کوین کاستنر در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب میکند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار میکند و عامل این ارتباط هم زنی سفیدپوست است که چند سرخ پوست خشن در زمان کودکی پدر و مادرش را به قتل رساندند و حال وضعیت روانی مناسبی ندارد.
کوین کاستنر در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب میکند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار میکند و عامل این ارتباط هم زنی سفیدپوست است که چند سرخ پوست خشن در زمان کودکی پدر و مادرش را به قتل رساندند و حال وضعیت روانی مناسبی ندارد.
یکی از فیلمهای مورد علاقهٔ همیشگیام. دیگر نمیتوانم به یاد بیاورم چند بار آن را دیدهام، و باز هم خواهم دید. کوین کاستنر بازی قانعکنندهای ارائه میدهد، اما تمام بازیگران همینطور هستند. بیننده حس خوبی از اینکه لاکوتاها چه بودهاند و چه هستند به دست میآورد. قابل احترام.
نسخهٔ بلندی از این فیلم را دیدم، و باید بگویم هر فیلمی که چهار ساعت طول بکشد و...
یکی از فیلمهای مورد علاقهٔ همیشگیام. دیگر نمیتوانم به یاد بیاورم چند بار آن را دیدهام، و باز هم خواهم دید. کوین کاستنر بازی قانعکنندهای ارائه میدهد، اما تمام بازیگران همینطور هستند. بیننده حس خوبی از اینکه لاکوتاها چه بودهاند و چه هستند به دست میآورد. قابل احترام.
نسخهٔ بلندی از این فیلم را دیدم، و باید بگویم هر فیلمی که چهار ساعت طول بکشد و در پایان به یک تودهٔ خستهکننده تبدیل نشود، شایستهٔ تحسین جدی است. با این حال «رقص با گرگها» چندان در حیطهٔ سلیقهٔ من نیست و اگرچه توجهام را جلب کرد، فکر نمیکنم احتمالاً دوباره آن را تماشا کنم. کاستنر میداند چه میخواهد و این خوب است، اما یک فیلم چهار ساعته دربارهٔ تاریخ آمریکا با عناصر قوی عاشقانه هرگز مرا شگفتزده نخواهد کرد.
امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد. شخصاً پیشنهاد میکنم یک بار آن را ببینید.
در سالهای اخیر دو بازیگر هستند که واقعاً با بازیشان مشکل دارم؛ یکی تام هنکس و دیگری کوین کاستنر. روایت یکنواخت او که داستان را از طریق دفترچهٔ یادداشت شخصیتش منتقل میکند، این داستان بهشدت زیبا را بارها خستهکننده میکند. او «ستوان دانبار» است که پس از رویارویی نزدیک با نیروهای کنفدراسیون در جنگ داخلی آمریکا به یک پست دورافتاده فرستاده میشود و زندگیای منزوی دارد که تنها همراهش یک گرگ به نام «تو ساکس» است. تا اینکه یک جنگجوی گذری او را در حال استحمام میبیند و از ترس فرار میکند. آنچه دنبال میآید داستانی با ریتمی ملایم است که رابطهٔ در حال شکلگیری او با قبیلهٔ همسایهٔ سیوکس را به تصویر میکشد. فیلم از موسیقی ماندگار جان بری و فیلمبرداری خوب بهره میبرد و بازی گراهام گرین (در نقش «کیکینگ برد») و جمعی از بازیگران بومی آمریکایی بسیار خوب است. مشکل اما خود کوستنر است. او نیروی محرکهٔ تولید بود و بیشک در کارگردانی تواناییهایی داشت — اما بازیگریاش بسیار خوابآور است. او بهخوبی احساس تنهایی، ترس و شادیای را که شخصیتش هنگام درآمیختن با هویتی جدید — که گاهی خشن هم هست — تجربه میکند منتقل نمیکند. داستان نگرشهای غالب هر دو فرهنگ نسبت به یکدیگر، شک و بیاعتمادیشان را آشکار میسازد — و اگر نقش دانبار را بازیگری با حضور قویتر ایفا میکرد، میتوانستیم فیلمی بهیادماندنیتر بهجای صرفاً طولانی داشته باشیم. با این حال، فیلم هنوز خوب است؛ فقط لازم بود بازیگر اصلی انرژی بیشتری داشته باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران