ضعیفترین فیلم از مجموعه "کاراته کید"
بعد از یک فیلم اول عالی و یک دنباله نسبتاً قابلقبول، این فیلم سر میرسد… و نمیتوان پنهان کرد که کیفیتِ اثری که ارائه میشود بهطور محسوسی پایینتر است و فیلم خوب از کار درنیامده است.
بزرگترین مشکل فیلم فیلمنامه است؛ ضعیف، بد نوشتهشده و پر از سوراخهایی که کمبود منطق و باورپذیری را با درجهای از پیشبینیپذیری ترکیب کرده و...
ضعیفترین فیلم از مجموعه "کاراته کید"
بعد از یک فیلم اول عالی و یک دنباله نسبتاً قابلقبول، این فیلم سر میرسد… و نمیتوان پنهان کرد که کیفیتِ اثری که ارائه میشود بهطور محسوسی پایینتر است و فیلم خوب از کار درنیامده است.
بزرگترین مشکل فیلم فیلمنامه است؛ ضعیف، بد نوشتهشده و پر از سوراخهایی که کمبود منطق و باورپذیری را با درجهای از پیشبینیپذیری ترکیب کرده و فیلم را خستهکننده میکند. شخصیتها هم بهطور صریح ضعیف پرداخته شدهاند، ضدقهرمانها کلیشهای و اغراقآمیزند (فیلم همهچیز را میکند تا تماشاگر آنها را دوست نداشته باشد) و متنی که به بازیگران داده شده برای ارائهی یک کار خوب کافی نیست.
با این حال باید اذعان کرد پَت موریتا و رالف ماکیو تمام تلاششان را کردهاند تا از پسِ نقشها برآیند و انتظارات تماشاگران را برآورده کنند. موریتا همچنان حضور دوستداشتنیای دارد و ماکیو در این فیلم نسبت به آثار قبلی کمتر کودکانه و لجباز است که نشاندهندهی نوعی بلوغ در شخصیت اوست (هرچند مشخص نیست این تغییر عمدی بوده یا نه). ناپدید شدن مادر شخصیت ماکیو هم به سادهترین و بیمعنیترین شکل توجیه شده و جای اجارهشده برای فروشگاه بُنسای بیشتر شبیه انبار است تا یک فضای تجاری.
در میان این مشکلات، فیلم با تصویربرداری معمولی اما قابلقبول، تدوین خوب، ریتم خوشایند و عدم وجود نقاط مرده تا حدی ما را راضی میکند. لوکیشنها هم نسبتاً راضیکنندهاند. از آنجا که این فیلم اکشن و دربارهی مبارزه و کاراته است انتظار داشتم صحنههای مبارزه بیشتری ببینم؛ تعداد مبارزات خیلی کمتر از فیلمهای قبلی است و تنش به آن شدت محسوس نیست، اما آنچه انجام شده خوب اجرا شده و کرئوگرافیها درست تمرین و اجرا شدهاند.
فراموشش کرده بودم تا اینکه یکی از همکاران در محل کار اشارهای مبهم به آن کرد… و ناگهان با خاطراتی روبهرو شدم که ترجیح میدهم فراموششان کنم. راستش وقتی «The Next Karate Kid» را بهیاد میآوری و نه قسمت سوم، باید برایت چیزی روشن شود.
در هر حال، فیلم رابین لاولی را دارد که به نظر میرسد یکی از نقشهای او در اوایل دوران کاریاش باشد… او توانایی ایفای نقش خوب دارد و گاهی کیفیتی در حدِ «توین پیکس» نشان میدهد، ولی عمدتاً در سایه باقی مانده و فقط گهگاه در نقشهای تلویزیونی ظاهر میشود و برای بعضی مخاطبان خاطرهانگیز میماند.
رالف ماکیو هم طوری بازی میکند که انگار بهصراحت به تماشاگر میگوید که دوست ندارد آنجا باشد؛ رفتار او این پیام را منتقل میکند که قسمت سوم ایدهی خوبی نبوده و در نتیجه تماشاگر را هم قانع میکند که این فیلم را دوست نداشته باشد.
او درست میگفت؛ فیلمنامه در سطح لازم نبود. اینکه شخصیت او یک علاقهی افلاطونی داشته باشد نه یک علاقهی عاشقانه نکتهی خوبی بود — یگانه و مناسب شخصیت و تا حدی با داستان سازگار — اما در عین حال داستانِ کلی وجود نداشت.
در واقع فیلم نوعی قصهی انتقام است که هزار بار مشابهش را دیدهاید و این نسخه چیزی فراتر از کیفیت یک فیلم کمبودجهی سطحی ارائه نمیدهد.
آیا فقط من بودم که اصلاً با این مجموعه ارتباط برقرار نکردم؟ بعد از موفقیتِ نسخهای که به نوعی معادلِ دههی ۱۹۷۰ِ «چمنملخ/گرَسهُوپر» (David Carradine) است—با این تفاوت که اینجا کاراکترها کاراته کار میکنند نه کونگفو— دنیل (رالف ماکیو) که حالا کمی عاشقتر شده، خود را درگیر نقشهی زشتی از دشمن قدیمیاش کریز (مارتین کوو) مییابد که قصد دارد با تحریک او به درگیری نهایی با ستارهی جدید Cobra Kai یعنی مایک (شان کانن) انتقام بگیرد و نابرابریهایی را که در فیلم قبلی در ۱۹۸۶ احساس کرده جبران کند. مییاگی (پت موریتا) هم باید نگران شاگردش باشد وقتی آپارتمانشان تخریب میشود و جوان مهربان از پسانداز دانشگاهش برای خرید مکانی برای کسبوکار بُنسای مییاگی استفاده میکند. همین کسبوکار به کریز و مزدورش اهرم فشار بیشتری علیه دنیل میدهد چون او کمکم دارد نشان میدهد در کار دخالتکرده زیاد توی آب نیست.
با ترک مایگی که با نارضایتی او را رها میکند و تردیدِ دنیل نسبت به اینکه واقعاً چه کسی طرف اوست، اصول بنیادینِ شرفِ کاراته شروع به محو شدن میکنند — اما نه به اندازهای که بیناییِ او، هم بهصورت فیزیکی و هم بهصورت استعاری، تار شود وقتی اوج ماجرا فرا میرسد. عجیبِ ماجرا، ملایمت و ترسیدگیِ نسبی صحنههای اکشن است. میدانم این فیلم برای ردهی سنی «Enter the Dragon» نیست، اما آنجا هنرهای رزمی بسیار واقعیتر و کمتر ساختگی بهنظر میرسند در مقایسه با این فیلم نسبتاً آرام و صرفاً خرابکاریِ وسایلِ خانه.
مییاگی انگار کاراکترش را مثل یک «یودای» خوشپوش ساخته؛ ماکیو تقریباً خشک و بیرمق بازی میکند و کوو بهتر بود به سراغ «Cagney and Lacey» میرفت—حداقل آنجا لازم نبود وانمود کند که تهدیدکننده است. این فیلم هیچوقت تأثیرگذار نمیشود و تلاشهای کمجان تقریباً همه — بهجز، شاید، آن درختچهی کوچکِ زخمیشدهی بُنسای — به اندازهی تشک تخت و بیروحاند. همان تکرارِ همیشگی، متأسفانه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران