«دانیل» (ماکیو) همراه با مادرش از نیو جرزی به کالیفرنیای جنوبی مهاجرت می کند تا از خشونت و نا امنی در امان باشد. اما در محل جدید، همکلاسی هایش به سر دستگی «جانی» (زابکا)، برایش مزاحت ایجاد می کنند. «دانیل» نیز برای دفاع از خود نزد «میاگی» (نوریوکی) کاراته یاد می گیرد...
«دانیل» (ماکیو) همراه با مادرش از نیو جرزی به کالیفرنیای جنوبی مهاجرت می کند تا از خشونت و نا امنی در امان باشد. اما در محل جدید، همکلاسی هایش به سر دستگی «جانی» (زابکا)، برایش مزاحت ایجاد می کنند. «دانیل» نیز برای دفاع از خود نزد «میاگی» (نوریوکی) کاراته یاد می گیرد...
1)
کاراته کید
فیلم «کاراته کید» به کارگردانی جان جی. اویلدسن و نویسندگی رابرت مارک کامن است و رالف ماکیو، پَت موریتا (نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) و الیزابت شوی در آن بازی میکنند.
دنیل لاروسو (ماکیو) همراه مادرش (رندی هلر) از نیوارک، نیوجرسی به رزِدا در منطقه سن فرناندو ولی لسآنجلس نقل مکان میکند. از همان ابتدا دنیل احساس بیگانگی میکند و سریعاً خشم جانی...
1)
کاراته کید
فیلم «کاراته کید» به کارگردانی جان جی. اویلدسن و نویسندگی رابرت مارک کامن است و رالف ماکیو، پَت موریتا (نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) و الیزابت شوی در آن بازی میکنند.
دنیل لاروسو (ماکیو) همراه مادرش (رندی هلر) از نیوارک، نیوجرسی به رزِدا در منطقه سن فرناندو ولی لسآنجلس نقل مکان میکند. از همان ابتدا دنیل احساس بیگانگی میکند و سریعاً خشم جانی لارنس (ویلیام زابکا)، دوستپسری سابق تنها کسی که دنیل با او ارتباط برقرار کرده—علی میلز (شوی)—را برمیانگیزد. مشکل این است که جانی شاگرد برجسته کاراته در دوسوی کبرا کای است، جایی که سِنسِی سابق نیروهای نظامی، جان کریس (مارتین کوو)، به شاگردان میآموزد پیروزی همهچیز است. اما نجات و پایان دادن به کتککاریهای جانی و دوستان قلدرش ممکن است در قالب سرایدار عجیبوغریب اما مهربان مجتمع آپارتمانی، آقای مییاگی (موریتا)، پدیدار شود.
اوِلدسن پیشتر در سال 1976 فیلم محبوب «راکِی» را کارگردانی کرده بود؛ حال در 1984 سراغ موضوعی مشابه برای مخاطب جوانتر رفته است. فیلم با وجود سادگی و بعضی صحنههای قدیمیشده، جذابیتی دههٔ هشتادی دارد که هنوز اثر میکند. نکات دلنشین فیلم شامل دوستی گرم میان نوجوان کمتوان و پیر خردمند ژاپنی-آمریکایی، آموزش غیرمتعارف اما مؤثر کاراته، و لحظهٔ پایانی پیروزی است که تماشاگران را به وجد میآورد. فیلم در گیشه داخلی بیش از ۹۰ میلیون دلار فروخت و سه دنباله، یک بازسازی و تأثیر قابلتوجهی بر فرهنگ عامه به همراه آورد. 8/10
2)
سرشار از احترام و بار احساسی — یک فیلم نوجوانانه/ورزشی تأثیرگذار
پسری (رالف ماکیو) همراه مادرش از نیوجرسی به لسآنجلس نقل مکان میکند، اما در مدرسه از سوی گروه کبرا کای به رهبری قلدرِ جانی (ویلیام زابکا) پذیرفته نمیشود. دنیل (ماکیو) در عوض با دختری آشنا میشود (الیزابت شوی) و ارتباط ویژهای با یک مرد ژاپنی-آمریکایی پیدا میکند که مایل است کاراته را به او بیاموزد (پَت موریتا). همهچیز به مبارزهٔ نهایی دنیل با جانی در یک تورنمنت ختم میشود. مارتین کوو هم در نقش سِنسِی مملو از بدخواهی حضور دارد.
«کاراته کید» محصول اوایل تا اواسط دههٔ ۸۰ است و کاملاً با آن زمان سازگار است؛ یک سکانس طولانی با آهنگ «Cruel Summer» از باناناراما این ویژگی را نشان میدهد. بهطور کلی فیلم قلب دارد؛ دربارهٔ عشق پسر نوجوان به مادرش، عشق بین یک پسر و یک دختر، و عشق پدرانهٔ مرد پیر ژاپنی-آمریکایی به بچهای آزارشده است. دربارهٔ روبهرو شدن با چالشهای بزرگ و یاد گرفتن غلبه بر آنهاست. فضایی احترامآمیز دارد و روند رویدادها واقعگرایانه به نظر میرسد، هرچند نمایش اغراقشدهٔ سِنسِی مردِ مَردانه کمی نمایشی است که بااینحال سرگرمکننده است.
الیزابت شوی در نقش زنانه میدرخشد و فیلم با چند بازیگر فرعی چشمگیر و مادری گرمقلب (رندی هلر) نمرهٔ خوبی میگیرد. مدت فیلم ۲ ساعت و ۶ دقیقه است و در نواحی لسآنجلس فیلمبرداری شده است.
نمره: A-
3)
آغاز «کاراته کید». تماشای خوب و دلپذیر.
اگرچه انتظارم از فیلم کمی بیشتر بود، اما از آن لذت بردم. پیش از دیدن این نسخه تنها بازسازی ۲۰۱۰ را دیده بودم، پس در برخی لحظات میدانستم چه خواهد شد. با این حال، داستان جذاب است و پیام مثبتی دارد.
احساس میکنم زمان اجرا کمی طولانی است و میشد کمی کوتاهتر شود؛ رسیدن به رویداد کاراته زمان زیادی میبرد و شروع چهل دقیقهٔ اول برای من کمتر جالب بود. باقی فیلم اما سرگرمکننده است.
تأثیر فیلم «راکِی» خصوصاً در بازی رالف ماکیو محسوس است؛ او در نقش دنیل شباهتهایی در نوع بازیگری با سیلوستر استالونه در آن فیلم دارد—نه بازی خارقالعاده اما دوستداشتنی و با جلوههایی از استعداد پنهان. ماکیو در اینجا خوب است و پَت موریتا نیز طبیعتاً عالی عمل میکند.
و اما دنبالهها!
4)
نماد دههٔ ۸۰
من لزوماً طرفدار فیلمهای مبارزهای یا هنرهای رزمی نیستم و معمولاً از آنها دوری میکنم، اما این فیلم مرا مسحور کرد؛ بیشک یکی از معروفترین آثار دههٔ هشتاد است که حتی سهدهه بعد هم حس خوبی در بازبینی دارد. شاید به همین دلیل هنوز جای خود را در شبکههای سینمایی حفظ کرده است.
فیلمنامه ساده اما جذاب است و شخصیتها خوب پرداخته شدهاند تا همدلی برانگیزند. قهرمان داستان دنیل است؛ نوجوانی که تازه به کالیفرنیا آمده و سعی دارد خود را با محیط جدید وفق دهد، اما بهسرعت دشمنی پسر بزرگتر، ثروتمندتر و خشن را برمیانگیزد که هر دو احیاناً به همان دختر علاقهمندند. دنیل مجبور میشود برای دفاع از خود کاراته بیاموزد و در این راه با سرایدار ساختمان، مرد ژاپنی-آمریکایی سالخوردهای، دوست میشود که همهٔ آنچه لازم است به او میآموزد.
رالف ماکیو در نقش خود دلنشین است و بازی او باعث شهرتش شد؛ در واقع این نقش مهمترین نقش بازیگر در کارنامهاش است. الیزابت شوی نیز از موفقیت نسبی خود در این فیلم استفادهٔ شایستهای کرد؛ هرچند چندان ندرخشید، اما وظایفش را خوب انجام داد و راه را برای فرصتهای شغلی بعدی باز کرد. اما قطعاً پَت موریتا هر بار که روی صحنه است توجه را میرباید؛ او در نقش مرد ژاپنی خردمند و متین بینقص است و برای اجرای خود نامزد اسکار شد. فیلم همچنین با حضورهای قابلتوجه ویلیام زابکا و مارتین کوو کاملتر میشود.
با فیلمبرداری خوب، رنگهای برجسته و تصویربرداری مناسب، فیلم کمتر از بسیاری آثار آن دهه قدیمی بهنظر میرسد. بهویژه دکورهای خانهٔ ژاپنی با باغها و جزئیات نجاری خیرهکننده و خودروهای کلاسیک در برخی سکانسها چشمنوازند. صحنههای مبارزه و اکشن تاحدی مصنوعی چیده شدهاند اما هنوز بهاندازهٔ کافی واقعیاند که بد به نظر نرسند. موسیقی متن اثر بیل کونتی هم خاطرهانگیز و از آن جواهرات کوچک اغلب فراموششده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران