داستان فیلم دربارهی شیبان یک دانشجوی زیست شناسی دریایی است . او مجبور است یک هفته را در یک قایق ماهیگیری تحمل کند، جایی که او بدبختانه با خدمه صمیمی و متحد در تقابل است. اما در اقیانوس وقتی اعضای خدمه در معرض عفونتی عجیب قرار می گیرند، او باید بر بیگانگی و اضطراب خود غلبه کند تا اعتماد خدمه را جلب کند، قبل از اینکه همه از بین بروند …
داستان فیلم دربارهی شیبان یک دانشجوی زیست شناسی دریایی است . او مجبور است یک هفته را در یک قایق ماهیگیری تحمل کند، جایی که او بدبختانه با خدمه صمیمی و متحد در تقابل است. اما در اقیانوس وقتی اعضای خدمه در معرض عفونتی عجیب قرار می گیرند، او باید بر بیگانگی و اضطراب خود غلبه کند تا اعتماد خدمه را جلب کند، قبل از اینکه همه از بین بروند …
یک اکوتریلر تأثیرگذار که نیاز به تمایز بیشتر شخصیتها دارد
«وضع عجیبی است که دریا، از جایی که زندگی نخستینبار پدید آمد، حالا بهخاطر فعالیتهای نوعی از آن زندگی تهدید میشود.»
— ریچل کارسون، «دریایی که ما را احاطه کرده» (1951)
«از اقیانوس غریو شهوتهایی برخاست که انگار همه موانع را درنوردیده بود: ‹باید تولیدمثل کنیم و تکثیر شویم! باید همه نیروهای شهوت را خالی کنیم!› موجها مانند...
یک اکوتریلر تأثیرگذار که نیاز به تمایز بیشتر شخصیتها دارد
«وضع عجیبی است که دریا، از جایی که زندگی نخستینبار پدید آمد، حالا بهخاطر فعالیتهای نوعی از آن زندگی تهدید میشود.»
— ریچل کارسون، «دریایی که ما را احاطه کرده» (1951)
«از اقیانوس غریو شهوتهایی برخاست که انگار همه موانع را درنوردیده بود: ‹باید تولیدمثل کنیم و تکثیر شویم! باید همه نیروهای شهوت را خالی کنیم!› موجها مانند لاوا میدرخشیدند، و من گمان میکردم گروههایی از موجودات زنده — جلبکها، نهنگها، هیولاهای دریایی — از سطح تا ته دریا در میهمانیای شهوانی غوطهورند. جاودانگی قانون اینجاست.»
— آیزاک باشِویس سینگر، «هانکا»؛ از «اشتیاقها و داستانهای دیگر» (1975)
فیلم اول نویسنده/کارگردان نیسا هاردیمن، «Sea Fever»، مسائلی مانند بیتوجهی انسان به اندازه ردپای اکولوژیکیاش، استدلالهای سریع و بهرهکشانهای که اگر پدیدهای قابل بهرهبرداری نباشد باید نابود شود، و حقیر بودن بشر در برابر شگفتیهای طبیعت را بررسی میکند. تأثیرات واضحی از فیلمهای وحشت بدنی دیوید کراننبرگ، «بیگانه» ریدلی اسکات و «چیز» جان کارپنتر در کار دیده میشود. فیلم نیازمند پرداخت بیشتر به شخصیتپردازی است و گره پایانی کمی ضداوج دارد، اما هاردیمن در خلق جو فیلم موفق است و در مجموع، این شروعی چشمگیر است.
سیووان (هرمیونه کورفیلد با موی قرمز زیبا و لهجه ایرلندی قابلقبول) دانشجوی دکتری زیستشناسی دریایی است که الگوهای نامتعارف اکولوژیک را مطالعه میکند. خجالتی و گوشهگیر، با خبرِ نیاز به تجربه عملی خارج از آزمایشگاه مخالف است، اما استادش ترتیبی میدهد تا او همراه یک کشتی ماهیگیری به دریا برود و میزان صید را پایش کند. کشتی «Niamh Chinn-Óir» متعلق به فریا (کانی نیلسن) است و با کاپیتانی همسرش جرارد (دوگری اسکات) اداره میشود، اما اخیراً وضع مالی خوبی ندارند. جرارد گله بزرگی از ماهی را ردیابی کرده و فکر میکند بختشان در آستانه تغییر است. در عین حال، سیووان با خدمه آشنا میشود: سیارا (اولون فورهٔ همیشه چشمگیر)، پسرش جانی، مهندس نابغه امید، و جوان تیم سودی. پس از حرکت، جرارد میبیند که توده ماهی وارد منطقهٔ ممنوعه شده و بیاطلاع دیگران وارد آن میشود. بهزودی «نیام» به چیزی برخورد میکند و گیر میافتد. هنگام بررسی برخورد، سیووان از دیدن شاخکهای درخشان بزرگ که از اعماق بیرون آمده و به بدنه متصل شدهاند حیرتزده میشود. در کشتی او با هیجان اعلام میکند ممکن است موجودی ناشناخته کشف کرده باشند، اما وقتی مشخص میشود شاخکها انگلهای میکروسکوپی خطرناکی را روی کشتی رها میکنند، خدمه خود را در مبارزهای برای بقا مییابند که دشمن اصلیشان یکدیگرند.
در اساطیر ایرلندی، نیام چین-اور دختر مانانن مک لیر، پادشاه جهان دیگر، تییر نا نوگ (سرزمین جوانان)، است. او عاشق اویسین میشود و با او به تییر نا نوگ بازمیگردد، جایی که سه سال خوش میگذرانند، در حالی که در دنیای واقعی ۳۰۰ سال گذشته است. اویسین برای دیدن دوباره وطنش برمیگردد، اما اگر از اسب پیاده شود و خاک را لمس کند، جادوی جوانی از بین میرود و پیری به او میرسد. این قاب اساطیری برای «Sea Fever» روشن است: منطقهٔ ممنوعه مانند تییر نا نوگ است و کشتی نیام مانند اویسین است که به جایی میرود که نباید برود و اساساً آن را دگرگون میکند. احتمال بازگشت نیام به ایرلند همراه با عفونت، همراستا با آلودهشدن اویسین به پیری پس از لمس خاک است.
در پرسشوپاسخ پس از نمایش در افتتاحیهٔ ایرلندی فیلم، هاردیمن گفت یکی از انگیزههای اصلی داستان اصلاح برداشتهای منفی از روش علمی بوده است: مقابله با روایتهایی که «روش علمی را منزوی، ضداجتماعی، خودبرتربین و نامربوط» نشان میدهند. در این معنا، فیلم بیش از آنچه انتظار میرود به جزئیات علمی واقعی میپردازد — از پژوهشها و توضیحات سیووان دربارهٔ زیستشناسی دریایی، تنوع زیستی و الگوهای نامتعارف تا بحثهای نسبتاً فنی دربارهٔ بیوشیمی احتمالی موجودی که کشتی را به دام میاندازد، فرضیههایی دربارهٔ رفتار آن و توصیفهای دقیق از نحوهٔ ورود و خروج انگلها به خون (خروج آنها برای افراد حساس دلخراش است). در نیمهٔ دوم فیلم زمان زیادی صرف بحث دربارۀ بازگشت یا عدم بازگشت نیام به ایرلند میشود و سیووان سعی میکند دیگران را از پیامدهای فاجعهبار احتمالی معرفی انگلها به مراکز جمعیتی آگاه کند. همهٔ اینها فیلم را در حوزهٔ علمِ محض قرار نمیدهد، اما به اصالت و واقعنمایی دنیای داستان کمک میکند.
علم از نظر تماتیک هم اهمیت دارد، زیرا یکی از مسائل اصلی این است که ممکن است موجود در اتصال به نیام رفتار تهاجمی نداشته باشد؛ آن صرفاً در تلاش برای بقا است و حتی انگلها لزوماً شکلی از حمله نیستند. به این ترتیب، هاردیمن از شیاطینسازی موجود خودداری میکند و از لحظهٔ کشف آن، سیووان مداوماً استدلال میکند که خدمه باید از موجود محافظت کنند — چیزی غیرمنتظره در این نوع فیلمها. در سوی دیگر، جرارد دیدی سیاه و سفید دارد؛ در آغاز چیزی برای سودبردن میبیند و بعد آن را چیزی برای نابودی میداند — سرمایهداری در بهترین شکلش. آدمها در فیلم بدطینت مطلقی ندارند، اما روی مقیاسی اخلاقی موجود بالاتر از چند انسان قرار میگیرد.
از نظر زیباییشناختی، فیلم بهخیر از شوکهای ناگهانی و بهجز یک صحنه، خشونت تصویری فراوان پرهیز میکند. عناصر وحشت بیشتر در طراحی دقیق صدا، طراحی تولید ری بال و فیلمبرداری رواری اوبراین ریشه دارد. این سه با هم کار میکنند تا بیننده هرگز فراموش نکند که روی کشتیای منزوی در دریا قرار دارد — از نالهٔ مداوم کشتی و ضربههای آب تا فضاهای تنگ (نیام آنقدر کوچک است که فقط چهار تخت دارد) و فیلمبرداری دستی و اغلب کمنور که هر سایه را سرشار از ناشناخته میکند. همانطور که در «نُسترومو» در «بیگانه» و پستِ اوتپست 31 در «چیز» چنین کشتیها یا مقرها نقشی محوری دارند، نیامِ زنگزده و فرسوده در «Sea Fever» نیز عملاً به یک کاراکتر تبدیل شده و طراحی بصری آن کلیدی است برای ایجاد احساس ناراحتی روانی.
مشکلات: مهمترین مشکل این است که حتی با وجود کست کوچک، تمایز شخصیتی چندان نیست. حتی سیووان هم کاملاً توسعه نیافته و خدمهٔ نیام تا حد زیادی قابلتعویضاند. یکی از دلایل شهرت فیلمهایی مثل «بیگانه» و «چیز» شخصیتپردازی قوی آنهاست — هر شخصیت فردیتی متمایز دارد که او را از بقیه جدا میکند؛ خصلتهای غالب و روشن هرکدام قابل تشخیص است. ناتوانی در بازآفرینی این ویژگی یکی از دلایل شکست «پرومتهآس» (2012) است که شخصیتها از هم قابل تشخیص نیستند و رفتار ثابتی ندارند. فیلمنامهٔ «Sea Fever» خیلی بهتر از آن اثر است، اما هنوز در تمایز شخصیتها ضعیف است، که باعث میشود کمتر به این افراد اهمیت بدهیم و آنها قابلصرفهجویی بهنظر برسند—هنگامی که فیلمی از این نوع شخصیتها را صرفِ مهرههای داستانی میسازد، خطر بزرگی است. خوشبختانه اینجا تا آن حد پیش نمیرود، اما با کمی کار بیشتر روی فیلمنامه، فیلم میتوانست واقعاً به چیز ویژهتری بدل شود. انتهای فیلم هم کمی ضداوج است؛ از نظر تماتیک خوب کار میکند اما در زمینهٔ درام و کشش ضعیفتر و کمی شتابزده بهنظر میرسد.
«Sea Fever» ترکیبی از وحشت بدنی و هیولا-فیچر همراه با تمهای زیستمحیطی است؛ فیلم لذتبخش و شروعی چشمگیر برای کارگردان است. گرچه اجزای کلی ژانر چیز کاملاً نوینی ارائه نمیدهند، فیلم هویت خودش را دارد و حرفهای خاصی برای گفتن دارد. به توازنی بهتر بین قصه و شخصیتپردازی نیاز دارد، اما تمرکز غیرمنتظره بر علم و موضوعات محیطزیستی باعث شده فیلم از کلیشههای معمول فیلمهای هیولا فراتر برود و در میان آثار مشابه متمایز شود.
چند نظر کوتاه دیگر:
- فیلم طرح امیدوارکنندهای دارد اما در نهایت محتوا کمبود دارد، بهخصوص در پایان که انتظار خاتمهای قاطع برای موقعیت «هیولا» میرفت ولی رها شد. در کل از تماشای آن لذت بردم اما احتمالاً تکرار نمیکنم.
- فیلم بهواسطهٔ فضای پاندمی و ترسهای مربوط به لمس صورت و تبعات قرنطینه کمی زمانمند بهنظر میرسد، اما در نهایت یک تریلر نسبتاً ساده و استاندارد دربارهٔ کارگران آبی در خطر است.
- از نظر من تماشای آن لذتبخش بود؛ فیلمی جمعوجور با ایدهای منحصربهفرد و بازیهای دوستداشتنی. قبول دارم که اوج دیدنیِ چشم یکی از شدیدترین لحظات فیلم بود و بقیه کشته شدنها نسبتاً بیرمق بود؛ کمی خشونت بیشتر میتوانست نیمهٔ دوم را شدیدتر کند.
- ساختهشده با بودجهٔ محدود، اما این فیلم کوچک علمی-تخیلی/وحشت تا حد زیادی جالب است. تمرکز روی نور روی آب و تصاویر میکروبی ساده بهاندازهٔ کافی تهدید را منتقل میکند؛ کورفیلد و دیگر بازیگران نقش خود را خوب ایفا میکنند. فیلمنامه بهترین اثر نیست و فیلم کمی طولانی است، اما در محدودیتهایش امیدوارکننده و تماشایی است و برای حدود ۹۰ دقیقه تلویزیون مناسب است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران