سال ۱۹۴۲. آمریکا به تازگی وارد جنگ جهانی دوم شده، و «استیو راجرز» (کریس ایوانز) که در امتحان ورودی ارتش قبول نشده است، در کمال نا امیدی به سر می برد. اما وقتی که او برای یک پروژه سری داوطلب می شود، همه چیز تغییر می کند. او تحت یک آزمایش فوق سری قرار می گیرد، و ناگهان بدن ضعیف او به طرزی باورنکردنی قدرتمند می شود...
سال ۱۹۴۲. آمریکا به تازگی وارد جنگ جهانی دوم شده، و «استیو راجرز» (کریس ایوانز) که در امتحان ورودی ارتش قبول نشده است، در کمال نا امیدی به سر می برد. اما وقتی که او برای یک پروژه سری داوطلب می شود، همه چیز تغییر می کند. او تحت یک آزمایش فوق سری قرار می گیرد، و ناگهان بدن ضعیف او به طرزی باورنکردنی قدرتمند می شود...
واقعاً به روحِ «کاپیتان آمریکا» وفادار است: نسخهای مدرن (کمیکبوکی) از یک فیلم تماماً آمریکایی — آدمهای خوب در برابر آدمهای بد، بدون ابهام زیاد. ایرادی در این شیوهٔ ساده وجود ندارد.
برای ژانر خودش تقریباً فیلمی کامل است؛ داستانی سرگرمکننده از ابتدا تا انتها و فیلمسازی حرفهای هالیوودی در تمام سطوح.
---
این یک نقد مفصل است که نخستینبار در ۲۰۱۱ منتشر شد:
با وجود اینکه بیش از...
واقعاً به روحِ «کاپیتان آمریکا» وفادار است: نسخهای مدرن (کمیکبوکی) از یک فیلم تماماً آمریکایی — آدمهای خوب در برابر آدمهای بد، بدون ابهام زیاد. ایرادی در این شیوهٔ ساده وجود ندارد.
برای ژانر خودش تقریباً فیلمی کامل است؛ داستانی سرگرمکننده از ابتدا تا انتها و فیلمسازی حرفهای هالیوودی در تمام سطوح.
---
این یک نقد مفصل است که نخستینبار در ۲۰۱۱ منتشر شد:
با وجود اینکه بیش از دو ساعت اجرا میشود، به نظرم جای بیشتری برای گسترش داشت. واقعاً احساس میکردم شخصیت رد اسکال میتوانست فیلم مستقلی برای خودش داشته باشد؛ جذابیت او باعث شد تا کمی از پرداختن کامل به او کاسته شود.
انتخاب کریس ایوانز برای نقش اصلی جالب بود، خصوصاً با توجه به اینکه پیش از این نقشِ شخصیت محبوبِ آمریکایی «مشعل انسانی» را در فیلمهای فانتستیک ۴ بازی کرده بود. او شاید فوقالعاده منفجرکننده نباشد، اما بازی خیلی خوبی ارائه داد.
در مقایسه با بقیهٔ دنیای سینمایی مارول، «کاپیتان آمریکا» را میانهٔ جدول قرار میدهم: از «آیرونمن» و «ثور» کمتر خوشم نیامد، ولی از «آیرونمن ۲» و «هالک شگفتانگیز» بیشتر خوشم آمد. تصمیم استودیو برای قرار دادن فیلم در دههٔ ۴۰ صددرصد درست بود — نه صرفاً به خاطر فضای تاریخی یا طراحی صحنه، بلکه از نظر هوشمندی روایتی: چگونه میخواهید قهرمانی ملیگرا و وفادار را طوری جلوه دهید که مردم باورش کنند؟ او را مقابل نازیها قرار میدهید.
برای من آغاز فیلم جذابترین بخش بود؛ وقتی استیو را در قامت جوان لاغر و آسمی میبینیم قبل از دریافت سرم فوقسرباز. آن بخش بهترین نمایش توانایی بازیگری ایوانز و نوشتار کریستوفر مارکوس و استیون مکفیلی بود.
نسخهٔ سهبعدی قابل تحملتر از معمول بود. با پیشرفت فیلمهای دنیای مارول، هر کدام بیشتر به پیشدرآمدی برای «اونجرز» بدل میشوند و «کاپیتان آمریکا» بیش از بقیه این حس را دارد. هرچند تقریباً هیچ حضور مستقیمی از اونجرها ندارد، اما حس پیشدرآمدی آن برای آیندهٔ جهان مارول کاملاً مشهود است.
نقدهای کوچکی داشتم که همگی جزئی بودند؛ تنها چیزی که واقعاً آزارم داد این بود که باید تا آمدن «اونجرز» یک سال صبر کنیم.
---
خلاصهٔ داستان:
استیو راجرز، جوانی لاغر و نحیف، میخواهد برای جنگ جهانی دوم به ارتش آمریکا بپیوندد اما بهخاطر جثه و سلامت ضعیف بارها رد میشود تا اینکه دانشمندی او را برای برنامهای ویژه انتخاب میکند تا یک فوقسرباز خلق شود.
نکات مثبت:
دنیا و قصه تا حد زیادی به نسخهٔ کلاسیک پایبند است: سرم باعث میشود بدن او به قدرت و ماهیچهٔ خارقالعادهای برسد. او از پیش شجاع و باهوش است، اما فرماندهٔ آموزشهایش او را نمیخواهد و به همین دلیل استیو ابتدا کار روابطعمومی انجام میدهد. صحنهٔ نبرد اول او را دوست داشتم؛ او در میدان یاد میگیرد و این تفاوت قابلتوجهی با رویکرد سختجانانهٔ او در ادامه دارد.
تعاملاتش با ایجنت کارتر هم جذاب بود؛ انتظار داشتم رابطهٔ آنها ظریفتر باشد و امیدوار بودم نقش بیشتری برای او ببینیم، بهویژه که بعدها کاراکتر او در تلویزیون هم حضور پیدا کرد، اما در فیلم نقش او نسبتاً در حاشیه قرار گرفت.
نکات منفی:
مشکل مشترکِ بسیاری از فیلمهای جنگی آمریکایی این است که انگار تنها بازیگرانِ میدانِ نبرد خود آمریکاییها هستند و جای اندکی برای متحدان باقی میماند؛ این محدودنگری ملیگرایانه آزاردهنده است — هرچند فیلم «کاپیتان آمریکا» نام دارد، نه «کاپیتانی که با متحدان کار میکند». همچنین از رد اسکال انتظار بیشتری داشتم؛ تاریخچه، تواناییها و انگیزههای او بسیار کموبیش معرفی شدند و میتوانستند او را به عنوان یک ضدقهرمان قدرتمندتر شکل دهند.
در مجموع، بهعنوان داستان منشاء، کمی کمرمق است اما قابل قبول.
---
بدون اغراق، شاید بیش از همه در میان فیلمهای مارول دستکم گرفته شده باشد. «کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو» یک فیلم جنگی عالی با طعمی کمیکبوکی است دربارهٔ آدم کوچکی که تفاوت بزرگی ایجاد میکند. رد اسکال یکی از ضدقهرمانان خوب دنیای مارول است تا حدی به خاطر بازی فوقالعادهٔ هوگو ویوینگ. پگی کارتر قهرمانهای دوستداشتنی است و اجرای هیلی اتول فوقالعاده است. همچنین تامی لی جونز و استنلی توچی هر بار که حضور دارند، صحنه را روشن میکنند.
با صحنههای اکشن قوی، شخصیتپردازی مناسب و جلوههای بصری یکپارچه، «کاپیتان آمریکا» بهخوبی بهعنوان یک فیلم مستقل عمل میکند. حیف است که بسیاری تماشاگران فقط بهخاطر انتظار برای «اونجرز» به تماشای این فیلم رفتهاند، چون فیلم چیزهای زیادی برای ارائه دارد.
---
بازبینی کوتاه:
این فیلم سرگرمکننده است و کریس ایوانز نقش را خیلی خوب اجرا میکند. رد اسکال با پروتز سنگینی که روی هوگو ویوینگ گذاشتهاند کمی مضحک به نظر میرسد؛ او از جمله ضدقهرمانان ضعیفتر دنیای مارول است.
---
من خیلی از فیلم لذت بردم؛ از «آیرونمن» برایم کمی بهتر است. روایت و سبک دههٔ ۴۰ کاملاً جذاب و چشمنواز است — صحنهها و لباسها عالیاند. تنها نکتهٔ منفی جلوهٔ بدل بدنیِ استیوِ لاغر به «کاپیتان» است که واقعاً گاهی مسخره بهنظر میرسد، اگرچه بهنوعی خندهدار است.
کست فیلم از هر نظر برایم لذتبخش بود: کریس ایوانز نقش اصلی را خوب اجرا کرده و حضور بازیگرانی مثل تامی لی جونز، هیلی اتول و هوگو ویوینگ لذتبخش است. تجربهٔ بسیار خوشایندی است.
---
نکات خلاصهای دیگر:
- فیلم داستان یک قهرمانِ کموبیشِ دستنخورده را با فضاسازی جنگی و حماسی روایت میکند؛ ریتم داستان مناسب است و دیالوگها طبیعیاند، با ترکیبی از احساسات و طنز که استیو را شخصیتِ دلنشینی میسازد.
- کارگردانی جو جانستون به زیبایی هویت دههٔ ۱۹۴۰ را منتقل میکند؛ فیلمبرداری و تُنهای گرم تصویری به این حس کمک میکنند.
- تعادل میان جلوههای عملی و CGI خوب است و دنیا را واقعیتر نشان میدهد.
- موسیقی آلن سیلوتری فضا را احساسی و باشکوه میکند و لحظات کلیدی را قویتر میسازد.
- نقطهضعف فیلم در میانهٔ داستان است؛ بخش دوم بهطرز تکراری روی مأموریتهای انفجاری و پایگاهنفوذ متمرکز میشود و بیش از حد متکی به انفجارهای CGI میشود؛ زمانی که تمرکز روی سفر شخصیتی است، فیلم اوج میگیرد.
- از نظر تماتیک، یکی از غنیترین آثارِ دنیای مارول است: داستانی دربارهٔ نوعدوستی، قهرمانی و فداکاری بهجای صرفاً جلوهفروشی.
در مجموع، اگرچه ممکن است امروز کمی کهنگیِ ساختاری در آن دیده شود، اما در اصل یک شروعنامهٔ صادق و الهامبخش برای یکی از نمادینترین شخصیتهای مارول است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران