فقط چند سال پیش این مجموعه عظیم ۱۷ فیلمی مارلین مونرو را با قیمت خیلی خوب خریدم، اما نحوهی نامناسب قرار گرفتن دیسکها در دیجیپک عملاً آنها را خراب کرده بود و پس از تماشای فیلمها تا آنجا که ممکن بود، ناچار شدم با تردید آن را بفروشم، به این امید که این مجموعه بهزودی با کیفیت بهتر روی بلوری و با قیمت مناسب دوباره...
فقط چند سال پیش این مجموعه عظیم ۱۷ فیلمی مارلین مونرو را با قیمت خیلی خوب خریدم، اما نحوهی نامناسب قرار گرفتن دیسکها در دیجیپک عملاً آنها را خراب کرده بود و پس از تماشای فیلمها تا آنجا که ممکن بود، ناچار شدم با تردید آن را بفروشم، به این امید که این مجموعه بهزودی با کیفیت بهتر روی بلوری و با قیمت مناسب دوباره منتشر شود. همانطور که از نقدهای قبلیام دربارهی فیلمهای ریچارد ویدمارک مشخص است، او یکی از بازیگران مورد علاقه و از سرگرمکنندهترین و قابلتماشاترین بازیگران آن دوره برای من است. همچنین روی وارد بیکر از کارگردانان دستکمگرفتهشدهی آن دوران است — اثر او در مجموعهی Criterion، «A Night to Remember»، بیتردید بهترین روایت از تراژدی تایتانیک است. تنها بهخاطر این سه عامل، این فیلم را صمیمانه به هر سینمادوست جسوری از آن دوره توصیه میکنم.
نل فوربس بیشک تاریکترین و بیثباتترین شخصیتی بود که مارلین مونرو در تمام دوران حرفهایاش بازی کرده است. «Don't Bother to Knock»، بهنوشتهی دنیل تارداش و کارگردانی روی وارد بیکر، یک تریلر نوآر سرد و نادرًا استادانه است که تماشاگر را بهطور نزدیک با گوشههای عمیق یک روح پریشان مواجه میکند. دنبال پرستار بچه هستید… کسی هست؟ «Don't Bother to Knock» همچون یک اثر پنجستاره دیگر، نمونهای برجسته و قابلتوجه در سینمای کلاسیک است.
«لین» (آن بنکرافت) خوانندهی هتل است که عاشق «جد» (ریچارد ویدمارک)، خلبان هواپیما، است اما او او را رها کرده و حالا با بطریای به اتاق هتل پناه برده و لین (یا در واقع ایو مارلی) از طریق بلندگو برایش آواز میخواند. در همین حیاط، زوجی برای شرکت در شامی مجلل، «نل» (مارلین مونرو) را بهعنوان پرستار بچه استخدام کردهاند. او تقریباً بیاعتنا به کودک است؛ بعد از خواندن یک قصه، بچه را به تخت میفرستد و شروع به گشتوگذار در سوئیت میکند. با پوشیدن یک روپوش گرانقیمت و مقدار کمی جواهرات، از پنجره توسط جد که دلتنگ اوست دیده میشود و او از طریق تلفن با اتاقش تماس میگیرد. نل ابتدا پیشنهادهای او را رد میکند، اما سلسلهای از حوادث او را ترغیب میکند تا او را به اتاقش دعوت کند. نل دربارهی اطلاعاتی که به دوست تازهاش میدهد بسیار انتخابی و خلاق است، اما وقتی کودک بیدار میشود و سپس عمویش «ادی» (الیشا کوک جونیور) که آسانسور را سرویس میکند وارد اتاق میشود، جد شروع به تردید میکند که وارد چه وضعیتی شده است. برای ما تماشاگران روشن است که نل دختری بسیار آشفته است که بیتردید از یک تروما رنج میبرد یا در حال بهبود از آن است. ورود رئیسش (لورین تاتل) درد او را تشدید میکند و تنها در آن لحظه اندکی دربارهی او و نیز طبیعت واقعی رابطهی بین جد و لین میآموزیم. شاید بهخاطر سیاهوسفید بودن فیلم باشد، اما این شاید شدیدترین اجرای مونرو باشد که من تاکنون دیدهام. شخصیت او انگار روی یک ریسمان روانی حرکت میکند و با درجهای از واقعنمایی آزاردهنده این وضعیت را بهخوبی منتقل میکند. ویدمارک هم با نگاهی سنجیدهتر از معمول ظاهر میشود و فیلمنامه ضمن انجام وظیفه، به تماشاگر آزادی میدهد تا رویدادها را تماشا کند؛ این اثر کوتاه اما پرقدرت را تجربهای مؤثر یافتم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران