نقد از کارول دی توستی:
Ode to Passion فیلمی موزیکال است که هم هوشمندانه و هم پرشور و روشن است. اگرچه در قالب موزیکال ساخته شده، اما در حقیقت ترکیبی از ژانرهاست: درامی که با مرثیهٔ شاعرانهٔ شخصیت اصلی آغاز و پایان مییابد. فیلم هشداردهندهای است دربارهٔ زیادهروی در شور و اشتیاق و برداشتهای غلطی که از عشق داریم و تنها از راه لحظات عمیق رنج...
نقد از کارول دی توستی:
Ode to Passion فیلمی موزیکال است که هم هوشمندانه و هم پرشور و روشن است. اگرچه در قالب موزیکال ساخته شده، اما در حقیقت ترکیبی از ژانرهاست: درامی که با مرثیهٔ شاعرانهٔ شخصیت اصلی آغاز و پایان مییابد. فیلم هشداردهندهای است دربارهٔ زیادهروی در شور و اشتیاق و برداشتهای غلطی که از عشق داریم و تنها از راه لحظات عمیق رنج میتوان آنها را آموخت.
جک دانینی که نویسنده، تهیهکننده و کارگردان اثر است، علاوه بر اینها متن ترانهها، موسیقی و دیالوگها را نیز نوشته است؛ دیالوگهایی که به صورت زوجهای قافیهدار درآمدهاند. داستان عاشقانهٔ یک نویسنده و یک بازیگر در نگاه اول معمولی به نظر میرسد، اما وزنآگاهی شعریِ متن انسجامی ویژه به شخصیتپردازیها میبخشد و آنها را متمایز میکند. من در انتظار قافیهها میماندم و گاهی از پیچشهای زبانی شگفتزده میشدم؛ پیچشهایی که همیشه مفاهیم و تمهای فیلم را تقویت میکردند.
با این اثر، دانینی خود را بهعنوان یک انسان دورگهٔ رنسانسی نشان میدهد؛ عاشق قافیه و ریتم، درد شکستهای عشق و شبهای زیبا در نیویورک که در قالب این موزیکال پاپ به سبک برادوی، سینمایی و درخشان به طلا بدل شدهاند. فیلم شامل هجده قطعهٔ اصیل راک/پاپ و داستانی یکپارچه است که طنینهایی از شکسپیر در آن شنیده میشود اما بسیار مدرن است تا بتوان با آن احساس همذاتپنداری کرد.
بهطور مشخصتر، فیلم سرودِ شکستِ عشق، نیویورک و آنچه نیروی محرکهٔ خلاق هنرمند را فراهم میآورد است. نویسندهای به نام مایکل فیورِلی (با بازی صدادار و دقیق جوزپه بائوسیلیو) و زنان زندگیاش که اعتیادِ یکی از آنها قلبش را میشکند—بازیگر سَرا اندروز (با بازی برابرِ جولیا نایتینگل)—در تلاشاند تا رؤیاهای نیویورکیشان را محقق کنند. رابطهٔ آنها شکوفا میشود، اما ابرهای تیرهای در افق دیده میشود. سارا اشاره میکند که روابط قبلیاش بهطور رضایتبخشی پایان نیافتهاند و مهمتر اینکه کنایه میزند به شخصیتی وسواسی-اجباری که در برابر اعتیادها آسیبپذیر است.
گریز بهواسطهٔ اعتیاد، خصیصهای از شخصیت سارا است؛ هرچه در لحظه دردسترس باشد، او را به خود میکشاند. و مانند همهٔ کسانی که در مصرفشان «از کنترل خارج» میشوند، هرچند تلاش میکند تا ترک کند، به نتیجهای نمیرسد و در نهایت سراغ راهِ آشنا و رایج میرود.
مایکل اهمیت این طبیعت را دستکم میگیرد و بهنادرستی باور دارد که عشقش قادر به تغییر اوست. با وجود نصیحتهای پدر کونور (ال پاگائونو) و دوستانش جان جی. لِروکس (جف اسمیت) و ریچی سندرز (مارکوس هارمون)، مایکل عمیقاً درگیر سارا میشود و باور دارد عشقشان متقابل و مادامالعمر است. ترانههای عاشقانهٔ دانینی و دیالوگهای شعری که با شیرینی و شور توسط بائوسیلیو و نایتینگل اجرا میشوند، بیننده را آنی درگیر میکنند. ما درمییابیم که شعفِ آغازینِ عشق خود میتواند نوعی اعتیاد باشد؛ آیا این همان چیزی است که هر دو، مایکل و سارا، تجربه میکنند؟
همانطور که در همهٔ اعتیادها هست، نقطهای هست که بازگشت ممکن نیست و نقطهای هم هست که یکنواختی خستهکنندهٔ زندگی باعث کرختی میشود. مایکل و سارا هر دو این تجربهها را تحمل میکنند؛ با این تفاوت که مایکل سرمایهگذاری عاطفی بیشتری دارد و سارا رویکردی بدبینانهتر دارد. او باید به پایانِ خودِ پیشین و شخصیت وسواسیاش برسد، امری که دوست بازیگرش، آلسکا لین (ویکتوریا مید)، او را ترغیب میکند. برخلاف دوست جان و شریک زندگیاش کیت (کایلور اوتول)، سارا و مایکل برای حفظ عشقشان دستوپا میزنند.
بائوسیلیو (با کارنامهای در بیلی الیوت، کتس، همیلتون) و نایتینگل (The Ferryman) اجرای قدرتمند و متقاعدکنندهای از دو عاشق ارائه میدهند که تلاش میکنند راه خود را بیابند و تا وقتی سارا تصمیم میگیرد از سبک زندگی شورشیِ گذشتهٔ خود دست نکشد، در یکدیگر گم میشوند. برای مایکلِ حساس، این ضربهای مهلک است. تنها پس از گفتوگو با پدر کونور و نیایش او بهصورت یک ترانه (که بائوسیلیو آن را بهطریقی باشکوه میخواند) مایکل سرانجام توانایی یافتن نوعی راهحل را به دست آورد. آن راهحل همان «Ode to Passion» است که مایکل نوشته و آن را در ابتدا و انتهای فیلم بازمیگوید.
این فیلم موزیکال-درامی، روایتِ عشق ویرانگر او با سارا است که برای همیشه او را تغییر داده؛ همانند گوینده در شعر «قلب شکسته»ِ جان دان. او عاقلتر شده است، اما دیگر هرگز نمیتواند همانگونه سابق عشق بورزد.
تحسین برای همهٔ بازیگرانی که اجراهایی درخشان ارائه دادهاند. من بهویژه تصویربرداری را دوست داشتم—نماهای ۳۶۰ درجه از مایکل و سارا در اولین شمارهٔ عاشقانهٔ بزرگشان—و همچنین قطعهٔ کرال که همهٔ شخصیتها با یکدیگر میخوانند در حالی که فضاها و تنظیمها متفاوتاند. در پایان باید از تلاشهای کمنظیر و ستودنیِ جک دانینی در این نخستین فیلم بلندش قدردانی کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران