زمانی که قلمرو مایا با زوال روبرو میشود، بزرگان تنها راه چاره را ساختن معابد بیشتر و قربانی کردن انسان ها می دانند. «جاگوار پا» مرد جوانی است که برای قربانی شدن برگزیده شده، اما می گریزد و اکنون او باید برای زنده ماندن و نجات خانواده اش بجنگد...
زمانی که قلمرو مایا با زوال روبرو میشود، بزرگان تنها راه چاره را ساختن معابد بیشتر و قربانی کردن انسان ها می دانند. «جاگوار پا» مرد جوانی است که برای قربانی شدن برگزیده شده، اما می گریزد و اکنون او باید برای زنده ماندن و نجات خانواده اش بجنگد...
نمیدانم نمونهای بهتر از تعهد در سینما از آنچه در Apocalypto دیده میشود وجود داشته باشد یا نه؛ فیلمی درخشان، اگرچه بیش از حد بزرگنمایی شده است. امتیاز نهایی: ★★★ — شخصاً توصیه میکنم یک بار آن را ببینید.
باید صادق باشیم؛ تقریباً همهٔ نقدهای یک ستاره به نحوهٔ نمایش مایاها مربوط است و ریشه در کمبود دانش تاریخی دارد. این تصور وجود دارد که مایاها...
نمیدانم نمونهای بهتر از تعهد در سینما از آنچه در Apocalypto دیده میشود وجود داشته باشد یا نه؛ فیلمی درخشان، اگرچه بیش از حد بزرگنمایی شده است. امتیاز نهایی: ★★★ — شخصاً توصیه میکنم یک بار آن را ببینید.
باید صادق باشیم؛ تقریباً همهٔ نقدهای یک ستاره به نحوهٔ نمایش مایاها مربوط است و ریشه در کمبود دانش تاریخی دارد. این تصور وجود دارد که مایاها کاملاً صلحجو بودند و انسان قربانی نمیکردند؛ اما واقعیت پیچیدهتر است. در دوران پیشاکلمبی برخی جوامع در آمریکای مرکزی و جنوبی قربانیهای انسانی را برای جلوگیری از پایان جهان انجام میدادند؛ این موضوع به خشکسالی و دیگر بحرانها مرتبط بود و با تماس با غرب در دورههای بعدی شدت گرفت. نکتهای که فیلم بهتر برجسته میکند این است که قربانیان اغلب از مردمانی بودند که زیر سیطرهٔ امپراتوری مایا قرار گرفته بودند اما جزو جامعهٔ اصلی آن شهرها نبودند — چیزی که در فرهنگ آزتک نیز دیده میشد.
داستان با صحنهای تحریکآمیز شروع میشود (اشارهای به یک شوخی با اعضای بدن تاپیر) که ماهیت روابط میان این جوانان قبیلهای را نشان میدهد: آنها در ابتدا ترسهای روزمرهای مثل مادرزن را بزرگترین تهدید میپندارند تا اینکه دستهٔ جنگی قدرتمندتر بر میخیزد و به دنبال قربانی میگردد. «پنجهٔ جگوار» (Rudy Youngblood) همسر باردار و فرزندش را در چاهی پنهان میکند، اما خود به اسارت «گرگ صفر» (Raoul Max Trujillo) درمیآید و پس از دیدن قتل پدرش به دست «چشم میانی» (Gerardo Taracena) به پایتخت برده میشود تا در معبد و برای خدای بزرگ کولکولکان قربانی شود. بهنظر میرسد نیرویی الهی او را میگذارد زنده بماند، اما این رحمت کوتاه است و او تبدیل به بازیچهٔ جنگجویان میشود. فرصتی برای فرار پیدا میکند و این فرار باعث میشود تا «گرگ صفر» به شدت او را دشمن بدارد و گربهوماشی مرگباری آغاز شود.
عکاسی فیلم واقعاً تراکم جنگلهای مکزیک را ثبت میکند و کارگردانی مل گیبسون زندگیهای خونین و طاقتفرسای جوانانی را که به دستور کاهنان زندگی و مرگ میگذرانند، بهخوبی به تصویر میکشد. ما با تمدنی روبهزوال روبهرو هستیم؛ بیماری گسترده است — چندان تعجبآور نیست وقتی جسدهای فراوانی را میبینیم — و در میان همهٔ این ناامیدی، دیالوگهایی هست که شورانگیز، قدرتمند و گاه آرام و تأثیرگذارند. بسیاری از بازیگران از بومیان قبیلهایاند و برخی نقشهای فرعی را خوب اجرا میکنند، اما Rudy Youngblood، Raoul Max Trujillo و بهویژه Gerardo Taracena هستند که فیلم را به نبردی تماشایی تبدیل میکنند.
فیلم مجلل است؛ زمخت، خشن و خونین، اما در عین حال چشمنواز. تماشای آن روی پردهٔ بزرگ انصاف زیادی به تصویربرداری خارقالعادهاش میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران