در دهه ۱۹۶۰ ماساچوست، آیلین دانلوپ، منشی جوانی در یک زندان نوجوانان، زندگی یکنواختی را سپری میکند. ورود روانشناس جدید و جذابی به نام ربکا سنت جان به زندان، جرقهای در زندگی آیلین ایجاد میکند. دوستی آنها بهسرعت شکل میگیرد و آیلین تحت تأثیر شخصیت کاریزماتیک ربکا قرار میگیرد. اما با گذشت زمان، این رابطه به مسیری تاریک و پیچیده کشیده میشود که آیلین را با تصمیمات دشواری مواجه میکند.
در دهه ۱۹۶۰ ماساچوست، آیلین دانلوپ، منشی جوانی در یک زندان نوجوانان، زندگی یکنواختی را سپری میکند. ورود روانشناس جدید و جذابی به نام ربکا سنت جان به زندان، جرقهای در زندگی آیلین ایجاد میکند. دوستی آنها بهسرعت شکل میگیرد و آیلین تحت تأثیر شخصیت کاریزماتیک ربکا قرار میگیرد. اما با گذشت زمان، این رابطه به مسیری تاریک و پیچیده کشیده میشود که آیلین را با تصمیمات دشواری مواجه میکند.
در دهه ۱۹۶۰ ماساچوست، آیلین دانلوپ، منشی جوانی در یک زندان نوجوانان، زندگی یکنواختی را سپری میکند. ورود روانشناس جدید و جذابی به نام ربکا سنت جان به زندان، جرقهای در زندگی آیلین ایجاد میکند. دوستی آنها بهسرعت شکل میگیرد و آیلین تحت تأثیر شخصیت کاریزماتیک ربکا قرار میگیرد. اما با گذشت زمان، این رابطه به مسیری تاریک و پیچیده کشیده میشود که آیلین را با تصمیمات دشواری مواجه میکند.
توماسین مککنزی در نقش ایلین—منشی زندان کمرو و منزوی که زندگی یکنواختی دارد—بسیار خوب بازی میکند: زنی که وقتش را با تماشای زوجهایی که در پارکینگ میبوسند میگذراند یا خیال یک رابطهٔ سریع با یکی از همکارانش را در سر میپروراند، بعد به خانه برمیگردد تا در کنار پدر بازنشسته و الکلیاش باشد. ورود روانشناس جدید، ربکا (آن هاتاوی)، قدری جان به روزمرگیِ او میبخشد....
توماسین مککنزی در نقش ایلین—منشی زندان کمرو و منزوی که زندگی یکنواختی دارد—بسیار خوب بازی میکند: زنی که وقتش را با تماشای زوجهایی که در پارکینگ میبوسند میگذراند یا خیال یک رابطهٔ سریع با یکی از همکارانش را در سر میپروراند، بعد به خانه برمیگردد تا در کنار پدر بازنشسته و الکلیاش باشد. ورود روانشناس جدید، ربکا (آن هاتاوی)، قدری جان به روزمرگیِ او میبخشد. این زن مطمئن و متمّول سراغ ایلین میآید، با هم بیرون میروند، حتی کمی لِمس و کنایهٔ عاشقانه هست، و سپس ربکا رازی را با دوست تازهاش در میان میگذارد که مربوط به مرد جوانی در زندان است که به قتل بیرحمانهٔ پدرش متهم شده و اینکه مادر او چه دانستههایی دربارهٔ این جنایت و علل آن داشته است. یک ساعت اول فیلم نسبتاً جذاب است، اما نیمساعت پایانی واقعاً ناتمام و دستکم پختهنشده بهنظر میرسد؛ پایانبندی در سطوح مختلف ناقص میمانَد. بازیها و فیلمنامه قابلقبولاند، اما پس از نمایش احساس میکنی چیزی کم است—هدفِ فیلم دقیقاً چه بوده؟ تصویربرداری و طراحی بصری قابلتوجه است، اما در نهایت تماشاگر چیز جدیدی نمیآموزد.
این دومین ساختهٔ ویلیام اولدروید بعد از «لیدی مکبث» است، و در قیاس با آن موفقیت ابتدایی، این فیلم تشتکوار زمین میخورد. بهعنوان یک معمای روانشناختی/هیجانانگیز، هرگز به ریتم و کشش لازم نمیرسد و در پردهٔ پایانی بهطرزی نامنسجم از مسیر خارج میشود. رابطهٔ شکلگرفته بین دو زن شاغل در یک زندان جوانان در شهری کوچک در ماساچوست دههٔ ۱۹۶۰—ایلین، دستوپاچلفتی و سرکوبشده جنسی، و ربکا، روانشناس تازهوارد و تحصیلکردهٔ معتبر—با لحنهایی جنسی اما ظاهراً هرگز تمامشده، آغاز میشود؛ این خط داستانی انگار قرار است به جایی برسد اما هرگز چنین نمیشود. تا حد زیادی دلیلش این است که شخصیتها درگیر نقشهای ابلهانه میشوند—نقشهای که ناگهان و از ناکجا ظاهر میشود و روایت را به سرزمینی سردرگمکننده و بیتوضیح میفرستد. فیلم از جهت طراحی صحنه و قاببندی خلاقانه تصویری و همچنین بازیهای پشتیبانی قابلقبول بهرهمند است، اما عنصرِ حیاتیِ یک معمای خوب—درگیرکنندگی و کشش—کم دارد. هر چه کارگردان مد نظر داشته، در اجرا یا نگارش فیلمنامه محقق نشده و در نتیجه این پروژه در بسیاری از نقاط حس میشود که بهتر بود در اتاق تدوین میماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران