نامزد ۱ جایزهٔ اسکار؛ ۳۳ جایزه و مجموعاً ۱۳۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1675
عجیب، خیرهکننده و تکاندهنده؛ «The Lighthouse» فیلمی است که هم تماشاگر را میخنداند، هم دلهرهزدهاش میکند و هم تا مدتها در فکر او میماند. رابرت اگرز با استفاده از فیلمبرداری سیاهوسفید روی نگاتیو 35mm و نسبت تصویر نزدیک به مربع (تقریباً 1.19:1)، اثری ساخته که از همان نماهای ابتدایی حال و هوایی قدیمی، سرد و محصورکننده منتقل میکند؛ تصویری که گویی از دل دوران گذار...
عجیب، خیرهکننده و تکاندهنده؛ «The Lighthouse» فیلمی است که هم تماشاگر را میخنداند، هم دلهرهزدهاش میکند و هم تا مدتها در فکر او میماند. رابرت اگرز با استفاده از فیلمبرداری سیاهوسفید روی نگاتیو 35mm و نسبت تصویر نزدیک به مربع (تقریباً 1.19:1)، اثری ساخته که از همان نماهای ابتدایی حال و هوایی قدیمی، سرد و محصورکننده منتقل میکند؛ تصویری که گویی از دل دوران گذار سینمای صامت به صدا بیرون آمده است. انتخاب این زبان بصری همراه با لنزها و فیلترهای دورهای، قاب را برای درهمتنیدگی فضا و مضمون آماده میکند: فانوسیِ بلند که نهتنها مکان، بلکه وضعِ روانی دو مرد را حبس میکند.
داستان ساده است اما لایهلایه: دو نگهبان فانوس، یکی باتجربه و حجیم (ویلِم دافو) و دیگری جوان و کمحرف (رابرت پتینسون)، برای چهار هفته در جزیرهای دورافتاده مأمور میشوند. روزها و شبها در آن جزیره پر از طوفان و مه میگذرد، الکلیسم و خستگی و بیخبری از امداد و تماس با خشکی، کمکم مرزهای واقعیت را میبلعد و جنون آرام اما پیوستهای را رقم میزند. از پرندهای تکچشم و آزاردهنده تا رؤیاهای مریکایی، از تکاندهندهترین تکنفرهها و منولوگهای کشدار تا صحنههایی که مرزهای طنز سیاه و تراژدی را درمینوردند، همه دستبهدست هم میدهند تا تجربهای بینظیر پدید آورند.
بزرگترین قوت فیلم در ترکیب بصری و صوتی آن است. طراحی صدا (از جمله صدای مکرر بوق مه/سوت) آنقدر در اعماق ذهن رخنه میکند که گاهی سکوتِ ناگهانیاش هم شکننده و آزاردهنده میشود. فیلمبرداری سیاهوسفید، نورپردازی محدود به نور طبیعی روز و نور چراغقوه و شمع، و قابهای تقریبا مربعی، حس زندانی بودن و خفقان را تقویت میکنند؛ فضایی شبیه به فیلمهای اکسپرسیونیسم آلمانی یا لوحهای کابوسوار دهههای قدیم.
اجرای بازیگران فوقالعاده است. پتینسون در نقش مردی آرام که بهتدریج بههمریخته و پرخاشگر میشود، یکی از بهترین بازیهای دوران کاریاش را ارائه میدهد؛ و دافو با حضور کامل، بیپروا و پرانرژی، نقشِ ناخوانا و دیوانهوار کاپیتان را میبلعد. لهجهها، تکلحنها و تکگوییهای بلندِ دافو بهقدری دقیق و مسلطاند که تماشای برخی پلانهای طولانی بدون زیرنویس عملاً امکانپذیر نیست—این کلامِ سنگین و پیچیده بر جذابیت اثر میافزاید.
فیلم پر از ارجاعهای ادبی و اسطورهای است: از عناصر یونانی و نمادهای یونانیـاسطورهای گرفته تا تأثیرات لاوکرفت، ملویل و فولکلور در روایت. همین ابهامِ»چه دیدیم و چه واقعی است؟«، به همراه امکان تفسیرهای چندگانه—از خوانش همگرایانه و جنسیسازیِ رابطه دو مرد تا بازخوانی کلاسیک تنازع طبقاتی یا نقد مردانگی—فیلم را به متنی باز و تأملبرانگیز تبدیل کرده است.
فیلم در عین حال، خندههای سیاه و عریان هم دارد؛ شوخیهای زمینی و گاه بیپرده (مثل عناصر مربوط به نفخ یا فاضلاب) رگههایی از طنز سیاه را به کار اضافه میکنند که در کنار وحشت و تراژدی، ترکیبی نادر و مؤثر میسازند. ساختمان فانوس در نماها واقعاً حس مکان را منتقل میکند—بخشی از آن در لوکیشنِ نووا اسکوشیا ساخته شده و بخشهایی در استیج فیلمبرداری شدهاند—و طراحی صحنه تا حد زیادی در ایجاد فضای تهییجآمیز و تهدیدآمیز مؤثر است.
نباید فراموش کرد که «The Lighthouse» فیلمی چالشبرانگیز است و مناسب همه نیست: ریتم کند، پرداختِ رمزآلود و دیالوگهای سنگین میتواند برخی تماشاگران را ناامید کند. اما برای بینندگانی که سراغ سینمای تجربی، آرام و فکرشده میروند، این فیلم پاداشی بزرگ دارد: حس فزایندهٔ دلهره، تنش فشرده، فروپاشی روانی که در سکانسهای پایانی به اوج میرسد و تأثیری عمیق بر مخاطب میگذارد.
بهطور کلی: فیلمی هنری، پر از ایده و اجراهای درخشان؛ نفسگیر، نگرانکننده، گاهی خندهآور و همیشه تأملانگیز. یکی از بهترین آثار سال 2019، با تجربهای سینمایی که هنوز هم بعد از دیدن، شما را رها نمیکند. اگر آمادهٔ یک تجربهٔ سینمایی متفاوت، تاریک و چالشبرانگیز هستید، این فیلم را از دست ندهید. درجهبندیِ برخی منتقدان: A+؛ برای علاقهمندان سینمای هنری و وحشتِ ذهنی، تماشایی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران