«تا مرگ ما را جدا نکند» تا حد زیادی تقلیدی از «کشتن بیل» است؛ فیلم ذاتاً بدی نیست اما مجموعهای از مشکلات دارد. ایدهٔ عروس قاتل تازه نیست و کارگردان، تیموتی وودوارد جونیور، هم بهترین قصهگو بهنظر نمیرسد. فیلم از اختصار بهرهمند نیست و دیدن پشتسرهم صحنههای پرکننده که بهراحتی میشد حذفشان کرد، خستهکننده است. او نمیتواند سریع به اصل مطلب برسد و همین باعث...
«تا مرگ ما را جدا نکند» تا حد زیادی تقلیدی از «کشتن بیل» است؛ فیلم ذاتاً بدی نیست اما مجموعهای از مشکلات دارد. ایدهٔ عروس قاتل تازه نیست و کارگردان، تیموتی وودوارد جونیور، هم بهترین قصهگو بهنظر نمیرسد. فیلم از اختصار بهرهمند نیست و دیدن پشتسرهم صحنههای پرکننده که بهراحتی میشد حذفشان کرد، خستهکننده است. او نمیتواند سریع به اصل مطلب برسد و همین باعث میشود تماشای فیلم کشدار و رنجآور شود.
پس از فرار در روز عروسی، عروس (ناتالی برن) ناچار میشود برای بقا بجنگد؛ او مقابل نامزد سابقش (سر’داریوس بِلِین) و هفت «داماد» مرگبار او قرار میگیرد (از جمله کَم گیگانده، اورلاندو جونز، آلن سیلوا و پانچو مولِر). داستان، قصهٔ انتقام و استقلال است که با مبارزات خونین و تاریخچهٔ پنهانی همراه است که کمکم آشکار میشود.
ناتالی برن که در هنرهای رزمی و رقص کلاسیک آموزش دیده، بدلکاریهای خود را انجام میدهد و این در فیلم ملموس است. صحنههای مبارزه بسیار خوب اجرا شده و تواناییهای ورزشی او به واقعیبودن این صحنهها کمک میکند. با این حال، هماهنگی زمانبندی بین اکشن و لحظات دراماتیک خیلی ضعیف است. وودوارد جونیور نکات بدی هم دارد، مثل گذاشتن زد و خوردهای خونین روی آهنگهای قدیمیِ دههٔ ۵۰ و ۶۰ (کسلکننده!) و ناتوانی در پنهانکردن شیفتگی آشکارش به تارانتینو.
داشتن چند اشارهٔ الهامبخش به آثار یک نویسنده و فیلمساز دیگر یک چیز است، اما اینجا بهنظر میرسد کار یک کپیکار صِرف است که حواس را پرت و اثر را مضمحل میکند. تعداد شباهتها و ارجاعات به آثار مکتوب و سینمایی تارانتینو — از جمله «عشق حقیقی»، «سگهای انباری»، «قاتلان بالفطره»، «چهارشنبهٔ کاغذی» (Pulp Fiction)، «روزی روزگاری در هالیوود» و بهویژه «کشتن بیل» — بهشدت زیاد است. چند لبخند طعنهآمیز به مخاطب میتوانست جالب باشد، اما فیلم افراط میکند و صحنههای زیادی تقریباً یک چسبیده به نمونههای اصلیاند (بهعلاوهٔ تقلید آشکار از تم شناختهشدهٔ هانس زیمر در «عشق حقیقی»).
در آغاز، داستان واقعاً گیجکننده و بهشدت مبهم است. روایت فرارِ عروس بارها با فلاشبک رؤیایی از عروس و داماد همراه با یک زوج در تعطیلات (نیکول آرلین و جیسون پاتریک) قطع میشود. مشخص نیست این دو خط داستانی چگونه به هم ربط دارند و نیاز است توضیحات بیشتری داده شود، چون قصه شبیه دو فیلم کاملاً متفاوت است که در یک اثر خیلی طولانی با هم درآمیختهاند. در نهایت پرداختی به این مقدمهٔ طولانی و کند میشود، اما زمان رسیدن به آن خیلی زیاد است.
«تا مرگ ما را جدا نکند» فیلمی است که در سینمای روباز محلی خوب مینشست. آنطور که میتوانست باشد نیست و بهتر بود بهصورت یک کوتاه عرضه میشد. داستان سادهای که بیجهت پیچیده شده، بیش از حد کش آمده و متأسفانه بیشتر تکراری است تا سرگرمکننده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران