قسمت دوم فیلم ابر قهرمانی « کاپیتان امریکا » که داستان آن در زمان حال و بعد از ماجراهای فیلم « انتقام جویان » می باشد درباره استیو راجرز است در حال تطبیق خود با دنیای امروزی است و این در حالی است که باید خود را آماده نبرد با تهدیدی از دوران گذشته خود کند، ماموری از شوروی سابق به نام سرباز زمستانی...
قسمت دوم فیلم ابر قهرمانی « کاپیتان امریکا » که داستان آن در زمان حال و بعد از ماجراهای فیلم « انتقام جویان » می باشد درباره استیو راجرز است در حال تطبیق خود با دنیای امروزی است و این در حالی است که باید خود را آماده نبرد با تهدیدی از دوران گذشته خود کند، ماموری از شوروی سابق به نام سرباز زمستانی...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار؛ ۵ جایزه و در مجموع ۵۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان761
این فیلم خیلی خوب است؛ من آن را بسیار دوست داشتم.
این واقعا یک اثر سرگرمکننده عالی در ژانر ابرقهرمانی است. اگر به ابرقهرمانها و اکشن—بسیار اکشن—علاقهمندید، این فیلم واقعا شما را راضی میکند. حتی داستانی پشت بدلکاریها و جلوههای ویژه آتشبازی وجود دارد که آنقدرها هم بد نیست. در حقیقت، برای فیلمی مبتنی بر مارول، داستان فراتر از قابلقبول است.
همانطور که خلاصه گفته، قهرمان ما...
این فیلم خیلی خوب است؛ من آن را بسیار دوست داشتم.
این واقعا یک اثر سرگرمکننده عالی در ژانر ابرقهرمانی است. اگر به ابرقهرمانها و اکشن—بسیار اکشن—علاقهمندید، این فیلم واقعا شما را راضی میکند. حتی داستانی پشت بدلکاریها و جلوههای ویژه آتشبازی وجود دارد که آنقدرها هم بد نیست. در حقیقت، برای فیلمی مبتنی بر مارول، داستان فراتر از قابلقبول است.
همانطور که خلاصه گفته، قهرمان ما پس از بیدار شدن در دنیای مدرن با مشکلات تطبیق مواجه است. خوشبختانه فیلم به دام تبدیل این موقعیت به کمدی سخیف نمیافتد و این بخشها را در حد معقولی نگه میدارد طوری که بامزهاند بدون اینکه فیلم را خراب کنند یا ریتم داستان اصلی را بههم بزنند.
خودِ داستان ساده و نه خیلی بدیع است؛ مثلِ معمول خیانتها، عدم اعتماد به دیگران، فراری شدن قهرمان و غیره. با این حال داستان نسبتاً سرراست کار میکند و گرفتار احساسات ابلهانه یا رفتار نامعقول شخصیت اصلی نمیشود—چیزی که در برخی قسمتهای اسپایدرمن دیدهایم. این یکی از ویژگیهایی است که در این فیلم واقعاً دوست داشتم: قهرمان از آغاز تا پایان قهرمان باقی میماند، بدون آن خُردهفرایندهای مد روز هالیوود که باید قهرمان را بهنوعی لکهدار کنند تا رضایت سازندگان جلب شود.
همانطور که گفتم، اگر از فیلمهای ابرقهرمانی اکشن خوشتان میآید، چیز زیادی در این فیلم نیست که دوست نداشته باشید: داستان قابلقبول، اکشن فراوان، جلوههای ویژه خوب، یک بازیگر زن خوشتیپ (من به عنوان مردی عادی از بازیگر زن در لباسهای جمعوجور خوشم میآید) و یک قهرمان واضح. هیچیک از بازیگران کار بدی انجام نمیدهند و عموماً بازیها به اندازهای است که از یک اثر اینچنینی انتظار میرود. امتیاز 8 از 10 در IMDb (زمان نگارش این نظر) هم حقش است. برایم تعجبآور است که بعضی افراد یک ستاره به آن دادهاند؛ این فیلم مبتنی بر مارول است و سبک آن نباید برای کسی غافلگیرکننده باشد؛ در هیچ صورتی یک ستاره حقش نیست مگر آنکه واقعاً کسی اشتباها فیلم دیگری را دیده باشد.
کمی مغز به فیلمنامه یک فیلم ابرقهرمانی اضافه کنید و همه دربارهاش تعریف خواهند کرد.
این فیلم بد نیست ولی نه شگفتانگیز؛ سرگرمکننده و دلپذیر است و جلوههای ویژهاش عالیاند، همانطور که انتظار میرود.
«سرباز زمستان» همه اکشنها، دیالوگهای کوتاه طناز و ماجراجویی جسوری را دارد که از فیلمهای مارول انتظار داریم.
علاوه بر این، با یک شرور جدید/قدیمی آشنا میشویم و تنش عاشقانهای بین استیو راجرز (کاپیتان آمریکا) و ناتاشا رومانوف (بیوه سیاه) شکل میگیرد (اسکارلت جوهانسون در این نقش عالی است).
اما فیلم کمی آزاردهندههای خرد هم دارد که همه از گرایش مارول به پیچیدهتر کردن بیش از حد ماجرای کاپیتان ناشی میشود.
هشدار: اسپویلر جزئی:
1. داستان عشق/غیرقابلاعتبار. آیا این لازم بود؟ آیا کاپیتان به زنِ هشتاد سالهای که در لبِ مرگ است وفادار میماند یا با همسایهاش قرار میگذارد؟ تنش بین او و ناتاشا شدید است و مصنوعی، دستوپاگیر و بیهدف به نظر میرسد.
2. «فریب عمیقتر از آن است که تصور میکنی. به هیچکس نمیتوان اعتماد کرد.» این همیشه همینطور است و دیگر نباید تعجبآور باشد.
3. «او مرده است اما نه کاملاً.» این تکرارِ موضوعِ هویت و بازگشت بهصورتِ دوگانه است—در این فیلم با دو شخصیت سر و کار داریم به جای یکی. حواسپرتکن نیست اما چرا مارول این موضوع را بارها بازمیگرداند؟
پایان هشدار اسپویلر جزئی.
سرباز زمستان زمانی بهترین است که راجرز و رومانوف در حال حرکت و تلاش برای کنار هم گذاشتن قطعات پازلاند. انفجارها و صحنههای اکشن هیجانانگیزند، اما لذت واقعی فیلم زمانی است که مهارت و زیرکی بیشتر از ابزار و انفجار به کار میآیند.
مفهوم وطنپرستی این بار نوانس بیشتری دارد و این به نفع فیلم است. بازیگران عالیاند و لحظات مشکلدار بازیگری به چشم نمیآید. این فیلم تابستانیِ سرگرمکنندهای است با تمام اکشنی که بخواهید.
تا آخرِ مسیر.
عالی! این بار بعد از ناکامیهایی مثل مرد آهنی 2 و ثور 2، کاپیتان آمریکا دنبالهای پرمغز و پرجوشوخروش دارد. فیلم موفق میشود همه عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم ابرقهرمانی خوب را با هم ترکیب کند: شاهکارهای قهرمانانه، بارانِ سکانسهای اکشن، ماجراجویی، کمی جذابیت جنسی و از همه مهمتر داستانی با مغز و عناصر معمایی.
کمکهای قابلتوجه بیوه سیاه و فالکون (و البته نیک فیوری) این اثر را به یک اسپینآف زنده از انتقامجویان تبدیل میکند، که اتفاقاً چیز بدی هم نیست، اما هنوز کاپیتان است که اوضاع را در دست میگیرد و ثابت میکند میتواند شخصیت اصلیِ قابلاعتمادی باشد. کل فیلم حالهوای قدیمیِ کتابهای کمیک را دارد؛ بله جلوههای بزرگ و پرخرج هست—مخصوصاً برای پایانی پرهیجان—ولی وفاداری به قواعد تریلرهای سریالی حس گرما و دلپذیری دارد.
با انسانیت و عمق احساسی غیرمنتظرهای که از کریس اوانز دریافت میکنیم، بیننده دلایل زیادی برای اهمیت قائل شدن پیدا میکند. تمهای سلطه جهانی به سبکِ باند و بحرانهای امنیتی جهانی فیلم را خیالانگیز نگه میدارد، و کارهای ناگفته گروه جلوههای بصری تبدیل به هنر سینمایی مدرن شدهاند. فیلم تا حدی به فرمول ژانر پایبند است و کمی از کلیشههای جهان مارول را دنبال میکند، اما این یکی از بهترینهای مارول است. دنبالهای غنی؛ لطفاً دنبالههای بیشتری با محور کاپیتان آمریکا. 9/10
یک نقد بلند از 2014:
به طرز گمراهکنندهای، عنوان «سرباز زمستان» در واقع بیشتر یک زیرشاخهٔ کوچک است در حکایتی که بیشتر شبیه یک تریلر جاسوسی-تکنونوار ترکیبشده با اپیک تماشایی است تا یک فیلم رایج ابرقهرمانی. خوشبختانه بخش اصلی فیلم گوشت و substance بیشتری دارد. اگر بعداً بفهمیم که شرور سِبَستیان استن به واسطه تغییرات لحظهای فیلمنامه به حاشیه رانده شده—مثل اتفاقی که برای هاوکآی در انتقامجویان افتاد—تعجب نمیکنم.
این موارد قطعاً موضوع سلیقهاند و من دوست دارم «سرباز زمستان» را حداقل یکبار دیگر ببینم (بهویژه در نسخهٔ 2D… من واقعاً از 3D متنفرم) قبل از اینکه موضع قطعیتری بگیرم. اما حتی بدون آن بازبینی هم احساس میکنم این بهترین فیلم فاز دوم دنیای سینمایی مارول تاکنون است. باید تا انتشار نگهبانان کهکشان و عصر اولترون صبر کرد اما حداقل از آیرونمن 3 و دارک ورلد بالاتر ایستاده است.
کریس اوانز (کاپ)، اسکارلت جوهانسون (بیوه سیاه) و تا حدی آنتونی مکی (فالکون) فیلم را میدزدند و بدون نقص نمایش میدهند. این به این معنا نیست که نمیتوانستند بهتر بازی کنند، اما نقشها برای چشم من بدون درز بودند—تحسینی که زیاد به کسی ندادهام.
در حالی که دارک ورلد صرفاً یک نگهدارنده برای ثور بود با تصاویر زیبا، آیرونمن 3 و سرباز زمستان ریسکهایی در داستانهایشان کردند. اما بر خلاف آیرونمن 3، ریسکهای سرباز زمستان (به نفع ابدیاش) مورد قبول عمومی قرار گرفتند.
کارگردانان جو و آنتونی روسو حتی چند بازیگر از سریال Community را نیز وارد کردند که به نظر من هرگز چیز بدی نیست، حتی اگر فقط شوخیهای کوتاه و گذرا باشند.
همانطور که گفتم، واقعاً احساس میکنم باید «سرباز زمستان» را حداقل یکبار دیگر ببینم تا کاملاً به نظرم مطمئن شوم. اما اینکه واقعاً مشتاق دیدن دوبارهاش هستم، خود به تنهایی به نفع فیلم است.
امتیاز: 86%
کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان با یک سکانس اکشن آغاز میشود که بهتر از بسیاری از اوجهای فیلمهای اکشن است. سپس داستانی واقعاً جذاب را طرحریزی میکند و بعد وارد یکی از هیجانانگیزترین تعقیب و گریزهای ماشینی میشود که از دوران سیمپسون/بروکهایمر دهه 90 به یاد دارم. پس از آن صحنه پشت صحنه پر از اکشن شگفتانگیز است همراه با داستانی پیچیده درباره قهرمانان و شرورانی که در سیستمی گرفتار شدهاند که خیلی بزرگ است برای سرنگون شدن—مگر اینکه تو به اندازه استیو راجرز توانا و متعادل باشی.
این فقط یک فیلم عالی کمیک نیست. این یک فیلم عالی است، همین. با سبک تریلر جاسوسی مخلوط با هنرهای رزمی و تیراندازی، همراه با موسیقی متن مناسب، من «سرباز زمستان» را بیتردید یکی از فیلمهای اکشن مورد علاقهام میدانم.
برای سومینبار دیدم و هنوز هم فیلمی فوقالعاده و کامل است، نه فقط یک فیلم کمیک. ریتم تند و داستانی پیچیده و عالی دارد؛ این یک فیلم مارول است که از ابتدا تا انتها احساس کامل بودن میدهد و در عین حال جهان را به خوبی جلو میبرد. کریس اوانز همچنان نقش را در خود تجسم میبخشد و خوشحالکننده است که اسکارلت جوهانسون نقش بیشتری نسبت به آیرونمن 2 یا انتقامجویان به او داده شده است. امتیاز: 4.75/5
احتمالاً این را در کنار شوالیه تاریکی در ردهبندی فیلمهای کمیکبوکی قرار میدهم و گرچه من طرفدار دیسی هستم، شاید کمی از شوالیه تاریکی جلوتر بنشیند (هرچند با بازبینیها ممکن است جایها جابجا شوند).
سرگرمکننده!
«کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» فیلمی لذتبخش است. کریس اوانز در نقش اصلی عالی است و اسکارلت جوهانسون تا این نقطه بهترین اجرای دیدنیاش در دنیای سینمایی مارول را ارائه میدهد؛ کاش چنین نقشی پیش از انتقامجویان به او داده شده بود تا آنجا برایم نامرتب به نظر نرسد.
آنتونی مکی و رابرت ردفورد در نقشهایشان قابلتوجهاند، و سباستین استن هم عملکرد خوبی دارد هرچند ارتباط شخصیت او با نقش اصلی آنطور که فیلم تلاش میکند برای من کاملاً قانعکننده نبود. ساموئل ال. جکسون هم خوب است.
سایر عناصر دقیقاً همان چیزی است که از فیلمی در این اندازه انتظار دارید: جلوههای عالی، اکشن سرگرمکننده و داستانی رضایتبخش. در کل بسیار خوب.
پس از پایان نسبتاً خشکِ قسمت 2011، کاپیتان آمریکا (کریس اوانز) خود را هفتاد سال بزرگتر مییابد اما هنوز میدان نبرد دارد. این بار با نیک فیوری (ساموئل ال. جکسون) و عامل شیلد، ناتاشا (اسکارلت جوهانسون)، همراه میشود تا با جنگجویی بیرحم به نام «سرباز زمستان» مقابله کند. خیلی زود متوجه یک توطئه گسترده میشویم—با تلاشی برای کشتن فیوری—و بعد به یک سیرک ماجراجویی و اکشن پرتاب میشویم. جلوهها عالیاند و موسیقی به حفظ ریتم تند و هیجان کمک میکند. اوانز هنوز برای من کمی بیش از حد خوشتیپ است، اما رشد نقشهای آنتونی مکی، جوهانسون و چند حضور کموبیش دوپهلو از پیِرس (رابرت ردفورد) همگی خوب کار میکنند تا این فیلم تبدیل به یک ماجراجویی برتر با داستانی قوی و شخصیتمحور شود. شاید جذابیت قسمت اول را نداشته باشد، پس نمیگویم بهتر است—اما قطعاً به همان اندازه خوب است، و مانند قسمت اول، دو ساعت و ربع فیلم به سرعت میگذرد. سینمایی عالی.
طنینِ حالوهوای تیرهتر و طرح جاسوسی، ترکیب کاملی برای کاپیتان آمریکا است و دنیای سینمایی مارول را به قلمروی تازهای میبرد که یکی از بهترینهای فرنچایز را نتیجه میدهد.
سرباز زمستان راه جدیدی برای مارول باز کرد. برادران روسو کاپیتان آمریکا را وارد دنیایی خطرناک از فریب، جاسوسان و خیانت کردند. این اولین فیلم دنیای مارول بود که حس و حال روشن و شادِ آثار قبلی را نداشت و این لحن جدید کاملاً مناسب داستان کاپ بود. اکشن شگفتانگیز است، پیچشهای داستانی پیدرپیاند و مجبور کردن کاپ به بازنگری در قطبنمای اخلاقیاش و تکیه بر زیرکی به جای صرفاً زور برای شکست دشمن، تصمیمات داستانی درخشانی بودند که شخصیت را توسعه دادند و از تکرار کلیشه «شرور با همان قدرتهای قهرمان» جلوگیری کردند. ورود بیوه سیاه به این ماجرای جاسوسی به ناتاشا فرصت درخشش و توسعه اخلاقی بیشتری داد. هر چیز در این فیلم کار میکند. صادقانه بگویم من طرفدار عمده کاپیتان آمریکا نیستم، اما «سرباز زمستان» همه موانع را پشت سر میگذارد و این فیلم را در فهرست فیلمهای مورد علاقهام در دنیای مارول و فیلمهای کمیکبوکی قرار میدهد.
نه به اندازه قسمت اول، اما همچنان فیلم خوبی است. تنها چیزی که دوست ندارم این است که او قرار است کاپیتان آمریکا باشد با تمام این اَبَرمَنیّتها، پس چرا همیشه نیاز به کمک دارد؟
دوباره برای پادکست «Once Upon a Franchise» بازبینی شد.
«کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» لایقانه یکی از محبوبترین و مورد احترامترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول است و من آن را از بهترینهای فرنچایز هم میدانم. این فیلم با عملکرد بهمثابه یک تریلر سیاسی دهه هفتادیِ پارانوئید، تمی بالغ، هوشمندانه و غیرمنتظره دارد که باعث میشود از فرمول رایجِ ابرقهرمانی فاصله بگیرد. فیلم سحرآمیز، گیرا و ساختاری یکپارچه دارد و پر از پیچشهای جذاب و افشاگریهای تکاندهنده است. از این پسزمینهٔ زمینی و ملموس برای بررسی موضوعات پیچیده و واقعی مانند آزادی در برابر امنیت، هویت و اقتدار و هزینه ویرانگر میراث و تروما استفاده میشود. این عمق تماتیک با سبک بصری همسو میشود: اکشن عمدتاً در سطح زمینی و با ترکیبحرکات پیچیده و بدلکاریهای خطرناک انجام میشود و از انفجارهای CGI تنها در مواقع ضروری استفاده میگردد. موسیقی پرتنش و فیلمبرداری تیز بر شدتِ داستانی که واقعاً چشمانداز کل ساجا را تغییر میدهد میافزایند.
عظمت فیلم با بازیگری عالی و رشد شخصیتها تقویت میشود. کریس اوانز عالی است، اما بازیگران نقشهای مکمل نیز فوقالعادهاند و توسعه طولانیمدت ناتاشا رومانوف و نیک فیوری را به تصویر میکشند. همچنین با سم ویلسون آشنا میشویم که تبدیل به دستراست جدید کاپ میشود. محورهای مرکزی عمیقاند: استیو یاد میگیرد وجدان خود را بر اقتدار نهادی مقدم بدارد، سفری که وقتی او در پایان تصمیم میگیرد با بکیِ مغزشستگی شده روبهرو نشود تثبیت میشود. ناتاشا با افشای همه دادههای محرمانه شیلد به سمت شفافیت حرکت میکند، و فیوری مرگ خود را جعل میکند تا بیرون از سیستم فاسد عمل کند و ناچار به مواجهه با شکست فلسفهٔ خود شود. این تعهد به رشد شخصیتها و پیامدهای دائمی است که این قسمت را صرفاً یک فیلم ابرقهرمانی خوب نمیکند، بلکه یک فیلم واقعاً بزرگ میسازد.
در نهایت، این فیلم گواهی جاودانه بر این ایده است که آزادی همیشه ارزش هزینهٔ مبارزه را دارد، هرچند خیانت و هزینهها در میانهٔ راه باشد.
امتیاز: A+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران