داستان این فیلم فوق العاده زندگی زنی به نام سوزان (امی آدامز) را روایت میکند که یک گالری دار موفق و معروف است . او چند سال پیش از همسرش جدا شده و اکنون با فرد دیگری ازدواج نموده است. به تازگی یک نسخه خطی از رمان همسر سابقش به دست او می رسد که مطالب مرموزی را در خود جای داده است و این امر موجب می شود که زندگی سوزان در آشوب فرو برود ...
داستان این فیلم فوق العاده زندگی زنی به نام سوزان (امی آدامز) را روایت میکند که یک گالری دار موفق و معروف است . او چند سال پیش از همسرش جدا شده و اکنون با فرد دیگری ازدواج نموده است. به تازگی یک نسخه خطی از رمان همسر سابقش به دست او می رسد که مطالب مرموزی را در خود جای داده است و این امر موجب می شود که زندگی سوزان در آشوب فرو برود ...
ما در کشوری زندگی میکنیم که نامزدهای کنونی ریاستجمهوریاش حتی قابل مقایسه با رئیسجمهور فعلیمان هم نیستند. در کشوری زندگی میکنیم که اقلیتها دچار خشونتهای پلیسی شدهاند. در کشوری زندگی میکنیم که برای ادامه تحصیل باید وام بگیری و با اینحال آیندهای موفق به تو تضمین نمیشود. هنوز ناخوشایند نشدهاید؟ راحتی را اینجا یا در دومین فیلم بلندِ کارگردان و طراح مد، تام فورد، یعنی...
ما در کشوری زندگی میکنیم که نامزدهای کنونی ریاستجمهوریاش حتی قابل مقایسه با رئیسجمهور فعلیمان هم نیستند. در کشوری زندگی میکنیم که اقلیتها دچار خشونتهای پلیسی شدهاند. در کشوری زندگی میکنیم که برای ادامه تحصیل باید وام بگیری و با اینحال آیندهای موفق به تو تضمین نمیشود. هنوز ناخوشایند نشدهاید؟ راحتی را اینجا یا در دومین فیلم بلندِ کارگردان و طراح مد، تام فورد، یعنی Nocturnal Animals پیدا نخواهید کرد. فورد شما را وادار میکند به ناآرام بودن عادت کنید و حاصل آن از زیبا تا تکاندهنده یکی از چسبندهترین آثار سال ۲۰۱۶ است.
از تام فورد، نویسنده و کارگردان، تریلر عاشقانهای وهمآور میآید که با صمیمیتی شوکآور و هیجانی طاقتفرسا، خطوط نازک میان عشق و قساوت، انتقام و رستگاری را میکاود. امی آدامز و جیک جیلنهال، که نامزد اسکار هم بودهاند، در نقش زن و مرد جداشدهای بازی میکنند که در پیِ خواندن رمانی از یکدیگر و خودشان حقایقی تاریک را کشف میکنند.
فورد فیلم را با نمایی نزدیک از چند زن مسن سفیدپوست برهنه آغاز میکند؛ زنانی با اندامهایی که با معیارهای زیبایی مسلطِ جامعه سازگار نیستند. او بر یک بخش خاص از بدن تمرکز نمیکند؛ بلکه هر تکه چربی، پوست اضافه، چین و چروک، زخم و ترک پوست را نشان میدهد تا سطح راحتی تماشاگر را به چالش بکشد. هدف فورد صرفاً شوکه کردن نیست—دورانی برای اینکار پیش رو هست—بلکه انگار از تماشاگر یک هشدارِ اخلاقی میخواهد: این سکانس راحتی را از بین میبرد و اگر نتوانید از پس آن برآیید، Nocturnal Animals برایتان تجربهای شدید خواهد بود. در هر صورت، این فیلم تجربهای تکاندهنده است.
فیلم دو روایت موازی دارد: زندگی واقعی سوزان و رمانی که او از همسر پیشینش دریافت میکند و میخواند. فورد برای جدا کردن دو سطح داستان از روایتِ صوتی استفاده نمیکند، اما کاری میکند که حس کنی در حال تماشای فیلم دیگری هستی. او کار دشواری را انجام میدهد: به هر دو روایت وزن میدهد تا تماشاگر به هر دو اهمیت بدهد؛ و وقتی به یاد میآوری یکی از این دو واقعیت است، سطح ناآرامی دوباره بالا میرود. رمانِ اصلی (Tony & Susan، ۱۹۹۳) نشان میدهد که خواندن چقدر میتواند رابطهای صمیمی باشد؛ نویسنده میتواند به افکار و تجربههای خواننده نفوذ کند. فورد همین دستاورد را در قالب تماشای فیلم تکرار میکند.
با سابقهای در طراحی مد، طبیعی است که از زیباییشناسی تصویری فورد انتظار بالایی داشته باشیم. لسآنجلس و غرب تگزاس در فیلم چشمنوازند، اما تضاد بصری بین این دو بیش از انتظار است: گذار از لسآنجلسِ سرد و گاهی زننده به غرب تگزاسِ خشونتآمیز و انتقامجو، دوباره باعث میشود احساس راحتیتان مختل شود.
در نهایت، این فیلم درباره انتقام است. سوزان که از خانوادهای ثروتمند است، عاشق نویسندهای بهنام تونی میشود؛ اما بعداً سهراه او را میشکند: اول، او را از دنبال کردن رویای نویسندگی منصرف میکند؛ دوم، سقطِ جنینش را بهخاطرِ تصمیمی میگذارند؛ و سوم—اگر دو مورد قبلی کافی نبود—او تونی را رها میکند و با هوتونِ خوشقیافه (با بازی آرمِی همر) زندگی میکند. بیست سال پس از طلاقشان، تونی بیسر و صدا رمانی درباره انتقام در صندوق پست سوزان میگذارد. حسِ لرز و دلهره سوزان هنگام خواندن رمان قابل لمس است و دنیای بینقص او کمکم فرو میریزد.
جیک جیلنهال و امی آدامز دقیقاً همان چیزی را ارائه میدهند که از آنها انتظار داریم. آرون تیلور-جانسون چهرهای هولناک از ری مارکوس ارائه میکند و مایکل شنن در نقش بابی اندِس فوقالعاده است. تام فورد دیگر صرفاً «طراح مدی که فیلم ساخته» نیست؛ با این اثر نشان میدهد که کارگردانی تمامعیار است—کاری که بسیاری از فیلمسازان کمتر میتوانستند از پس آن برآیند.
---
این فیلم برایم واقعاً عالی بود. داستان را دوست داشتم، هرچند شیوه روایت کاملاً مطابق سلیقهام نبود. بازیها هم قابل چشمپوشی نیستند؛ جیک و امی درخشیدند و نامزدی اسکار مایکل شنن هم شایسته بهنظر میرسد. فیلم براساس رمان Tony and Susan ساخته شده و عنوان فیلم از رمانی در دل داستان گرفته شده است. از کارگردان A Single Man که بازگشتی بعد از وقفهای طولانی برای او بود. به نظرم تلاش خوبی است.
داستان درباره مدیر موفق یک گالری هنری است که طلاق گرفته و با مردی که قبلاً با او رابطه داشته، ازدواج میکند؛ تصمیمی که تا حدی تحت تأثیر مادرش بوده. حال فکر میکند خوشبخت است، اما روزی همسر سابقش نسخهای از رمان تازهاش را با تقدیمنامهای به نام او پست میکند. با خواندن رمان درمییابد که او چقدر از جداییشان آسیب دیده بود. پایانِ کتاب حقیقتی غیرمنتظره را آشکار میکند که میتواند زندگی سوزان را برای همیشه تحت تأثیر قرار دهد.
این داستان دو لایهای است: یکی داستانِ خیالی و دیگری دنیای واقعی. ولی قصهٔ خیالی تأثیر زیادی بر روایت اصلی دارد و این از هوش نویسندگی است؛ پس باید به نویسنده اصلی اعتبار داد. من فیلمهای زیادی درباره انتقام دیدهام، حتی قابل مقایسه با Three Colours: White، اما تفاوت اصلی همین «انتقام شیرین» است که فیلم را برجسته میکند. نقطه اوج هم خیلی خوب از کار درآمده. اگر روایت را بفهمید، قطعاً از فیلم لذت خواهید برد. از جهت فنی نوآوری بیشتری میشد داشت اما به جز آن، فیلمی نیست که از دیدناش صرفنظر کنید. (۶/۱۰)
---
یک تریلر گیرا با پایانی باز که در مقایسه با آنچه فیلم در اختیار دارد، خیلی ساده بهنظر میرسد.
Nocturnal Animals آغاز بسیار قدرتمندی دارد و یادآور آثار لینچ مثل Lost Highway یا Mulholland Dr است. شخصیت اصلی در زندگی مجللی با آثار هنری برجسته احاطه شده است (آثاری که در طول داستان حال و هوای فراتر از واقعیت و هیجانی به آن میدهند). او رمانِ دوستپسر سابقش را میخواند که در واقع حسِ کابوسمانندی به بیننده میدهد. شروع رمان شبیه Funny Gamesِ مایکل هانکه است و صحنه افتتاحیه با آرون تیلور-جانسون با بازیای توأم با بازیهای ذهنی، بهخوبی تنش را میسازد. اما داستان بعد از آن به نوعی معمای جنایی ملایم تبدیل میشود که با اجرای سرگرمکننده مایکل شنن سرپا نگه داشته شده است. احتمالِ تبدیل شدن به تریلری رمزی و پیچیده وجود داشت، اما فیلم بهجای اینکه تکهها را به شکلی مرموز نگه دارد، آنها را برای مخاطب کنار هم میچیند. بهعنوان هوادار لینچ، دلم میخواست چیز عجیبتری ببینم؛ میخواستم سردرگم باقی بمانم، اما در عوض پایانی نسبتاً پیشپاافتاده گرفتم.
---
فقط در جهانی که یک ستاره تلویزیون واقعیتنما رئیسجمهور میشود، تام فورد میتواند یکی از بهترین کارگردانان سال باشد... به نظر میرسد این جهان همان جهان باشد.
امتیاز نهایی: ★★★★ — فیلمی خوب و جامع با یک چیز اضافیِ خوشایند.
---
فیلمی متراکم، با شخصیتهای کمی قابل همذاتپنداری، اما منطقی و قابل تأمل.
این فیلم از آن دست آثار است که جذابترین بخشش داستان درونِ داستان است: سناریو با معرفی سوزان مورو، صاحب گالری هنری بسیار شیک و متفکر که از بیخوابی رنج میبرد شروع میشود؛ او از طریق پست، پیشنویسی از رمانی خیالی را که همسر سابقش قصد چاپش را دارد دریافت میکند. وقتی شروع به خواندن میکند، فیلم داستانی را که او نوشته نشان میدهد: خانوادهای معمولی در جادهای خلوت غافلگیر و ربوده میشوند و مردی آرام و دوستداشتنی وارد کابوسی واقعی میشود. همزمان صحنههایی از خاطرات سوزان و لحظات ناکامِ رابطهاش را میبینیم.
فیلم بد نیست، اما توجه مخاطب لازم دارد تا سه داستان همزمان را دنبال کند؛ و بیشک جذابترین و مؤثرترین بخش، همان رمانی است که شخصیت اصلی میخواند. شخصاً همدلی خاصی با قهرمانِ داستان احساس نکردم؛ به نظرم شخصیت تا حدی کمرنگ و کمجذاب بود و روایتِ ازدواج و طلاقاش نکات تاریکی از شخصیت او را نشان میدهد که همذاتپنداری را دشوارتر میکند.
امی آدامز شخصیت اصلی را زنده کرده و اجرای او شایسته و هوشمندانه است، اگرچه این یکی از آن کاراکترهایی است که هرگز کاملاً برایمان شناخته نمیشود چون خودش را باز نمیکند. جیک جیلنهال جالبتر است، نه کمترین به این دلیل که دو نقش متفاوت را بازی میکند: هم همسر سابق سوزان و هم قهرمانِ رمانی که او میخواند؛ شخصیتی دوستداشتنی که با وجود تلاشهای منطقی درگیر وضعیتی سخت میشود. اگر در نظر بگیریم که آن عشق بهطور ذاتی با ازدواج شکستخورده آن دو گره خورده، میشد نقش امی را به بازیگری مانند آیزلا فیشر سپرد، بازیگری کمفعالیت اما توانمند. مایکل شنن و آرون تیلور-جانسون هم اجراهای تأثیرگذاری دارند.
از نظر فنی، فیلم از فیلمبرداری بهخوبی برای انتقال احساسات شخصیتها استفاده میکند: از تنهایی افسردهٔ سوزان تا تهدید و تنشی که شخصیتهای رمان را احاطه کرده است. رنگهای تاریک، طراحی محیطها و استفاده هوشمندانه از نور و زوایای دوربین همه در برجستهسازی این حسها نقش دارند. علاوه بر این، فیلم صحنهآرایی و لباسهای خوبی دارد و موسیقی که ظریف اما مؤثر است، کار را کامل میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران