فرانک دروبین (لزلی نیلسن) از بازنشستگی خارج می شود تا به نیروهای پلیس در نفوذ به گروهی از تروریست ها که قصد انفجار بمب در مراسم اسکار داشتند ، نفوذ کند.
فرانک دروبین (لزلی نیلسن) از بازنشستگی خارج می شود تا به نیروهای پلیس در نفوذ به گروهی از تروریست ها که قصد انفجار بمب در مراسم اسکار داشتند ، نفوذ کند.
با توجه به موفقیت بزرگ دو قسمت اول، ساخت قسمت سوم اجتنابناپذیر به نظر میرسید؛ اما تا اینجا شوخیها و شخصیتپردازیها واقعاً خستهکننده شدهاند. «دربین» (لزلی نیلسن) اکنون خوشبختانه(?) بازنشسته و در کنار همسر پرفشارش «جین» (پریسیلا پرسلی) زندگی میکند که همکاران سابقش «اد» (جورج کندی) و «نوردبرگ» (او. جی. سیمپسون) برای رسیدگی به خطرناکترین پروندهشان او را بازمیگردانند. ملکه هرا نمیآید؛ این بار «روکو»...
با توجه به موفقیت بزرگ دو قسمت اول، ساخت قسمت سوم اجتنابناپذیر به نظر میرسید؛ اما تا اینجا شوخیها و شخصیتپردازیها واقعاً خستهکننده شدهاند. «دربین» (لزلی نیلسن) اکنون خوشبختانه(?) بازنشسته و در کنار همسر پرفشارش «جین» (پریسیلا پرسلی) زندگی میکند که همکاران سابقش «اد» (جورج کندی) و «نوردبرگ» (او. جی. سیمپسون) برای رسیدگی به خطرناکترین پروندهشان او را بازمیگردانند. ملکه هرا نمیآید؛ این بار «روکو» (فرد ورد) قصد دارد با منفجر کردن مراسم اسکار، کریس را از رسواییهای احتمالی آینده نجات دهد. آنچه رخ میدهد صفی تکراری از موقعیتهای یکبعدی و کمدیهای فیزیکی است که از فیلمهای لورل و هاردی نشأت گرفتهاند. متأسفانه این نوع طنز امروز کمی کهنه شده و اگرچه حضور آنا نیکول اسمیت شاید برای بسیاری الهامبخش باشد، باقیِ فیلم چندان تأثیرگذار نیست. ساخته از لحاظ اجرای فنی قابل قبول است، شوخیها سریع رها میشوند و بعضی لبخند میآورند، اما در مجموع ۸۰ دقیقهای بهنظر میرسد مثل برشهایی از دو قسمت اول باشد که فقط یک پیرنگ نازک آنها را به هم متصل کرده است. دیدنی است، اما هرگز به پای نسخههای قبلی نمیرسد.
پایانی شایسته برای یکی از سهگانههای کمدی بزرگ دههی ۹۰.
این سومین و آخرین فیلم سهگانه «نِیکِد گان» است. در سراسر فیلم حس خداحافظی و جمعبندی به مشام میرسد و بدیهی است که از میان هر سه، این قسمت ضعیفترین و کمجذابیتترین است. با این حال فیلم آنچه لازم است برای راضی نگهداشتن تماشاگرانش انجام میدهد؛ تماشاگرانی که دقیقاً میدانند چه انتظاری دارند. سبک شوخیها ممکن است برای بسیاری خوشایند نباشد، اما نمیتوان انکار کرد که سهگانه در دهههای ۸۰ و ۹۰ موفق بوده و تأثیر قابل توجهی بر کارنامه لزلی نیلسن داشته است.
در واقع قوت کار نیلسن و کاریزمای اوست که فیلم را پیش میبرد؛ بدون او یا با بازیگر دیگری، اثر چندان معنا نداشت. با این حال باید به تلاشهای او. جی. سیمپسون، پریسیلا پرسلی و جورج کندی هم اشاره کرد؛ بازیگرانی که برای نقشهایشان زحمت کشیدهاند و در این فیلم زمان و مواد لازم برای نمایش تواناییشان فراهم شده است. نسبت به قسمتهای قبلی، این فیلم به بازیگران فرعی فضای بیشتری میدهد و به همین دلیل تا حدی کیفیت بیشتری کسب کرده است. صحبت درباره جنبههای فنی چندان معنی ندارد چون فیلم بیشتر بر شوخی و اجرای بازیگر اصلی تکیه دارد؛ با این حال فیلم توانسته کیفیتی را که تماشاگران از سهگانه انتظار دارند حفظ کند. مشکل اصلی اما فیلمنامه است که صرفاً بهعنوان بستری برای سکانسهای کمیک و کمدی فیزیکی عمل میکند.
«نِیکِد گان 33⅓: توهین نهایی» ضعیفترین فیلم سهگانه است، اما هنوز هم خندهای برمیانگیزد.
لزلی نیلسن در نقش اصلی آنقدر خوب است که با وجود شوخیهای متوسط و مدت زمان کوتاه فیلم، فیلم از کشیده شدن بیش از حد مصون میماند. بهراستی این سومین نسخه کمی سرگردان است، اما علاقهم نسبت به اتفاقات همچنان منفی نشد. پایانبندی قویترین بخش فیلم است؛ صحنهای که به اصطلاح «فِیسپالم» خوانده میشود (که پیشتر از آن اطلاع داشتم) واقعاً طلایی است.
در مجموع، این فرنچایز همچنان سرگرمکننده است. برخی منتظر بازسازی فیلم با لیام نیسون در ۲۰۲۵ هستند؛ اگر فیلمنامه مناسب باشد، او قطعاً میتواند از پس آن برآید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران