زمانی که ملکه بیمار میشود، ندیمه او سارا، امور را به دست میگیرد. اما بزودی ندیمهای دیگر به نام ابیگل از راه میرسد و جایگاه او را متزلزل میکند و...
زمانی که ملکه بیمار میشود، ندیمه او سارا، امور را به دست میگیرد. اما بزودی ندیمهای دیگر به نام ابیگل از راه میرسد و جایگاه او را متزلزل میکند و...
اغراقشده؟ قطعاً بله، اما از ابتدا تا انتها کاملاً جذاب است. شاید خندهدارترین اثر یورگوس نباشد، اما از نظر فنی محکم و بازیها درخشاناند.
امتیاز نهایی: ★★★ — دوست داشتم. شخصاً پیشنهاد میکنم تماشایش کنید.
اگر از سبک یورگوس لانتیموس خوشتان میآید، باید گفت «علاقهمند» یکی از تحسینشدهترین فیلمهای سال گذشته بود، با نامزدیها و جوایز متعدد (دومین فیلم پرافتخار سال ۲۰۱۸، بعد از «روما»). این فیلم...
اغراقشده؟ قطعاً بله، اما از ابتدا تا انتها کاملاً جذاب است. شاید خندهدارترین اثر یورگوس نباشد، اما از نظر فنی محکم و بازیها درخشاناند.
امتیاز نهایی: ★★★ — دوست داشتم. شخصاً پیشنهاد میکنم تماشایش کنید.
اگر از سبک یورگوس لانتیموس خوشتان میآید، باید گفت «علاقهمند» یکی از تحسینشدهترین فیلمهای سال گذشته بود، با نامزدیها و جوایز متعدد (دومین فیلم پرافتخار سال ۲۰۱۸، بعد از «روما»). این فیلم از لحاظ فنی یک شاهکار است: طراحی صحنه و تولید چشمنواز، موسیقیای نامتعارف برای یک فیلم تاریخی که بهطرز عجیبی کار میکند و تنش بین سه شخصیت اصلی را بالا میبرد، و فیلمبرداری و استفاده از نور شمع صحنههای زیبایی رقم زدهاند. اما بیش از همه، طراحی لباس نمایش را ربوده است؛ نه صرفاً بهخاطر زیبایی یا تطابق با زمان، بلکه چون از طریق لباسها مسیر تحول شخصیتها را روایت میکند و کل فیلمنامه را در خود منعکس میکند. لباسها بهطرز بینظیری سفر هر شخصیت را تا نقطهی پایانیشان نشان میدهند.
روشهای نامتعارف لانتیموس همراه با فیلمنامه مکنامارا و دیویس ممکن است برخی تماشاگران را رنجانده یا ناامید کند. تماشاگران معمولی کمتر به جنبههای فنی فیلمها اهمیت میدهند و بیشتر دنبال سرگرمیاند، بنابراین طبیعی است که برخی از «علاقهمند» که از نگاه منتقدان بسیار تحسین شدهاند، ناامید شوند. لانتیموس داستانهای قالبی ارائه نمیکند و سبک تصویربرداریش هم متفاوت است؛ از این رو عموم مخاطب احتمالاً از این فیلم لذت کامل نخواهد برد.
خوشبختانه بازیهای درخشان الیویا کولمن، اما استون و ریچل ویز همهچیز را نجات میدهند. هر سه سزاوار تمام نامزدها و جوایزی هستند که گرفتهاند. کولمن نقش ملکه آن را هم کمیک و هم غمانگیز بازی میکند؛ زنی شکننده با گذشتهای آسیبزا که محبت او بین آبیگیل و سارا دستبهدست میشود. ویز بهطرز بینقصی سارا را بازی میکند: تیز، محاسبهگر و نسبتا بیاحساس. اما استون با دامنهای باورناپذیر از احساسات میدرخشد؛ تحولی که او در نقش آبیگیل ارائه میدهد از معصومیت به نیرنگ و قدرت، فوقالعاده است و نقش اصلی پیشبرندهی داستان اوست.
در مجموع، «علاقهمند» از نظر فنی یکی از بهترین فیلمهای سال است: تولید و طراحی صحنه تحسینبرانگیز، موسیقی جذاب، و طراحی لباس که داستانی مستقل از لباسها روایت میکند. فیلمنامه پر از دیالوگهای پیچیده و پیچوخمهای متعدد است که شخصیتها را در مسیرهای رویدادی هدایت میکند. با این حال فیلم کمی کشدار است و بین سکانسهای پایانی علاقهمندیاش کاهش پیدا میکند. اگر فقط برای سرگرمی ساده به سینما میروید، احتمالاً این فیلم شما را راضی نمیکند؛ اما اگر به فیلمها از دیدی تحلیلگرانه نگاه میکنید، همانقدر که من در پایان شگفتزده شدم، شما هم لذت خواهید برد.
امتیاز: A−
فیلمی بسیار سرگرمکننده از ابتدا تا انتها، با اجراهای خیرهکننده از سه بازیگر زن اصلی. اما استون دوباره ثابت میکند که تنها یک چهره زیبا نیست؛ او در نقش آبیگیل فرصتطلب و آشفته بسیار برجسته است. ریچل ویز همیشه در فرم عالی است و الیویا کولمن شایستهی اسکار بود برای بازی نقش کودکانه و بیمارملکه آن. نیکلاس هولت هم با نقش هارلی دزدی هر صحنهای که در آن حضور دارد را مال خود میکند.
لانتیموس بار دیگر فیلمی تصویرپردازیشده ساخته که عمدتاً با نور طبیعی فیلمبرداری شده و واقعاً زیباست. در چند باری که فیلم را دیدم به «بری لیندون» فکر کردم، اما با طنز فراوان، زبان رکیک و بدون حضور رایان اونیل که روح فیلم را نابود کند. اوایل امتیاز 9/10 داده بودم چون از استفاده از لنز چشم ماهی خوشم نیامد، ولی بعد نتوانستم از لذت بردنم دست بکشم و نمره را به 10 ارتقا دادم.
بهترین فیلمی که مدتها دیدم.
(طرفداران یورگوس لانتیموس از آن لذت خواهند برد)
«آیا این فیلم برای زنان واپسگرد است؟ چگونه؟ این فیلم نشان میدهد که زنان هم مثل مردان گاز معده دارند، استفراغ میکنند، نفرت و عشق را تجربه میکنند و همهی همان چیزهایی را انجام میدهند که مردان انجام میدهند. همهی انسانها یکساناند؛ چندبعدی، هم زشت و هم زیبا، هم قدرتمند و هم ضعیف... این چیزی است که زیباست. این باعث نمیشود که زنان چیزی ظریف و کهنهمنظر باشند.»
«علاقهمند»، هفتمین فیلم بلند کارگردان یونانی یورگوس لانتیموس، فیلمی است که هم از قالبها و هم از انتظارات فرار میکند، اما نسبت به آثار قبلیاش بسیار قابلدسترستر است. اگر بخواهید آن را تصور کنید، میتوان آن را ترکیبی از «همه چیز درباره ایو» و «گریهها و زمزمهها» و «دختران بدجنس» از فیلمنامهای با حسوحال تصویری شبیه «بری لیندون» و دیگر آثار باروک دانست؛ تراژدی باروک، کمدی آوانگارد، و مطالعهای تمثیلی بر فساد قدرت — همه در یکجا و در عین حال هیچکدام بهطور کامل نیستند.
فضای داستان در انگلستان 1708 است: ملکه آن (با بازی مبهوتکننده الیویا کولمن) بیمار و ضعیف است و دوستی و مشاورش، سارا چرچیل (ریچل ویز)، عملاً کشور را اداره میکند. کموبیش فیلم از درگیریهای سیاسی پارلمانی و شگفتیهای دربار میگذرد، اما دغدغه اصلی مبارزهی بر سر قلب ملکه بین سارا و آبیگیل است. آبیگیل که از دودمان فقیرتری میآید، ابتدا در آشپزخانه مشغول میشود اما با ورودش و با ارائهی درمانی گیاهی به ملکه که حالش را بهتر میکند، به نزدیکی ملکه میرسد و رقابت سختی میان او و سارا شکل میگیرد.
فیلم از نظر تاریخی دقیق نیست و به جزئیات تاریخی و چارچوب سیاسی واقعی خیلی پایبند نیست؛ اما ادعایی برای آموزش تاریخ ندارد؛ داستانی است درباره یک مثلث عشقی که سایر امور تنها زمینه اتفاقات آناند. سبک لانتیموس در همهجا حس میشود: از لحن دیالوگها تا طنز تاریک و سازوکارهای روانشناختی و موسیقی گمراهکننده که قطعات باروک را با آثار معاصر درهمآمیخته است. «علاقهمند» یک تمسخر بیرحمانه از زوال و خُردبودگیِ زندگی اشرافی است و موضوعاتی چون طبقه، جنسیت، عشق، هوس، وظیفه و فساد قدرت را در بر میگیرد.
از لحاظ بصری بینقص است: ترکیببندیها شبیه نقاشیهای جشنوار، طراحی لباسهای ساندی پاول تماتیک و گاهی عمدتاً نادرست تاریخی اما افشاگر است، و طراحی صحنهی فیونا کرامبی و فیلمبرداری رابی رایان بینهایت منسجماند. استفاده از لنزهای چشمماهی و پنهای سریع فضای دنیا را غریب و اعوجاجی نشان میدهد که حس زندانیشدن شخصیتها در لوکیشنهای لوکس را تشدید میکند. نور طبیعی و ترکیببندیهای روشنایی شمعی نیز به صحنهها جلوهی نقاشیوار میدهند.
از لحاظ بازیگری، الیویا کولمن فوقالعاده است؛ آنقدر در نقش فرو میرود که همزمان دلسوزی و شرمندگی را برمیانگیزد و از نظر عاطفی بسیار پیچیده است. ویز و استون هم عالیاند: ویز نقش زنی محاسبهگر و نسبتاً بیاحساس را بازی میکند و استون تحولی از خدمتکار ساده به فردی پُر از نیرنگ و جاهطلبی را نشان میدهد، هرچند حتی در اوج شرارت هم رد پای معصومیتی از او باقی است.
یکی از موضوعات بارز فیلم دینامیک سیاستهای جنسیتی است: سه شخصیت محوری زناند و مردان عمدتاً حضوری حاشیهای و مضحک دارند. فیلم نشان میدهد که دنیای زنان نه آرمانشهر است و نه تفاوت بنیادینی با سلطه مردانه دارد؛ زنان نیز میتوانند طمعور و بیرحم باشند. برخی ممکن است از سردی فرمال، طنز بیرحم یا ناهمدلبودن شخصیتها ناراضی شوند یا از نابهنگامیهای عمدی تاریخی دلخور گردند. برای من فیلم گاهی دچار بحران هویتی است و نمیداند کدام لحن را انتخاب کند؛ آثاری که بهعنوان تمثیل مطرحاند گاهی کامل شکفته نمیشوند. اما بازیها بینقص و نیمهی اول بسیار خندهدار است و پایان بسیار تاریک و تکاندهنده.
به احتمال زیاد «علاقهمند» مخاطبان زیادی را که از جوایز و نقدهای مثبت کنجکاو شدهاند جذب خواهد کرد. این فیلم نه اخلاقیکننده است و نه بهعنوان یک درس تاریخ عمل میکند؛ بلکه تصویری تیره از انگیزههای پایهای انسانها ارائه میدهد — نه تیرهترین اثر لانتیموس، اما بسیار پرتوقعتر و nihilistic از آن چیزی است که بینندهی معمولی سالنهای تجاری انتظار دارد.
برخی زخمها خوب نمیشوند؛ من زخمهای زیادی دارم. آدم با آنها زندگی میکند و گاهی میشود حس کرد که دارند پر از خون میشوند.
«علاقهمند» را یورگوس لانتیموس کارگردانی کرده و دبرا دیویس و تونی مکنامارا فیلمنامه را نوشتهاند. در اوایل قرن هجدهم در انگلستان، ملکه آن (کولمن) سلطنت میکند اما بهدلیل ضعف جسمی، دوست نزدیکش لیدی سارا (ویز) عملاً کشور را اداره میکند. با ورود خدمتکاری جدید به نام آبیگیل (استون)، جذابیت او مورد توجه سارا قرار میگیرد.
این فیلم از نظر من طعمِ ویژهای دارد؛ اول اینکه بهعنوان درس تاریخ کاملأ ساختگی است و لانتیموس و نویسندگانش آشکارا تغییراتی برای سرگرمی ایجاد کردهاند. از نظر فنی و تولیدی فیلم در سطح بالایی قرار دارد: سه نقش اصلی زن با کیفیت بالا بازی شدهاند، لانتیموس ترفندهای دوربین جالبی دارد و طراحی لباس و صحنه هم از بهترینهاست. از منظر داستانی فیلم تلفیقی از سیاستهای پارلمانی و شیطنتهای درباری است، اما دغدغهی اصلی نبرد بر سر روح ملکه میان سارا و آبیگیل است که همیشه جذاب میماند. با این حال، بهنظرم فیلم بهعنوان یک کلیت کامل کار نمیکند و پایانش ناامیدکننده است؛ در نتیجه تماشاگر را هم به تحسین وا میدارد و هم ناراضی میگذارد.
امتیاز: 7/10
ملکه آن یکی از معدود پادشاهان بریتانیایی بود که داستانش به فیلم کشیده شد و این نتیجهای است که اسکار را هم بهدست آورد. الیویا کولمن برجسته است در نقش آخرین از خاندان استوارت، یک زن تندخو و دمدمی؛ اما در کل بازیها برای من چندان تاثیرگذار نبودند. رقابت و نمایش گاهی رکیک و بصری بین آبیگیل و سارا برایم چندان کارساز نبود و نیکلاس هولت در نقش آدمی خوشمنظر شبیه یک پارودی از «بلکادر» بود. فیلم با ریتمی تند پیش میرود و مهارتهای فنی پشت آن بینظیرند، اما احساس میکنم موضوع و سه نقش زن قدرتمند باعث شدند توجه و جایزههای بیشتری به فیلم شود تا آنقدر که واقعاً شایستهاش بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران