فیلم درباره بحران اقتصادی است که مابین سال های 2007 تا 2010 اتفاق افتاد و به بررسی عوامل آن میپردازد. عنوان فیلم از روی اصطلاحی در بورس گرفته شده که به معنی شرط بندی روی سهام شرکتی است که در حال ورشکستگی می باشد.
فیلم درباره بحران اقتصادی است که مابین سال های 2007 تا 2010 اتفاق افتاد و به بررسی عوامل آن میپردازد. عنوان فیلم از روی اصطلاحی در بورس گرفته شده که به معنی شرط بندی روی سهام شرکتی است که در حال ورشکستگی می باشد.
فیلمی کامل، از نظر من. بازیگران همگی برجسته و کاراکترپردازیها متمایز هستند. ریتم فیلم محکم و عمیقاً مخاطبگیر است.
موضوع فیلم — بحران اقتصادی جهانی ۲۰۰۸ — برایم جذاب بود. فیلم بسیاری از جنبههای فنیِ ناشناخته را توضیح میدهد؛ نکاتی که حتی برای بسیاری از کسانی که بهشدت تحت تأثیر این فاجعه قرار گرفتند، ناآشناست. فراتر از جزئیات فنی، چهار نقش اصلی هر کدام بینش فلسفی...
فیلمی کامل، از نظر من. بازیگران همگی برجسته و کاراکترپردازیها متمایز هستند. ریتم فیلم محکم و عمیقاً مخاطبگیر است.
موضوع فیلم — بحران اقتصادی جهانی ۲۰۰۸ — برایم جذاب بود. فیلم بسیاری از جنبههای فنیِ ناشناخته را توضیح میدهد؛ نکاتی که حتی برای بسیاری از کسانی که بهشدت تحت تأثیر این فاجعه قرار گرفتند، ناآشناست. فراتر از جزئیات فنی، چهار نقش اصلی هر کدام بینش فلسفی متفاوتی نسبت به این رویداد دارند:
- مایکل بری — واقعگرایانه، عینی، آشنا به تاریخ
- بن ریکرت و همقطاران — قانون مورفی (هر چه ممکن است، بد پیش میرود)
- جارد ونتت — بیاعتمادی نسبت به شرکتهای بزرگ
- مارک بام — ایمان به عدالت، حتی در برابر پول
در پایان، کاملاً توصیه میشود.
آدام مککی به طرز شگفتانگیزی توانسته از پس ساختن فیلمی دربارهٔ تقلب در وامهای مسکن برآید که هم عمیقاً سرگرمکننده است و هم اطلاعرسانی میکند. باورکردنی نیست که این فیلم را همان کسی کارگردانی کرده که «آِنکُرمن»، «تالادگا نایتس» و «استپ برادرز» را ساخته بود؛ اما مککی با بازیگری شگفتانگیز و قصهگویی درخشان این کار را ممکن کرده است. فیلم از چند روایت موازی استفاده میکند تا سرعت حرکت حفظ شود و با هوشمندی و راههای سرگرمکننده، توضیحات پیچیده و سنگین را طوری عرضه میکند که مخاطب را از دست ندهد. من که معمولاً برای جذب شدن به فیلم به انفجار و تعقیب و گریز احتیاج دارم، هرگز گمان نمیکردم این فیلم تا این حد مرا درگیر کند. «بِیگ شورت» فیلمی است که چشمها را باز میکند و داستانی پیچیده را با ریتمی سرگرمکننده و تند روایت میکند.
کریستین بیل، رایان گاسلینگ و استیو کارل در نقش سه نفری که ریسکها را شناسایی میکنند، از نقاط قوت فیلماند؛ آنها از نقصها بهرهبرداری میکنند و در نهایت نماد استانداردهای تأسفآورِ غایب در نظارت و درک بازار و دولتاند؛ همراه با طمعی که باعث شرم حتی شاه میداس میشود. ریتم فیلم کشنده است — رشتههای موازی متعدد که بهتدریج به هم میرسند و روایت قانعکنندهای میسازند که بازیگران در اوج خود آن را ارائه میدهند؛ اقتباسی تند و مؤثر از کتاب شگفتآور مایکل لوئیس. روش بهکارگیری چهرههای واقعی (مثل مارگو رابی و سلنا گومز) برای توضیح برخی جنبههای پیچیده این فرآیندها مؤثر است، و بازیگران مکمل — بهویژه برد پیت که تا حدی مرا به رابرت ردفورد یادآوری کرد — نقش مهمی دارند: او از خطرات متوجه مردم عادی آگاه بود، اما با این حال ادامه داد. رِیف اسپال و فین ویترک نیز افزودهای عالیاند.
هرچند فیلم از بعدی سیاسی چندان برخوردار نیست. هدف نقدِ افراطهای بنگاهها را در نظر گرفته، اما به ناکارآمدی مقرراتگذاران و سیاستمداران نمیپردازد؛ این کمتوجهی تا حدی جانبداریای را نشان میدهد، انگار که مقصران محدود به بانکها بودهاند در حالی که در واقع بازیگران بسیار بیشتری در این فاجعه سهیم بودند. فیلم انسانینماییِ نسبتاً کمپلاستی دارد، اما بهوضوح نشان میدهد که چگونه ولخرجی و طمع در نبود حس واقعی شرافت یا درستکاری غالب شد. ده دقیقهٔ پایانی بهویژه پرقدرت — یا شاید هشداردهنده — است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران