فیلم فلش از گنجینهٔ عظیم تاریخ دیسی استفاده میکند تا تجربهای بسازد که هم گذشتهٔ فیلمهای این جهان را جشن میگیرد، هم نکات خوب آثار کنونی دیسی را برجسته میکند و هم در را بهسوی آینده باز میگذارد. این اثر در میان فراز و فرودهای نامنظم و بیجهت دنیای سینمایی دیسی به اوج میرسد. قصه، اکشن، خندهها و حضورهای کوتاه شخصیتها، «فلش» را به یک...
فیلم فلش از گنجینهٔ عظیم تاریخ دیسی استفاده میکند تا تجربهای بسازد که هم گذشتهٔ فیلمهای این جهان را جشن میگیرد، هم نکات خوب آثار کنونی دیسی را برجسته میکند و هم در را بهسوی آینده باز میگذارد. این اثر در میان فراز و فرودهای نامنظم و بیجهت دنیای سینمایی دیسی به اوج میرسد. قصه، اکشن، خندهها و حضورهای کوتاه شخصیتها، «فلش» را به یک آغاز سینمایی شایسته برای سرعتپیمای سرخ تبدیل کردهاند. لحن فیلم بیشتر از دنیای مارول و جاش ویدون تأثیر میگیرد تا دنیای کریستوفر نولان؛ طنز تقریباً در هر سکانسی جاری است. بازی ازیرا میلر در نقش بری آلن جذاب و سرگرمکننده است، اما فیلم به خاطر خودِ فلش عالی نیست؛ بلکه به خاطر خدمتهای فراوانی است که به طرفداران دیرینهٔ دیسی ارائه میدهد. بتمن بن افلک خلافکاران را ناکار میکند، سوپرگرلِ ساشا کال خشمش را بر بدکاران خالی میکند، اما بهترین بخش بازگشت مایکل کیتون به نقاب بتمن است—شور و لذت او از دوباره بازی کردن نقش شوالیهٔ پوشیده آشکار است و این شادی مسری مخاطب را با هر سکانس او همراه میکند. سایر حضورهای کوتاه نیز با استقبال تماشاگران همراه میشود. با وجود طنز پیوسته، اندی موشیِتی لحظات بسیار احساسی و تأثیرگذاری خلق میکند که به پایانِ قدرتمند و رضایتبخش فیلم کمک میکنند. فیلم عالی است اما کامل نیست: گاهی طنز زیادهازحد میشود و برخی قوسهای شخصیتها زودتر از آنچه انتظار میرود تمام میشوند، اما «فلش» فیلمی سرگرمکننده، تازه و دلپذیر برای طرفداران ابرقهرمانی است.
خط اصلی روایت «فلش» دربارهٔ سفر در زمان و پیامدهای آن نسبتاً محکم است، حتی اگر همه بدانند دست زدن به این کار چقدر احمقانه بهنظر میرسد. با این حال فیلم عمدتاً مضحک است و شوخیها در بسیاری موارد به هدف نمینشینند. فیلم پر از جلوههای ویژه است، اما بیشتر نماهایی که به CGI قابل توجه نیاز دارند نابسامان و ضعیف هستند. بن افلک و مایکل کیتون در نقشهایشان بهنظر خوش میگذرد، اما ازیرا میلر بهعنوان محور داستان گاهی آزاردهنده است؛ حتی وقتی تلاش میکند صادقانه بازی کند، صداقت لازم در اجرا حس نمیشود. «فلش» فیلمی است که سادگی و شوخطبعی بیش از حد را در اولویت گذاشته و گرچه پر از جلوههای صِرف است، از ارزشهای واقعی سرگرمی چندان بهرهای نمیبرد.
فیلم اجراهای درخشانِ متعددی دارد — ساشا کال در نقش سوپرگرل مسحورکننده است — صحنههای «ابرسرعت» واقعاً حماسیاند و لحظات خندهدار غیرمنتظرهٔ فراوانی در فیلم وجود دارد. موازیهای جالب و عمیق بین قوسهای بری آلن، دغدغههای اخلاقی و احساسی دربارهٔ زخمهای زندگی و بازگشت تم نمادین بتمنِ دنی الفمن از جمله جنبههاییاند که این بلاکباستر را به تجربهای نوستالژیک و رضایتبخش با قلبی بیشتر از آنچه در نگاه اول دیده میشود تبدیل میکنند، هرچند نتوانسته از فرمولهای پیشبینیشدۀ روایت خودش فرار کند. حیف که جلوههای بصری ناپیوستهاند و وابستگی بهدیپفِیکهای ضعیف حواس را پرت میکند؛ با این حال این یکی از بهترین فیلمهای باقیمانده از دنیای تقریباً خاموش شدهٔ DCEU است.
فیلم با مقدمهای زمانگیر آغاز میشود: با معرفی بری (اِزرا میلر) و موقعیت خانوادگیای که منجر به قتل مادرش در یک سرقت و متهم شدن پدرش به قتل شد. در تلاش برای نجات پدر از صندلی الکتریکی و بازگرداندن مادر، بری تصمیم میگیرد از سرعتش برای دستکاری زمان استفاده کند. با وجود هشدار بتمن (حضور کوتاه بن افلک)، او دست به این کار میزند، از خط زمانی بیرون میافتد و با نسخهای از خودش روبهرو میشود—نسخهای بهتر و خوشتیپتر. تغییرات در فضا–زمان به همینجا ختم نمیشود و بزودی جنرال زاد (مایکل شنن) بازمیگردد تا از نابودی کرِپتون انتقام بگیرد و خشمی بزرگ را متوجه زمین کند. بری باید سریع فکر کند و تا میتواند اعضای لیگ عدالت را گرد هم آورد تا این تهدید را مهار کنند. مشخص میشود بروس وِین (اینبار مایکل کیتون) تا حدی به خود بیتوجه شده و سوپرمن در محفظهای فلزی و نفوذناپذیر در سیبری زندانی است. وقت آن است که نیروها متحد شوند و پیش از آنکه آیندهٔ همهٔ آنها از دست برود، دست به نجات بزنند. بازی میلر شخصیتی پُر از جذابیت و انرژی به نقش داده و او و دیگر بازیگران از ایفای نقش لذت میبرند. ساشا کال بهعنوان خالهٔ سوپرمن از نمایشِ تماماً برجستهٔ میلر کمی فاصله و تنوع میآورد، و کیتون هم در بازسازی نسخهٔ نومیدِ بتمن عملکرد خوبی دارد. فیلم بهتر از انتظار است و تعبیر غیرمعمول میلر از بری جذاب و سرزنده است؛ امیدوارم سازندگان برای ادامهٔ این مسیر و ساخت دنبالهای که اجازهٔ گسترش این شخصیت را بدهد، جدی باشند. فیلم سزاوار پردهٔ بزرگ سینما است؛ روی تلویزیون جلوهٔ چندانی ندارد.
متأسفانه «فلش» برای برخی یکی از ضعیفترین فیلمهای دیسی بهشمار میرود. سوالی که برای بسیاری مطرح است این است که چگونه وارنر اجازه داد شخصیتی مثل ازیرا میلر نقش اصلیِ چهرۀ قهرمان را بازی کند. با بودجهٔ سنگین، نتیجهٔ کار جلوههای بصریای است که بسیاری آن را بدترین نمونهٔ CGI میدانند، و داستانی که از سردرگمی و شُل بودن رنج میبرد و در نهایت خواهان همهچیز جز تمرکز روی خودِ فلش است. مایکل کیتون نمایش درخشانی بهعنوان یادآور بتمنِ ۸۹ ارائه میدهد و ساشا کال هم در نقش سوپرگرل عملکرد فوقالعادهای دارد، اما هر دوی آنها از بابت بازنمودهای شتابزده در قصه دچار کمبود زمان و پرداخت شدهاند؛ بیننده دلتنگ زمان حضور بیشتر آنها یا حتی فیلمهای مستقل دربارهشان میشود. فیلم ابتدا وارد بحث زمان و پتانسیل خطرناک آن میشود، اما بعد همهچیز را رها کرده و آن را زیر عنوان «مولتیورس» میبرد، الگویی که از برخی فیلمهای اخیر مارول گرفته شده و خلاقیت چندانی به همراه ندارد. موسیقی هم اغلب نامتناسب و ناشیانه بهنظر میرسد. برخی صحنهها قابل حذفاند و فیلمنامه میتوانست بهتر روی شخصیتها سرمایهگذاری کند. در نهایت، دیسی هنوز در برپا کردن یک خط داستانی محکم و پایدار مشکل دارد؛ پیام بتمن مبنی بر اینکه نمیتوانیم گذشتهمان را تغییر دهیم چون همان زخمها ما را ساختهاند، در پایان برای برخی بینندگان بیاثر میماند چون بهنظر میرسد بری از این دو ساعت سفر در زمان چیز قابلتوجهی نیاموخته است.
نمیدانم چگونه باید این فیلم را توضیح دهم؛ شبیه یک فیلم CGI دههٔ نود است که خوب ساخته نشده است. ایدهٔ زیباست اما اجرا ضعیف. امتیاز من ۶ از ۱۰ است.
فیلم از مفهوم آزمودهشدهٔ سفر در زمان و پارادوکسهایش استفاده میکند، اما در عمل چیزِ جدید یا مهمی ارائه نمیدهد. یکی از دلایل اصلی ناکامی، شخصیت اصلی است: رفتارهای شُل و شوخطبعیهای بیاثر و طنزهایی که روی زمین میافتند، باعث میشود مخاطب در پذیرش او بهعنوان قهرمان تردید کند. سریال تلویزیونیِ فلش بهتر از فیلم توانسته تعادل بین نردی ذاتی شخصیت و کیفیتهای قهرمانانهاش را برقرار کند. همچنین فیلم بخشهایی از داستان را از سریال و فیلمهای پیشین بازسازی کرده که برای طرفدارانِ آشنا تکراری و پیشبینیپذیر خواهد بود. شاید تنها نکتهٔ جذاب، استفاده از بازیگران و شخصیتهای گذشتهٔ فرنچایز باشد. در مجموع؛ فیلم بد نیست اما نسبتاً کلیشهای و تا حدی آزاردهنده است؛ با این حال اکشن قابل قبولی دارد و حضور دیگر قهرمانها تا حدی آن را جبران میکند. اینکه باید این همه حضور کوتاه و چهرهٔ مهم را فشرد، خود گویای وضعیتی است.
فیلم ترکیبی از اکشن، ماجراجویی و علمتخیّل دارد و داستانش دربارهٔ قربانی برای خیرِ جمعی است؛ قصهای که دربارهٔ تلاشی است برای بازگرداندن آیندهای که میشناسیم و نجات دنیا از تهدیدی عظیم. مجموعه بازیگرانِ توانمندِ فیلم از جمله ازیرا میلر، ساشا کال، مایکل کیتون و مایکل شنن نمایشهایی دارند که به کششِ اثر کمک میکنند. ترکیب عناصر اکشن، ماجراجویی و علمتخیّل همراه با تمی احساسی موجب شده فیلم برای تماشاگرانی که دنبال تجربهای پرتنش و هیجانانگیزاند جذاب باشد.
فیلمِ اندی موشیِتی دستاوردی قابلتوجه است، چون بهجای تکیه صرف بر جلوههای بصری، روی جنبههای هوشمندانه و احساسی داستان تأکید میکند و از این نظر تماتیکاً غنیتر از اغلب فیلمهای تابستانی پردهپُرصدا و کمعمق است. وقتی بری از قدرتهایش برای بازگشت به گذشته استفاده میکند تا اتفاقی غمانگیز را تغییر دهد، پیامدها واقعی و جدیاند و صرفاً به یک بهانهٔ تنفروشی در داستان تبدیل نشدهاند. همکاری بری با نسخهٔ جایگزین خودش بسیار سرگرمکننده است و ملاقات با قهرمانان قدیمی و جدید دیسی لذتبخش است؛ حضورهای کوتاه متعددی هم هستند که طرفداران را خوشحال میکنند. در عین حال جلوههای بصری اغلب ناامیدکنندهاند و CGI ظاهری کارتونی و شل دارد که مخصوصاً در سکانسهای اکشن آزاردهنده است. در سوی دیگر، بازی میلر یکی از نکات برجستهٔ فیلم است؛ او با پیچیده کردن نقشِ دو نسخه از یک شخصیت بهخوبی ظاهر میشود و اجرایش در بسیاری صحنهها تأثیرگذار است. با تمام جنجالهای خارج از پرده دربارهٔ میلر، از دید هنری او شاید بهترین نکتهٔ فیلم باشد. در مجموع، «فلش» داستانی شیرین و تأثیرگذار دارد که همراه با شگفتیها و نوستالژیهایی لحظاتی احساسی و سرگرمکننده فراهم میآورد و بهطرزی عجیب در میان آثار DCEU یکی از فیلمهای قابلتوجه است.
برای برخی تماشاگران، بازگشت مایکل کیتون به نقش بتمن نوستالژی قوی و خوشایندی بود. طنز فیلم بیشتر مواقع خوب است اما گاهی بهحدی «دیوانهوار» میشود که بهنظر میرسد از حد میگذرد. حضورهای کوتاهِ بازیگران دیگر سرگرمکنندهاند و فیلم در برخی لحظات احساسات بیننده را هم برمیانگیزد. با این حال، ناپیوستگی کیفیت در آثار قبلی DCEU و مشکلات تولیدی باعث شدهاند فیلم بهطور کامل کارآیی نداشته باشد. همچنین جدا کردن هنرمند از هنر در مورد ازیرا میلر بهدلیل مسائل بیرون از پرده برای برخی دشوار است. در مجموع فیلم رضایتبخش و سرگرمکننده است، اما با توجه به برنامههای بازراهاندازی دیسی توسط جیمز گان، احتمالاً اهمیت آن برای آیندهٔ فرنچایز کمتر خواهد بود.
در جمعبندیِ یک بینندهٔ غیرمخاطب کمیک، «فلش» فیلمی است سرگرمکننده: بازی میلر قوی است، ساشا کال عملکرد قابلقبولی دارد و مایکل کیتون بهعنوان بتمن سرگرمکننده ظاهر میشود. تنها نکتهای که میشد اصلاح شود کاهش اندکی مدت زمان فیلم بود. در مجموع برای من نمرهای بین ۸ تا ۹ از ۱۰ دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران