اسکروچ مردی خسیس و بداخلاق که در آستانه کریسمس با تنگ نظری خود قلب منشی همیشه وفادارش را می شکند و در شب کریسمس طبق معمول تنهاست تا اینکه ارواح کریسمس به سراغ او می آیند و او را با خود در سفری طولانی همراه می کنند تا چشم او را به اعمال زشتش باز کنند.
اسکروچ مردی خسیس و بداخلاق که در آستانه کریسمس با تنگ نظری خود قلب منشی همیشه وفادارش را می شکند و در شب کریسمس طبق معمول تنهاست تا اینکه ارواح کریسمس به سراغ او می آیند و او را با خود در سفری طولانی همراه می کنند تا چشم او را به اعمال زشتش باز کنند.
«سرود کریسمس» اشعار تسخیرشده دیکنز را از خلالِ حرکتنگاریِ سرد و بعضاً درهموبرهم بازخوانی میکند. زمِکیس همیشه شیفتهٔ سینمای دیجیتال بود؛ بعد از «قطار قطبی» که نوآوری تکنولوژیکِ خالصتری بود، «بیوولف» بهخاطر جهتگیری هنری مصنوعیاش ناکام ماند. وقتی شنید که دیزنی دوباره سراغ اقتباسِ این داستان معروف رفته است، با شوق بیشتری برای تولیدِ هنر دیجیتال وارد کار شد. پرسش اجتنابناپذیر این است که آیا...
«سرود کریسمس» اشعار تسخیرشده دیکنز را از خلالِ حرکتنگاریِ سرد و بعضاً درهموبرهم بازخوانی میکند. زمِکیس همیشه شیفتهٔ سینمای دیجیتال بود؛ بعد از «قطار قطبی» که نوآوری تکنولوژیکِ خالصتری بود، «بیوولف» بهخاطر جهتگیری هنری مصنوعیاش ناکام ماند. وقتی شنید که دیزنی دوباره سراغ اقتباسِ این داستان معروف رفته است، با شوق بیشتری برای تولیدِ هنر دیجیتال وارد کار شد. پرسش اجتنابناپذیر این است که آیا یک قصهٔ ویکتوریاییِ کریسمس نیاز به این پیشرفتِ ناپختهٔ حرکتنگاری دارد؟ پاسخ تا حدی بله و تا حدی نه.
خودِ داستان تا حد زیادی به متنِ دیکنز وفادار مانده و بیش از بسیاری اقتباسهای قبلی به کلمات او نزدیک است: شبِ کریسمس، اسکروج با ارواحی روبهرو میشود که پیامدهای رفتارِ خودخواهانهاش را نشان میدهند تا شرِ جهل و فقر را از میان بردارند. این روایتِ اخلاقیْ بارها و بارها بازگفته شده و اهمیتِ سخاوت و روحِ کریسمس را به خانوادهها یادآوری میکند.
اما مانندِ منبعِ اصلی، لحنِ فیلم تاریک است: ارواح ترسناک که به مردِ تنها و سالخورده سر میزنند، از شریکِ مُردهٔ او در زنجیرها تا سایهای شبیهِ سائورون که اسکروج را به اعماقِ آتشفشان میبرد. زمِکیس لحنِ جدیِ دیکنز را با شادمانیِ معمولِ تعطیلاتِ دیزنی درآمیخته و حاصل کار ناهمگون از آب درآمده است؛ یا بیش از حد تاریک برای کودکان است یا بیش از حد شاد برای بزرگسالان. این دو لحنِ متناقض بهندرت با هم کار میکنند و فیلم اقتباسی متناقض پدید آورده است: لحظهای اسکروج با زنیِ خیابانی درگیر میشود و لحظهای بعد کودکان در نبردِ گلولهٔ برف میخندند. نه فیلمِ کاملاً شادِ کریسمسی است و نه بازسازیِ کِاملِ وفادارِ متنِ اصلی.
در مورد حرکتنگاری: برای زمان خود دستاورد فنی بود، اما یک دهه بعد کاملاً منسوخ بهنظر میرسد. مدلهای کاراکترها خشکاند، چشمها هیچگونه احساسِ قابلتوجهی ندارند و در نورِ شمع بیشتر شبیه مجسمههای مومی بهنظر میرسند. روحِ کریسمسِ گذشته بهویژه زشت بهنظر میرسید؛ صورتش با بدنهٔ شمعیِ نیمهانسانیِ باقیمانده مطابقت نداشت. از نظرِ طراحی محیط اما، صحنهها و اشیای بیجان بسیار خوشساختاند و واقعاً حسِ کریسمس در لندنِ عصر ویکتوریایی را منتقل میکنند. تأسفآور آنکه زمِکیس بیشتر محدودیتهایِ انیمیشن را در خدمتِ صحنههایِ افزوده و پرزرقوبرقِ سهبعدی قرار داده تا محتوای روایی: پنج دقیقه تعقیب توسط مرگ، سه دقیقه پروازِ اسکروج بر فرازِ لندن و تبدیلِ تدریجیِ اسکروج به جیم کری در طولِ فیلم، بیشتر شبیه اعمالِ اضافی برای نمایشِ سهبعدیاند تا ضرورتِ داستانی.
خوشبختانه بازیِ صداپیشگان عالی است. جیم کری و شخصیتهای متنوعِ او شاید همیشه منطبق بر زندگی روزمرهٔ اسکروج نباشند، اما همین تنوع بود که کارساز شد. صداهای مختلفِ ارواح نیز نمایشِ تواناییِ صوتیِ او را بهخوبی نشان میدهند. گری اولدمن بهعنوان کِراچیِت تواضعی به داستان افزود و دوباره، بسیار مناسبِ نقش بود. کالین فیِرث و دیگران نیز مکملِ خوبی برای گروهِ صداپیشگاناند. موسیقی آلن سیلوستری هم اثرِ ارزشمندی است و جوّ فیلم را تقویت میکند.
«سرود کریسمس» مجموعهای از تعارضهای لحن و ناهماهنگیهای فنی است: هر جنبهٔ تحسینشدهای با یک نکتهٔ خستهکننده مقابله میشود. طراحیِ مناظر زیبا با حرکتنگاریِ نامطلوب موازنه میشود و تاریکیِ منبعِ اصلی با شادمانیِ تحمیلی برای جذب مخاطب عام کاهش یافته است. این هدیهٔ کریسمسیِ ایدهآلِ من نبود، اما با محتوای آن میتوان کنار آمد. بَه! پوچ!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران