیقی متنِ فیلم را ساختهاند و بدون تردید این یکی از بهترین ساندترکهای سال است؛ از جمله یکی از آهنگهای اصلی موردعلاقهام («Running with the Wolves») که در یکی از توالیهای موسیقایی برجستهٔ سال اجرا میشود. «موردعلاقه» کلمهای است که دقیقاً حس من از Wolfwalkers را توصیف میکند. هرگز نتوانستم عیبِ مشهودی در فیلم پیدا کنم. تحسین فراوان برای هنرمندان طراحی که دنیای دوبعدی شگفتانگیزی خلق کردهاند—کاری که اغلب کمقدردانی و کماجرت میماند—پس از این فیلم باید از Cartoon Saloon تشکر کرد و امیدوار بود به ساخت آثار عالی ادامه دهند.
شکی نیست: تا حالا و تا این لحظه Wolfwalkers بهترین فیلم پویانماییای است که امسال دیدهام. میدانم فیلم بزرگ بعدی از پیکسار (Soul) در راه است، اما باید اثری کامل و بینقص باشد تا بتواند قصهٔ گرمِ سلتیکِ مور و استوارت را پشت سر بگذارد. Cartoon Saloon بار دیگر ثابت میکند انیمیشن دوبعدی هنوز میتواند با طراحیهای زیبا، منحصربهفرد و هنری، داستانهایی سرشار از احساس و تأثیر احساسی منتقل کند. با اینکه فیلمنامهٔ ویل کالینز از نظر ساختار کلی آشنا و پیامها تا حدی کلیشهایاند، همهٔ جزئیات فیلم با دقت و بدون نقص اجرا شدهاند. اجرای صدای درخشانِ آنور نِیفسی و ایوا ویتاکر در نقش دو شخصیتِ جذاب و خوبنوشته نیز از نقاط قوت است. اما بیش از همه موسیقیِ برونو کولهه و Kíla است که دلِ من را آب میکند و هر بار که گوش میدهم مو به تنم سیخ میشود. یکی از فیلمهای موردعلاقهٔ امسال است و بعید میدانم در فهرست دهتاییام جا نگیرَد. با خانواده ببینید؛ ارزشش را دارد.
امتیاز: A
با روایت چندلایهٔ متافیزیکی و انیمیشن غنی، Wolfwalkers عملاً یکی از دلایل ارزشقائل شدن برای پلتفرمهای جدید است. این فیلم دوباره تأیید میکند که Cartoon Saloon آثاری میسازد که بزرگسالان آگاه فرهنگی نیز میتوانند بدون همراهی کودک به تماشا بنشینند و لذت ببرند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران