در اسکاتلند در زمان افسانهای و افسانهای , " شجاع " , یکی از features بلندپرواز و دختر impetuous خاندان سلطنتی , در اسکاتلند قرار دارد . مریدا یک انتخاب بیپروا را به وجود میآورد که خطر ناخواسته را رها میکند و او را وادار میکند که برای درست کردن
در اسکاتلند در زمان افسانهای و افسانهای , " شجاع " , یکی از features بلندپرواز و دختر impetuous خاندان سلطنتی , در اسکاتلند قرار دارد . مریدا یک انتخاب بیپروا را به وجود میآورد که خطر ناخواسته را رها میکند و او را وادار میکند که برای درست کردن
از دید من «بریو» (Brave) را دوست داشتم، اما بینقص هم نبود.
اول اینکه هرگز احساس نکردم داستان عمق زیادی دارد. خوشایند بود و پیامهای اخلاقی و ارزشهای خانوادگی خوبی داشت، اما هرگز با شخصیتهای اصلی ارتباط عمیقی برقرار نکردم. اتفاقات صرفاً میافتادند و حس سرمایهگذاری عاطفی در شخصیتها برایم پیش نیامد.
دوم اینکه، شاید تقصیر فیلم نباشد بلکه تبلیغات اطرافش بود، اما فیلم خیلی متفاوتتر از...
از دید من «بریو» (Brave) را دوست داشتم، اما بینقص هم نبود.
اول اینکه هرگز احساس نکردم داستان عمق زیادی دارد. خوشایند بود و پیامهای اخلاقی و ارزشهای خانوادگی خوبی داشت، اما هرگز با شخصیتهای اصلی ارتباط عمیقی برقرار نکردم. اتفاقات صرفاً میافتادند و حس سرمایهگذاری عاطفی در شخصیتها برایم پیش نیامد.
دوم اینکه، شاید تقصیر فیلم نباشد بلکه تبلیغات اطرافش بود، اما فیلم خیلی متفاوتتر از آن چیزی بود که فکر میکردم. سخت بود که از این پیشفرضها عبور کنم و مرتباً فکر میکردم قصه دارد به سمتی میرود که در نهایت نرفت.
«بریو» در بهترین لحظاتش زمانی بود که مرا میخنداند؛ متأسفانه این لحظات خیلی کم بودند. برای مثال، صحنهای که سه قبیله برای خواستگاری مریدا میجنگند خیلی کوتاه بود!
بازیگران صداگذاری خیلی خوب بودند. بهویژه کلی مکدونالد که در نقش مریدا بینقص بود.
در مجموع، «بریو» فیلمی خوب اما نه عالی است. انگار آن «جادویی» را که از پیکسار انتظار دارم کم دارد. بدترین اثرشان نیست، اما به آن نزدیک است.
---
این نقد مفصلی است که در اصل آن را در سال ۲۰۱۲ نوشتهام.
فیلم بهطور کلی تجربه نسبتاً قابل قبولی است. شاید موفقیت سزاوار پیکسار همینجا به ضررش تمام شده باشد. هرچند تماشای فیلم لذتبخش است، «بریو» از استانداردهایی که آثاری مانند سهگانه «داستان اسباببازی»، «بالا» یا «هیولاها» بهوجود آوردهاند، عقب میماند. این فیلم بیشتر در دسته «سرگرمکننده، قابل قبول، بامزه» قرار میگیرد تا اوجهایی که برخی کارهای قبلی استودیو کسب کردهاند.
«بریو» تلاش میکند خط داستانی «شاهزادهخانمهای دیزنی» را از قالب سنتیاش خارج کند؛ قالبی که در آن شاهزادهها غالباً تنها برای گرفتار شدن و نجات یافتن توسط مردان تعریف میشدند (مثل سفیدبرفی یا بل) یا مانند «پری دریایی» که حاضر است تقریباً برای یک مرد زیبا همهچیز را قربانی کند. برای این تغییر باید از «بریو» تشکر کرد. با این همه، یک اثر جانبی ناخوشایند هم وجود داشت. ابتدا فکر میکردم این برداشت شخصی من است، اما هر کسی که درباره فیلم حرف زدم به نتیجهای مشابه رسید، پس شاید برداشت من خیلی هم عجیب نباشد... مطمئنم که عمدی نبوده، اما باید بگویم شخصیت اصلی، مریدا، گویی وابستگی خاصی به مادرش دارد. صادقانه بگویم، این همان حسی است که هنگام تماشای فیلم به آدم منتقل میشود.
از زاویهای دیگر، بَیلی کانِلی در نقش فرگوس، پدر مریدا، عالی است و احتمالاً نقطه اوج فیلم به حساب میآید. هرچند انیمیشن گشایش انقلابی نسبت به چند سال اخیر نداشت، اما همچنان چشمگیر است.
شاید اگر من جزو مخاطبان هدف «بریو» بودم، میتوانستم فیلم را بیشتر تقدیر کنم. قطعاً خوب بود، اما هیچ جنبهای از آن واقعاً مرا شگفتزده نکرد. بیش از حد «بالای متوسط» نیست و من منتظر چیزی فراتر از آن بودم، بهخصوص که فیلمهای سینمایی معمولاً بیشتر مرا تحت تأثیر قرار میدهند.
مشکل بزرگ «بریو» این است که در ذاتش فراموششدنی است. هرچند ۹۳ دقیقه سرگرمکنندهای دارد، اما تصور نمیکنم به این زودیها هوس تماشای مجددش را داشته باشم.
۶۲٪
- Gimly
---
فیلمی انیمیشن و صادقانه از سوی دیزنی.
«بریو» فیلم بسیار خوبی است. فضای اسکاتلندی کمک زیادی کرده، ولی پیام معنادار و انیمیشن برجسته تنها چندی از نکات مثبت بزرگ فیلماند. انتخاب بازیگران، شخصیتها و موسیقی هم از دیگر نقاط قوتاند. خود طرح داستان چیز چندان تازهای نیست، اما دیدن پیشروی آن قطعاً لذتبخش است.
بازیگران عالیاند؛ از بین آنها بهخصوص کلی مکدونالد (مریدا) و اما تامپسون (الینور) برجسته هستند. اجرای خوبی هم از بَیلی کانِلی (فرگوس)، رابی کلِین (دینگوال) و جولی والترز (جادوگر) میبینیم.
تماشای فیلم ساده و سرگرمکننده است و من از دیدنش واقعاً لذت بردم.
---
صادقانه بگویم، از این فیلم انتظار بیشتری داشتم. داستان حول شاهزادهٔ پسرانهای به نام مریدا میچرخد که مادر سختگیرش، الینور، میخواهد او را به بانویی مؤدب و موقر تبدیل کند تا شایسته مقام خود باشد. پدرش، فرگوس، خشنتر است اما خانواده بهطور کلی کنار هم زندگی میکنند؛ تا اینکه پادشاه و ملکه به دخترشان اعلام میکنند زمان نامزدیاش رسیده و باید با یکی از وارثان بیتجربه سه قبیله بزرگ ازدواج کند. مریدا که تحت تأثیر قرار نمیگیرد، فرار میکند و با جادوگری روبهرو میشود که حاضر است طلسمی اجرا کند تا نظر مادرش را تغییر دهد... اما آن طلسم بیش از اینها را به دنبال دارد و خیلی زود مریدا باید پیامد خواسته شتابزدهاش را جبران کند و در عین حال با خرسی افسانهای که قبلاً نصف پای پادشاه را ربوده، مقابله کند.
ماجرا به اندازه کافی سرگرمکننده است، اما داستان برای کشاندن نود دقیقه بیش از حد نازک است و علیرغم تلاشهای شخصیتپردازانه و بامزه جولی والترز، بَیلی کانِلی و اما تامپسون، من این فیلم را کمی کند یافتم. لهجهها اسکاتلندیاند، اما داستان میتوانست هر جایی اتفاق بیفتد و درباره هر چیز دیگری باشد. سطح انیمیشن هم فوقالعاده نیست — سبک بصری خطیای دارد که چندان طبیعی به نظر نمیرسد، بهویژه که بخش زیادی از فیلم در فضای باز و جنگلی رنگارنگ میگذرد. با این حال، فیلمی درگیرکننده برای خانواده است که میتوانید بیدغدغه بچهها را به تماشای آن بنشانید. میتوان گفت یکی از تولیدات کارخانهایِ دیزنی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران