داستان انیمیشن درباره دخترکی به نام سائوریس میباشد که آخرین بازمانده سلکیها (در افسانههای ایرلندی و اسکاتلندی به زنانی اطلاق میشود که از خوک دریایی به انسان تغییرشکل میدهند) است. سائوریس از خانه مادربزرگش فرار میکند تا به دریا سفر کند و پریانی را که در دام دنیای مدرن گرفتار شدهاند، رها سازد...
داستان انیمیشن درباره دخترکی به نام سائوریس میباشد که آخرین بازمانده سلکیها (در افسانههای ایرلندی و اسکاتلندی به زنانی اطلاق میشود که از خوک دریایی به انسان تغییرشکل میدهند) است. سائوریس از خانه مادربزرگش فرار میکند تا به دریا سفر کند و پریانی را که در دام دنیای مدرن گرفتار شدهاند، رها سازد...
اگر فیلم «راز کلز» را دیده باشید، هرگز به فکر رد کردنش نمیافتید. هرچند بعضیها بهخاطر ارتباطش با اسکار سراغش میروند، به نظر من از بین نامزدها برندهٔ واقعی همین فیلم است و حتی خیلی بهتر از «بیگ هیرو ۶» عمل میکند. آکادمی آمریکایی نتوانست نبوغ واقعی را ببیند، اما این فیلم قلب میلیونها کودک در سراسر جهان را تصاحب کرده است. برای بزرگترها هم...
اگر فیلم «راز کلز» را دیده باشید، هرگز به فکر رد کردنش نمیافتید. هرچند بعضیها بهخاطر ارتباطش با اسکار سراغش میروند، به نظر من از بین نامزدها برندهٔ واقعی همین فیلم است و حتی خیلی بهتر از «بیگ هیرو ۶» عمل میکند. آکادمی آمریکایی نتوانست نبوغ واقعی را ببیند، اما این فیلم قلب میلیونها کودک در سراسر جهان را تصاحب کرده است. برای بزرگترها هم برای مدتی حس جوانی را زنده میکند؛ پر از طنز و با احساسات لطیفی در پایان که در کنار طعمِ موردپسندِ کودکان جریان دارد.
صنعت انیمیشن در شرق و غرب صاحبنفوذ است، اما تام مور از ایرلند تلاش میکند دریچهای تازه از سوی اروپا باز کند. خیلیها او را نمیشناسند؛ شاید یک فیلم موفق دیگر او را به قلههای بالاتری برساند. فنون تصویریِ این انیمیشن بسیار منحصر به فرد است، هرچند برای نخستینبار نیست که استفاده شدهاند.
طراحی شخصیتها به زیبایی کودکان را مسحور میکند. تماشای فیلم مانند خواندن یک کتاب تصویری کودکانه است: تصاویر بزرگ در همهجا و چند خط متن گوشهٔ صفحه. درست مثل انیمه در ژاپن و انیمیشن سهبعدی در هالیوود، این فیلم میتواند امضای اروپا را روی نقشه ثبت کند. در اروپا انیمیشنهای زیادی ساخته میشوند، اما این اثر چشمانداز جدیدی از امید است برای رسیدن به نقاط دور و نزدیک جهان. امیدوارم در مسیر درست حرکت کند.
اگر با قوانین کلی افسانهها آشنا باشید، ممکن است بتوانید پایان داستان را پیشبینی کنید—شکست شر، از بین رفتن نفرینها، پایان خوش—پس چیزی که اهمیت دارد چگونگی روایت است. این فیلم در این زمینه فوقالعاده عمل میکند و موسیقی آن یکی از نقاط برجستهٔ کار است؛ هرکه موسیقیدان یا آهنگساز باشد باید تحسین شود. تقریباً یک سال پیش که اولین تریلر را دیدم، بهخاطر موسیقی حس کردم که از قبل عاشق فیلم شدهام.
«این صدف را به گوشت بچسبان و خوب گوش کن. آواز دریا را خواهی شنید.»
در فیلم قبلی کارگردان هم داستانی ساده و کوتاه را بهگونهای فوقالعاده روایت کرده بود و هنوز گاهی آن ترانهٔ زیبای «ایشلینگ» را زمزمه میکنم. این فیلم ماجراجویی زیبای پسری بهنام بن و خواهر کوچکش سُوارشا را روایت میکند. در فرار از جادوگریِ شبیه جغد، موجودات جادویی و یک صدف کهن راهنمایشان میشوند. در زمان مناسب، ترانهٔ عنوان فیلم ده دقیقهٔ مهمی از روایت را به لذتی خاص بدل میکند. نسخهٔ اصلی به زبان ایرلندی است که گرچه آن را متوجه نمیشوم، اما گوشنواز و گیراتر است—حتی برای بزرگترها. آدم دلش میخواهد به آن مکانهای فیلم سفر کند، اما افسوس که تنها گزینهمان دیزنیلند است.
دیزنی و استودیو گیبلی پادشاه و ملکهٔ فیلمهای قصهایاند؛ اما اگر از آن آثار کمی خستهاید، اینجا قصههایی تازه از فولکلور ایرلند در بعدی جدید عرضه شدهاند. هرچند داستان در دنیای مدرن نیز رخ میدهد، عناصر کلیدیِ کهن را رها نمیکند؛ با همان شدت که کهنباوری با مدرنیته روبهرو میشود. شنیدن نامهایی مانند سلکی یا ماخا برای بسیاری تازگی دارد، بهویژه برای کسانی که هزاران کیلومتر آنطرفتر زندگی میکنند. دوستداران انیمیشن حتماً از این فیلم لذت خواهند برد، و اگر در خانهتان کودکانی مثل خواهرزاده یا برادرزاده دارید، دیدنش همراه با آنها تجربهای متفاوت خواهد بود.
امتیاز: 9/10
تماشای بسیار لذتبخش؛ باز هم خواهم دید و توصیهاش میکنم. انیمیشن زیباست و در بعضی لحظات کمی مرا به یاد «افسانهٔ ارزنده» (Spirited Away) میاندازد، اما از نظر من قابلدرکتر است. احتمالاً ربطش در این است که «افسانهٔ ارزنده» نمایشِ میازاکی از موجودات فِیِ ژاپنی است، حال آنکه این نوع موجودات در چند فیلم دیگرِ او هم دیده شدهاند.
این فیلم دربارهٔ تراژدی و احساسات عمیق است، اما در نهایت دربارهٔ قدرشناسی از خانواده و مردم در حالیکه کنارمان هستند است. فیلم جذابیت و احساسات بالابَرانندهای دارد؛ قرار نیست فقط افسرده یا غمگینتان کند.
با آغاز معرفیِ فِیها مشخص نیست چه چیزی واقعی است و چه چیزی جادو، یا آیا جادو واقعاً وجود دارد یا نه. این ابهامِ سوررئال به جذابیت ماجراجوییِ کودکانه میافزاید. تنها ایرادی که از نظر من دارد همین ابهام است؛ پاراللهای بسیاری با واقعیت وجود دارد که گاهی نمیتوان تشخیص داد آیا این ماجرای خیالپردازیِ پسری است یا داستانِ واقعیِ فِیها پر از جادوهای پنهان.
جزئیاتی که به آنها پرداخته شده شگفتانگیزند اگر خوب نگاه کنید. حتی اشکهایی که بین فِی و انسان ردوبدل میشود متفاوتاند. این جزئیات ادامه دارد و هرچند مطمئن نیستم کیفیت کلی بهتر، بدتر یا صرفاً متفاوت از فیلمهای میازاکی است، احساس میکنم این اثر با همان توجه به احساسی که تماشاچی باید داشته باشد ساخته شده است.
این داستانی زیبا و چشمنواز از اساطیر سلتی است که ماجراهای بن جوان و خواهرش سُوارشا را دنبال میکند. مادر هنگام زایمان دختر فوت میکند و دختر قادر به سخن گفتن نیست. آنها با پدر بیوهشان کونور در فانوسی منزوی زندگی میکردند تا اینکه برای زندگی به شهر بزرگ و نزد مادربزرگ فرستاده میشوند. روایتِ رنگارنگِ فیلم از تصمیم آن دو برای بازگشت به خانه و پدرشان پیروی میکند. در مسیر درمییابیم سُوارشا دختر عادیای نیست و قدرتهایش، که با کمک بن و قصههایش بروز مییابند، ممکن است به آنها امکان دهد تا موجودات جادویی گرفتار در قلمرو انسانها را آزاد کنند.
انیمیشن دلفریب و شخصیتپردازیها نیز خوب انجام شدهاند—شخصیتها توسعه یافتهاند و در تمام طول داستان معصومیت و کودکانهبودن خود را حفظ میکنند. موسیقی متن هم از جاذبهٔ خاصی برخوردار است؛ ملودیهای گیلی آهنگین و هِیجانانگیز که به غنای این داستان ساده اما جذاب میافزایند. این شاخهای از افسانههاست که سینمای بینالمللی کمتر به آن پرداخته؛ این فیلم معرفی لذتبخشی است و قطعاً ارزش حدود یک ساعت و نیم وقت هر کسی را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران