غافلگیر شدم؛ این فیلم را واقعاً دوست داشتم.
شاید «The Next Karate Kid» اثر درخشانی نباشد و حتی چیز فوقالعادهای هم ارائه نکند، اما وقتی تیتراژ پایانی پخش شد، از آنچه دیده بودم احساس رضایت میکردم. داستان بعد از شروعی نسبتاً دستپاچهکننده، به یک روایت دلنشین بدل میشود.
خلافکاران فیلم ضعیف و تا حدی پیشپاافتادهاند، اما همچنان از آنچه در «The Karate Kid Part III» دیده بودیم...
غافلگیر شدم؛ این فیلم را واقعاً دوست داشتم.
شاید «The Next Karate Kid» اثر درخشانی نباشد و حتی چیز فوقالعادهای هم ارائه نکند، اما وقتی تیتراژ پایانی پخش شد، از آنچه دیده بودم احساس رضایت میکردم. داستان بعد از شروعی نسبتاً دستپاچهکننده، به یک روایت دلنشین بدل میشود.
خلافکاران فیلم ضعیف و تا حدی پیشپاافتادهاند، اما همچنان از آنچه در «The Karate Kid Part III» دیده بودیم بهترند. پت موریتا (آقای مییاگی) پر از کلیشههایی است که گاهی کلیشهاند، اما با این حال بسیار دوستداشتنی و دلپذیر باقی میماند؛ بازی او همچنان از نقاط قوت فیلم است. هیلاری سوانک جوان، در اولین نقش بزرگ سینماییاش، اجرای قابلقبولی از جولی ارائه میدهد؛ در ابتدا قانع نشدم، اما در پایان احساس کردم کاراکتر یک مسیر مثبت را طی میکند.
در مقایسه با دنبالههای قبلی پس از فیلم ۱۹۸۴، به نظرم این بهترین دنباله است؛ نکتهای غافلگیرکننده با توجه به سیر نزولی دو فیلم قبلی. با این حال فیلم هنوز تا مرز یک اثر نهچندان خوب فاصله دارد، اما برای من به اندازهای خوب بود که از حداقل انتظار فراتر رود.
فیلمنامه ساده است و خالی از اشکال نیست: مییاگی در یک مراسم نظامی حضور مییابد و با دختر یکی از همرزمان قدیمیاش، جولی، آشنا میشود. جولی دختری کمرو و درگیر مشکلات ناشی از مرگ والدینش است و مییاگی تصمیم میگیرد او را شاگرد کاراته کند. پیشبینیپذیری از ابتدا تا انتها همراه فیلم است و چیز جدید و بنیادینی به مجموعه اضافه نمیکند؛ ساختار و ایدهها همانند آثار پیشیناند و پایان فیلم هم تا حدودی باورپذیر نیست.
با وجود این ضعفها، بازگشت پت موریتا بسیار دلگرمکننده است؛ او همیشه نقش مهمی در موفقیت این مجموعه داشته و اینجا هم با حضور برجسته و دوستداشتنیاش فیلم را همراهی میکند. هیلاری سوانک در این فیلم هنوز بسیار جوان است و تا دوران درخشش آیندهاش فاصله دارد، اما جذابیت، حضور و استعدادی خام دارد که قابلرؤیت است. دو بازیگر منفی اصلی (مایکل آیرونساید و مایکل کاوالیری) شخصیتهایی تخت و پیشپاافتادهاند و توسعه چندانی ندارند، اما همچنان مخاطب را علیه خود برمیانگیزند.
از نظر فنی، فیلم نسبتاً محتاطانه عمل میکند؛ بیشتر روی تصویربرداری واضح و صدا تمرکز دارد تا جلوههای فانتزی. ریتم فیلم کندتر از آثار پیشین است که تا حدی از لذت تماشای فیلم میکاهد، اما مشکل جدیای ایجاد نمیکند. فیلمبرداری و تدوین قابلقبولاند، انتخاب لوکیشنها، طراحی صحنهها (بهویژه صومعه) و لباسها مناسب است. از همه مهمتر، صحنههای اکشن و مبارزه خوب اجرا و بهخوبی کارگردانی شدهاند؛ اگرچه برخی آنها را کمشمار میدانند، اما برای من جالبتر از دو فیلم قبلی بودند.
از سوی دیگر، نمیتوان از حس و نظر شخصی برخی مخاطبان گذشت: نبود رالف ماکیو برای عدهای باعث شده این فیلم «کاراته کید واقعی» بهحساب نیاید و بازی آیرونساید برای برخی اغراقشده به نظر میرسد. سوانک در بعد بدنی نقش را خوب القا میکند و توانایی فیزیکیاش قابلباور است، اما در مبارزات خیابانی سنتی نشانههایی از ناآگاهی به اصول اولیه دیده میشود؛ هرچند بعدها او این ضعفها را جبران کرد.
در مجموع، فیلم علیرغم مشکلاتش؛ از جمله پیشپیشبینیپذیری و بعضی نقشآفرینیهای افراطی، توانست از آنچه بیشتر منتقدان و تماشاگران انتظار داشتند بهتر ظاهر شود و سرانجامی نسبتاً مثبت برای این مجموعه رقم بزند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران