برندهٔ ۱ جایزهٔ بفتا؛ در مجموع ۲۰ جایزه و ۱۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان240
تو همان کسی هستی که انتخاب میکنی باشی.
فیلم در دههٔ ۱۹۵۰ میگذرد و هوگارث هیوزِ جوان با بازدیدکنندهای فضایی روبهرو میشود... در قالب یک ربات فلزی عظیم.
این انیمیشن دیدنی، اقتباسی از رمان محبوب تد هیوز (۱۹۶۸) یعنی «آهنیِ غولآسا» است. در دورانی که هراسهای جنگ سرد و پارانویاهای علمی-تخیلی رواج داشت، «آهنی غولآسا» همین فضاها را در خود جا داده و همزمان درسهایی دربارهٔ دوستی،...
تو همان کسی هستی که انتخاب میکنی باشی.
فیلم در دههٔ ۱۹۵۰ میگذرد و هوگارث هیوزِ جوان با بازدیدکنندهای فضایی روبهرو میشود... در قالب یک ربات فلزی عظیم.
این انیمیشن دیدنی، اقتباسی از رمان محبوب تد هیوز (۱۹۶۸) یعنی «آهنیِ غولآسا» است. در دورانی که هراسهای جنگ سرد و پارانویاهای علمی-تخیلی رواج داشت، «آهنی غولآسا» همین فضاها را در خود جا داده و همزمان درسهایی دربارهٔ دوستی، نفرت، مرگ و یادآوریهای مرتبط با صلحطلبی ارائه میدهد. فیلم را برد برد کارگردانی کرده و تیم مککانیلز و اندی برنت فرستر فیلمنامهاش را نوشتهاند. «آهنی غولآسا» از آن انیمیشنهای نادری است که هم کودکان را خوشحال میکند و هم بزرگسالان تماشاگر را. اگرچه خود غولِ آهنی با همهٔ سلاحهای درخشانش جاذبهٔ بصری فیلم است، اما تضاد درونی همین غول است که به فیلم جان میبخشد. با کمک دوستش، هوگارث جوان، این غولِ مهربان تصمیم میگیرد که نمیخواهد تبدیل به یک سلاح شود، اما مقامات و نهادها — همانطور که معمول است — رهایش نمیکنند.
نگرش بیرحمی که در بسیاری از فیلمهای علمی-تخیلی دههٔ پنجاه دیده میشد — «چون آن را درک نمیکنیم، باید نابودش کنیم» — دقیقا چیزی است که تد هیوز و سازندگان فیلم اینجا بهخوبی شکار کردهاند. فیلم از نظر رویکرد و اجرا هوشمندانه و پخته است و بیشک یکی از بهترین انیمیشنهای دورۀ مدرن به شمار میرود. امتیاز: 9/10.
صدای شخصیتها را جنیفر آنیستون، هری کانیک جونیور، وین دیزل، جیمز گامن، کریستوفر مکدونالد، امِت والش و الی مارینتال اجرا کردهاند.
داستان: وقتی کشتیای در طوفان گرفتار میشود، کاپیتانش نجاتدهندهای ناپِیِد مییابد — اما هیچکس در شهر «راکوال» حرفش را باور نمیکند! تعجبی ندارد، چون او میگوید توسط ربات صد فوتیای با چشمان زرد روشن نجات یافته است. هوگارث پسر پرشوری است که دلش میخواهد یک حیوان خانگی داشته باشد، اما مادرش (آنی) با این ایده موافق نیست، بهویژه بعد از اینکه یکی از گزینههای هوگارث تقریباً آشپزخانهٔ داینرش را نابود میکند و مرد قراضهفروش، دین، را هم دگرگون میسازد. ناامید و تنها در خانه، او صداهای عجیبی میشنود و با تفنگ بادی و چراغقوهاش به جنگل میرود تا منبع صدا را بیابد. وقتی میفهمد ماجرای ماهیگیر آنقدرها هم اغراقآمیز نبوده، این دو با هم پیوند میخورند و داستان وارد مسیری آشنا میشود.
فیلم شباهتهایی به «روزی که زمین ساکت ماند» دارد؛ واکنش معمول به چیزهای بزرگ و تازه را بهخوبی نشان میدهد — دولت و ارتش با نیت اندکی برای دیپلماسی و تجهیزاتی فراوان چون تانکها، موشکها و در نهایت «بمب» وارد ماجرا میشوند، که برایِ آنها و «هیولا» بهیک اندازه ویرانگر است. نکتهٔ برجسته فیلم شخصیتپردازیهاست. سبک انیمیشن ساده اما اثرگذار است، موجود داستان حس خوبی از نجابت و جذابیت منتقل میکند و رابطهاش با پسرک بهگونهای در روایت ظاهر میشود که بهراحتی با دوستیِ واقعی، دوستیِ خیالی یا دوستی از فضا که چندان سلاحدوست نیست و رویکردی کودکانه به زندگی دارد، همذاتپنداری ایجاد میکند. اثباتِ این ادعا که وقتی داستان قویای داشته باشی و خوب آن را روایت کنی، ابزارها و جلوههای بصریِ زیاد آنچنان مهم نیستند؛ روح و جوهر اثرست که شمارا مینوازد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران