داستان فیلم در سرزمینی افسانهای به نام اترنیا جریان دارد؛ جایی که نبرد میان نیروهای خیر و شر سرنوشت جهان را رقم میزند. قهرمانان این سرزمین در برابر تهدیدی بزرگ قرار میگیرند و باید برای حفظ صلح و آزادی با دشمنان قدرتمند روبهرو شوند.
داستان فیلم در سرزمینی افسانهای به نام اترنیا جریان دارد؛ جایی که نبرد میان نیروهای خیر و شر سرنوشت جهان را رقم میزند. قهرمانان این سرزمین در برابر تهدیدی بزرگ قرار میگیرند و باید برای حفظ صلح و آزادی با دشمنان قدرتمند روبهرو شوند.
فقط یک اکشن علمیتخیلی سبک و سرگرمکننده است که اغلب مرا به یاد کودکیام میاندازد. از نظر داستانی چیز نوآورانهای ندارد، اما نیکلاس گالیتزین نقش هیمن را خوب ایفا کرده و با کامیلا مندس شیمی مناسبی دارد. ادریس البا مثل همیشه کاریزماتیک است. نمیدانم چرا برای جرد لتو هزینه کردند؛ نه صداش شبیه است و نه قیافهاش. صحنههای اکشن خوب اجرا شده و جلوههای ویژه...
فقط یک اکشن علمیتخیلی سبک و سرگرمکننده است که اغلب مرا به یاد کودکیام میاندازد. از نظر داستانی چیز نوآورانهای ندارد، اما نیکلاس گالیتزین نقش هیمن را خوب ایفا کرده و با کامیلا مندس شیمی مناسبی دارد. ادریس البا مثل همیشه کاریزماتیک است. نمیدانم چرا برای جرد لتو هزینه کردند؛ نه صداش شبیه است و نه قیافهاش. صحنههای اکشن خوب اجرا شده و جلوههای ویژه هم قابل قبولاند. احتمالاً وقتی نسخهٔ خانگی (4K) بیاید دوباره تماشا میکنم. ۳.۵ از ۵
خیلی «وُک» است، دوری کنید... دارم شوخی میکنم، اصلاً اینطور نیست. لحظات «قدرت دخترانه» وقتی معنی داشت که هیمن هنوز آدم بود و قبل از تبدیل شدنش به هیمن با داستان همخوانی داشت. آدمهای فرقهای واقعاً بهعنوان اسکلیتور عملکرد خوبی داشتند... واقعاً خوب بودند. فیلم به کارتون ارج میگذاشت. رنگارنگ و پُرنشاط بود و از این بابت خوشم آمد؛ باعث شد فیلم جذاب بهنظر برسد. به کارتون، مالکیت اثر و طرفداران احترام گذاشته شده و اصلاً به سیاستها نپرداخته؛ مثل کوین اسمیت، هیمن را بهخاطر مردانگیاش مسخره نمیکند.
خلاصه اینکه فیلمی سرگرمکننده و ساختهشده برای طرفداران نوستالژی است.
با این حال، بعضی شوخیها جواب ندادند و مناسب نبودند، مخصوصاً در نیمهٔ اول خیلی شبیه فیلمهای MCU بود. کمی طولانی است و زمان زیادی صرف میشود تا داستان واقعاً جا بیفتد.
اما مهم نیست؛ به نظر میرسید هیمن هدف آسانی برای جماعت ضدمرد، ضدسفیدپوست و... باشد — اما اینطور نشد. فیلم نسبتاً سرگرمکننده و خالی از سیاست است و واقعاً من را شوکه کرد؛ من رفته بودم برای دیدن از سر تنفر.
ببینیدش؛ صرفاً سرگرمکننده است. درس و موعظهای در کار نیست. خوشبختانه خبری از آن مزخرفات «وُک» نیست.
در همان ابتدا میفهمیم که «آدم» ضعیف فقط با جان سالم بهدر برده و همراه با شمشیر قدرت از دست «اسکلیتور» (جرد لتو که سعی دارد تقلیدی از مرحوم آلن ریکمن ارائه کند) فرار کرده و «قلعهٔ گریاسکل» تصرف شده است. او که حالا نقش نیکلاس گالیتزین را دارد، در دنیای جدیدش نتوانست مدت زیادی شمشیر را نگه دارد و در آمریکا در بخش منابع انسانی کار میکند و دائم در اینترنت بهدنبال آن میگردد تا قبل از اینکه «اِویل-لین» (آلیسون بری) آن را به رئیس شرورش تحویل دهد. خوشبختانه و بهطور طنزآمیزی، «آدم» بالاخره شیءاش را پیدا میکند و دوست دوران کودکیاش «تیلا» (کامیلا مندس) درست بهموقع میرسد تا او را به «اترنیا» بازگرداند. اکنون این دنیا ویران و در انتظار بازگرداندن ساحره و تعادل پادشاهی است. شانسهای او امیدوارکننده بهنظر نمیرسد. فرماندهاش «دانکن» (سر ادریس البا) به بطری پناه برده و ربات جنگیاش تا حدی تضعیف شده و بیشتر با تی کشیدن از پس کارها برمیآید تا شلیک؛ و آنچه بهعنوان شورش باقی مانده نسبت به این پسر موفرفری با لباس عجیب بسیار بدگمان است. حالا او باید به همه، حتی خودش، ثابت کند و تبدیل به «هیمن» شود که آنها نیاز دارند. مشکل این است که نزدیک به یک ساعت طول میکشد تا دوباره به «اترنیا» برگردیم و عناصر فانتزی ماجرا آغاز شود. وقتی کار راه میافتد، بیشتر مرا به یاد فرنچایز «ثور» انداخت تا چیز دیگری، هرچند دلف لاندگرن لحظهای ظاهر میشود و نصیحت عاقلانهای میدهد. گالیتزین با روح اثر همراه شده و بدنسازیاش مناسب است، اما حتی برای یک فیلم سبک هم تهدید و خطری حس نمیشود. «اسکلیتور» تا پایان حضور کمی دارد و در خاتمه هم واقعاً تهدید محسوس نیست؛ برای من بیشتر به ملودرام نزدیک شد تا خطر. ظاهر فیلم خوب است و جلوههای بصری کارشان را انجام میدهند، اما من واقعاً دوست داشتم بیشتر «هیمن» ببینم تا «آدمِ منابع انسانی». ناامیدکننده بود.
نسخهٔ بازسازیشدهٔ تراویس نایت بهراحتی تبدیل به بالاترین عنوان امتیاز در تاریخ فیلمهای این فرنچایز میشود، و شایستگیاش را دارد. اسکلیتورِ جرد لتو نمایشی دزدیدهشده ارائه میدهد و با تعادل طنز و شرارت، مطابق با میمها عمل میکند، و گالیتزین شجاعت هیمن و هستهٔ احساسی شاهزادهٔ آدم را بهخوبی به تصویر میکشد. موسیقی دنیل پمبرتون با لذت به ریشههای دههٔ ۸۰ وفادار است. لذت فیلم غیرقابل انکار است — کمدی و اکشنهای شمشیرزنی برای منتقدان و مخاطبان جواب میدهد. تنها ایراد این است که حدود چهل دقیقه بیش از حد طولانی است و بیش از حد روی طنز خودهلدهنده تکیه دارد، در حالی که صداقت میتوانست تأثیر بیشتری بگذارد.
این فیلم فیلمی بزرگ نیست، اما این باعث نمیشود کمتر سرگرمکننده باشد. این طعمهٔ نوستالژی است و هرکه خلاف آن را بگوید، در اشتباه است. تولید بسیار خوب است؛ پول زیادی در آن خرج شده. انتخاب بازیگران عالی است و داستان آنچه لازم بود را انجام میدهد. شرور فیلم بهصورت کمدی اغراقآمیز طراحی شده. طرز گفتن دیالوگها گاهی تصنعی است. همهٔ اینها ویژگیهایی است که از کارتونهای شنبهصبح دههٔ ۸۰ انتظار دارید. تمهای موسیقایی بیشتر مرا به یاد «فلش گوردون» انداخت تا هیمن؛ که حیف است، چون فلش گوردون فیلم برتری بود — هرچند کلیشهای، اما خودش را جدی میگرفت. این فیلم این جدیت را ندارد. تلاش میکند هم صادق باشد و هم خودارجاع، و در نتیجه بهنظر چاپلوس و غیرصادق میآید. فیلمی بزرگ نیست؛ تماشایش سرگرمکننده است اما کاملاً فراموششدنی است. حضور دلف هرچند برای طرفداران قدیمی قدردانیبرداشتنی است، اما این واقعیت را تغییر نمیدهد که این فیلم بیشتر از هر چیز تلاشِ دیگری برای کسب درآمد است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران