شاید باید قسمت اول سال گذشته را دیده بودم تا یادم بیاید چه اتفاقی افتاده، چون مثل صحنهای که «مایا» (مادلین پِتش) در بیمارستان بههوش میآید، من هم نمیتوانستم بهخاطر بیاورم چه چیزی را پشت سر گذاشته بود. سریع یادآوری میشود که او و دوستپسر خوشمرتبش «جف» (که انگار فیلمنامه را خوانده و اینبار در خانه مانده و ریشش را مرتب کرده بود) بهطرز وحشتناکی...
شاید باید قسمت اول سال گذشته را دیده بودم تا یادم بیاید چه اتفاقی افتاده، چون مثل صحنهای که «مایا» (مادلین پِتش) در بیمارستان بههوش میآید، من هم نمیتوانستم بهخاطر بیاورم چه چیزی را پشت سر گذاشته بود. سریع یادآوری میشود که او و دوستپسر خوشمرتبش «جف» (که انگار فیلمنامه را خوانده و اینبار در خانه مانده و ریشش را مرتب کرده بود) بهطرز وحشتناکی توسط سه نفری با ماسکهای ابتدایی مورد حمله قرار گرفته بودند. از آن زمان دیگر خبری از جف نیست، اما او توانسته به بیمارستان برسد و پلیس از داستانش متحیّر شده بود. مسئله این است که وقتی قاتلانِ او میفهمند نهتنها زنده مانده، بلکه در همان بیمارستانِ محلی بستری است، زمینه برای قسمت دوم فراهم میشود. مضحکهوارگی داستان به شکلی خندهدار ادامه مییابد: او در بیمارستان تقریباً خالی تعقیب میشود و سپس به جنگل و دقیقا به همان کلبهای بازگردانده میشود که همه رنجها از آن شروع شده بود. البته بعد از تجربه قبلی، گویا بعضی مهارتهای نینجایی روستایی را آموخته، اما وقتی نمیداند از میان این جامعهٔ بهظاهر متحد به چه کسی اعتماد کند، شانس بقایش در برابر سه شکنجهگری که صرفاً بهخاطر حضورش میخواهند او را تکهتکه کنند چه اندازه است؟ دیالوگها بهسختی ارزش ذکر دارند، توجه به بازیگری هم بهراحتی توسط همان ماسکها ربوده میشود — که ظاهراً پلاستیکیاند — و سناریوهایی که مانند پریدن از ماهیتابه به آتشاند، تصمیم سوار شدن به تایتانیک در ۱۹۱۲ را در قیاس کاملاً بیخطر جلوه میدهند. تنها چیز واقعاً ترسناک این است که این فیلم زمینهساز دنبالهای دیگر میشود؛ در غیر این صورت، اثری است شوکهکننده بهمعنای منفی کلمه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران