ویکتوریا دختر بچه ای است که خانواده خود را به دلایل نامعلومی از دست می دهد و خانواده ی دیگری سرپرستی او را به عهده می گیرد آما ویکتوریا یک دختر عادی نیست…
ویکتوریا دختر بچه ای است که خانواده خود را به دلایل نامعلومی از دست می دهد و خانواده ی دیگری سرپرستی او را به عهده می گیرد آما ویکتوریا یک دختر عادی نیست…
«ماما» ساخته آندرس موشیِتی و با فیلمنامهٔ مشترک او، باربارا موشیِتی و نیل کراس، با بازی جسیکا چستین، نیکولای کاستر-والدو، مگان شارپنتیه، ایزابل نلیس، دانیل کش، خاویر بوتت و جین مافِت عرضه شده است. موسیقی اثر از فرناندو ولاسکز و فیلمبرداری از آنتونیو ریسترا است.
داستان از ربودن دو دختر خردسال توسط پدری خودکشیخواه آغاز میشود که آنها را به کلبهای در جنگل میبرد تا آنها...
«ماما» ساخته آندرس موشیِتی و با فیلمنامهٔ مشترک او، باربارا موشیِتی و نیل کراس، با بازی جسیکا چستین، نیکولای کاستر-والدو، مگان شارپنتیه، ایزابل نلیس، دانیل کش، خاویر بوتت و جین مافِت عرضه شده است. موسیقی اثر از فرناندو ولاسکز و فیلمبرداری از آنتونیو ریسترا است.
داستان از ربودن دو دختر خردسال توسط پدری خودکشیخواه آغاز میشود که آنها را به کلبهای در جنگل میبرد تا آنها را بکشد؛ اما پیش از اجرای نقشهاش، موجود عجیبی او را میکشد و دو دختر در کلبه رها میشوند. سالها بعد آنها در همان کلبه، وحشی و در حال بقا، پیدا میشوند و وقتی کمکم حرف میزنند، از موجودی نام میبرند که «ماما» میخوانندش؛ و به نظر میرسد ماما با آنها به دنیای متمدن بازگشته است.
موشیِتی ایدهٔ فیلم کوتاه آرژانتینیِ ۲۰۰۸ خودش را به یک اثر تمامطول گسترش داده و نتیجه تا حد زیادی موفق است. فیلمی فراطبیعی شبیه قصهای وهمانگیز که بیشتر روی اتمسفر اثیری حساب میکند تا فریزهای ناگهانی یا صحنههای خشونتآمیز صرفاً برای جذب تماشاگر. از همان لحظهای که دختران پیدا میشوند و روی چهار دست و پا در اطراف کلبه میدوند—با وضعیتی که نشان میدهد پنج سال با گیلاس زندگی کردهاند—حسی ناآرام در داستان پدیدار است. ما از پیش نبوغِ حضور یک روح را میدانیم چون در سکانس قبل از تیتراژ نیمنگاهی به «ماما» میبینیم؛ اکنون چیزی که لازم داریم داستانی خوب و سهمی از ترس و خطر برای کاستر-والدو و چستین است که نقش والدین جایگزین این کودکان پرتجربه را بازی میکنند؛ و «ماما» عمدتاً همانچه لازم است را فراهم میکند تا شب هراسآوری روی لبهٔ صندلی تجربه کنید.
جسیکا چستین در نقش زنِ جوانِ ناخواستهای که مادر دو کودک میشود، عالی است. دو دختر—مگان شارپنتیه و ایزابل نلیس—هم در اجرا بسیار خوباند و بهخوبی اندوه و سردرگمی کودکان را در چنین شرایطی منتقل میکنند. واکنشهای آنها نسبت به چیزهایی که ما نمیبینیم، از طریق نگاهها و مبادلاتِ آهسته، حسِ ترس و دلهرهٔ قابلتوجهی ایجاد میکند. کارگردانی موشیِتی سبکدار است؛ او بازیگران اصلی را با مهارت هدایت میکند و در چینش سکانسها خلاقیت نشان میدهد—یک سکانس خاص که در آن چستین مشغول کار خانه است و دختر کوچکتر با ماما در اتاق بازی میکند، بهطرز درخشانی اجرا شده و ما میفهمیم چه میگذرد، حتی وقتی تنها بچه را میبینیم. موسیقی و صداگذاری مناسب بهنظر میرسد و فیلمبرداری ریسترا رنگ و بوی گوتیک دارد.
علت اینکه «ماما» نه در صدر آثار ژانر وحشت قرار میگیرد، اشتباه آشنایی است که بسیاری از سازندگان این ژانر مرتکب میشوند: نمایش بیش از حدِ شبح. حوالی یک ساعت فیلم، «ماما» کمکم ترسناک بودنش را از دست میدهد—ای کاش اینطور نبود، چون جلوههای بصری قابلقبولاند. مشکلات دیگری هم هست؛ مثلاً نقش کاستر-والدو از نیمهٔ فیلم تا حدی فرعی میشود، داستان فرعی مربوط به دکتر درایفوس (دانیل کش) بیشتر شبیه مقدمهچینی میماند، و پایان برای برخی تماشاگران ممکن است بیش از حدِ «چی؟!» باشد. با این حال، برای علاقهمندان به هیجانهایی از جنس «زن در تاریکی»، این فیلم سینمای ژانری قابلقبولی است. امتیاز: ۷٫۵ از ۱۰.
یک دیدگاه دیگر: طراحی موجوداتِ فیلم بسیار قوی و بازیهای بازیگران کودک خوباند و تا حدی حس «ناتمام» فیلم را جبران میکنند. جسیکا چستین مثل همیشه عملکرد قابلقبولی دارد. امتیاز نهایی: ۳ ستاره — توصیه میکنم ارزش دیدن دارد.
نقدی دیگر: فیلم ناپایدار است—آغاز خوبی دارد اما رفتهرفته بدتر شده و خستهکننده میشود؛ پایان هم ناامیدکننده است. حضور گیلرمو دل تورو بهعنوان تهیهکنندهٔ اجرایی کمی شبیه یک حرکت تبلیغاتی بهنظر میرسد؛ او کارگردان نیست و کارگردانی برعهدهٔ اندی موشیِتی است. فیلم تا حدی تنش و تعلیق ایجاد میکند، اما از پتانسیلِ یک فیلم وحشت واقعی دور است، عمدتاً بهخاطر همین ناپایداری ساختاری.
مشکل اصلی این است که تقریباً از نیمهٔ فیلم روند تغییر میکند و همهچیز بهتدریج تبدیل به چیزی قابلپیشبینی، خستهکننده و کمهیجان میشود؛ موجودی که در ابتدا فقط بهطور گذرا و ضمنی ظاهر میشد، حالا بهطور کامل نمایان میشود و این چیزی از اثر ترسناک آن میکاهد. میزان ملودرام و احساساتِ اغراقشده در داستان نیز افزایش مییابد و پایان فیلم رضایتبخش نیست. برخی تناقضات منطقی نیز با اندکی تأمل آشکار میشوند.
از نظر بازیگری، دو بازیگر کودک—مگان شارپنتیه و ایزابل نلیس—بسیار برجستهاند و اجرایشان طبیعی و تأثیرگذار است. جسیکا چستین هم بازی خوبی ارائه میدهد، هرچند گاهی بهنظر میرسد آن نقش کاملاً به او نساخته است. خاویر بوتت برای تحمل ساعات طولانی گریم شایستهٔ تقدیر است. باقی بازیگران کمتر موفق بودهاند: دانیل کش میتوانست نقش پررنگتری داشته باشد و نیکولای کاستر-والدو نیز بهدرستی بهکار گرفته نشده است.
از نظر فنی، فیلم در چند زمینه موفق است؛ فیلمبرداری بسیار دقیق و سنجیده است و نورپردازی، سایهها و رنگهای کدر گاهی اتمسفر تنش و ترکخوردگی را تقویت میکنند. جلوههای بصری مخصوصاً در نمایش موجود تا پیش از نیمهٔ فیلم خوب عمل میکنند و انتخاب دکور و لباس مناسب نیز کمککننده است؛ اما پس از میانهٔ فیلم کیفیتِ تصویر و تأثیرگذاریِ جلوهها کاهش مییابد.
جمعبندی کوتاه: «ماما» فیلم کوتاهِ ترسناکی را به یک اثر تمامطول تبدیل میکند و با بازیهای قوی نوجوانان و تصاویر اتمسفریک، تُنِ مرموزی میسازد. هرچند روایت گاهی شتابزده و برخی شخصیتها ناکاملاند، فیلم هنوز داستان فراطبیعی جذابی ارائه میدهد که ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران