«ويليام پريش» (هاپکينز) مردي است بسيار ثروتمند و ذي نفوذ که يک امپراتوري چند رسانه اي جهاني را سرپرستي مي کند. او يک شب علايم سکته ي قلبي را در خود احساس مي کند و مردي اسرارآميز و بيگانه به نام «جو بلک» (پيت)، که در اصل ملک الموت است، به ديدار او مي آيد…
«ويليام پريش» (هاپکينز) مردي است بسيار ثروتمند و ذي نفوذ که يک امپراتوري چند رسانه اي جهاني را سرپرستي مي کند. او يک شب علايم سکته ي قلبي را در خود احساس مي کند و مردي اسرارآميز و بيگانه به نام «جو بلک» (پيت)، که در اصل ملک الموت است، به ديدار او مي آيد…
تفسیری جذاب دربارهٔ عشق، زندگی و مرگ
شخصیت مرگ (فرشتهٔ مرگ) برای بردن میلیاردر صنعتگر بیل پریش (آنتونی هاپکینز) میآید، اما بهجای آن تصمیم میگیرد در جهان مادی تعطیلاتی داشته باشد و بدن یک جوان را تصاحب کند (برد پیت). شرط مرگ با پریش این است که تا وقتی برایش سرگرمکننده باشد، مرگ بیل را به تأخیر میاندازد. آقای مرگ بهصورت یک غریبهٔ مرموز با صفات...
تفسیری جذاب دربارهٔ عشق، زندگی و مرگ
شخصیت مرگ (فرشتهٔ مرگ) برای بردن میلیاردر صنعتگر بیل پریش (آنتونی هاپکینز) میآید، اما بهجای آن تصمیم میگیرد در جهان مادی تعطیلاتی داشته باشد و بدن یک جوان را تصاحب کند (برد پیت). شرط مرگ با پریش این است که تا وقتی برایش سرگرمکننده باشد، مرگ بیل را به تأخیر میاندازد. آقای مرگ بهصورت یک غریبهٔ مرموز با صفات کودکانه ظاهر میشود که «جو بلک» نامیده میشود. «تعطیلات» او پیچیده میشود وقتی عاشق دختر پریش (کلِر فورلانی) میشود.
«Meet Joe Black» (۱۹۹۸) بازسازی فیلم ۱۹۳۴ «Death Takes a Holiday» است. فیلم با اعتمادبهنفس تقریباً سهساعتهاش آرام حرکت میکند، اما چنان جذاب است که کوتاهتر از بسیاریِ فیلمهای بیمغزِ نود دقیقهای بهنظر میرسد. طرح داستانی یادآور آثار خوبِ «ماهی بیرون از آب» است مانند اسپاک در استار ترک یا «Starman» (۱۹۸۴).
داستان شاید نامعمول باشد، اما فیلم آن وضعیت عجیبی را بهشکلی کاملاً باورپذیر ارائه میدهد. به عبارت دیگر، این اثر در عمل یک درام جدی است که لحظات سنگین را با ضربآهنگهایی سبکتر متعادل میکند. میتوان آن را با «The Green Mile» (۱۹۹۹) مقایسه کرد؛ درامی طولانی با عناصر فراطبیعی و کاملاً مهيج.
با وجود پیشفرض فانتزی، «Meet Joe Black» بهطور مستمر بینشهای عمیقی دربارهٔ مهمترین موضوعات تجربهٔ انسانی — عشق، زندگی، مرگ و مسائلی چون خیانت، رقابت، خصومت، کیفر و اسرار ماوراء — ارائه میدهد. مثالی خوب وقتی است که داماد پریش (جفری تمبور) تعریفی از عشق به جو بلک میدهد: «اینکه بدترین جنبهٔ کسی را بشناسی و با وجود آن اشکالی نداشته باشد، به شرطی که آنها پشیمان باشند.» این تنها یک نمونه است؛ فیلم پر از چنین بینشهایی است.
«Meet Joe Black» با هزینهٔ ۹۰ میلیون دلار ساخته شد و در گیشهٔ آمریکا تنها نیمی از آن را جبران کرد. خوشبختانه فیلم به مرور هواداران پرشوری پیدا کرد و سزاوارش بود، چون این اثر تقریباً یک شاهکار سینمایی است و واقعاً تأثیرگذار است. خودم را مردی مردانه میدانم، ولی در حدود یکسوم زمان فیلم اشکم جاری شد؛ نشانهٔ اثرگذاری قوی فیلم است.
فیلم ۲ ساعت و ۵۸ دقیقه است و در واروییک رود آیلند (عمارت آلدرایچ)، منهتن و تینک نیوجرسی فیلمبرداری شده است.
نمره: A / A-
جو بلک (برد پیت) بهعنوان مرگ در آستانهٔ خانهٔ تاجر ثروتمند بیل پریش (آنتونی هاپکینز) ظاهر میشود، پس از اینکه بدن مردی را که همان صبح کشته شده بود قرض گرفته است. پس از تجربهٔ درد قفسهٔ سینه و شنیدن صداها، به نظر میرسد بیل قرار است بمیرد و جو آمده تا او را به آنسوی ببرد. بیل که خواهان زمان بیشتری است، با جو وارد گفتوگو میشود و او را قانع میکند کمی بیشتر در زمین بماند. کنجکاوی جو نسبت به انسانها و تجربهٔ زندگی وقتی شدت میگیرد که او و دختر بیل، سوزان، شروع به شکل دادن یک رابطه میکنند.
«Meet Joe Black» بیشتر بر رابطهٔ جو و سوزان متمرکز است تا بر قصد مرگ برای بیل. بهعنوان داستانی به سبک رومئو و ژولیت از عشق ممنوعه، فیلم تلاش میکند روی احساسات بیننده بازی کند. برد پیت و آنتونی هاپکینز اجراهای محکمی ارائه میدهند، اما طولانی بودن زمان اجرا حفظ علاقه به داستان و شخصیتها را مشکل میکند. ایدهٔ اصلی خیلی خوب است و بازیگران تلاش میکنند از مفهوم نیروی معنوی عشق بهترین بهره را ببرند، اما پیچیدگیِ بیش از حد و زیرپلات غیرضروری (تلاش برای تصاحب شرکت بیل) فیلم را بیجهت طولانی میکند.
میلیاردر «پریش» (سِر آنتونی هاپکینز) با نزدیک شدن تولدش کمی ناخوش است و یک ادغام شرکتی بالقوه نیز در راه است. در همین حال، دخترش «سارا» (کلِر فورلانی) به یکی از کارمندان خوشتیپِ او، «دِرو» (جیک وبر)، علاقهمند است؛ دروی نیروی محرکهٔ آن معاملهٔ سودآور است. پریش واضحاً ناخوش است و پس از ترسی شبیه به حملهٔ قلبی، شخصیتی تازه وارد زندگیاش میشود: بلوندی با چشمانی نافذ—برد پیت—مأموریتی دارد که برای ما روشن است اما هنوز برای دوست جدیدش نه. با نامگذاری عجولانهٔ «جو بلک»، مرد مسن شروع به راهنمایی جوانی میکند که بهوضوح دانش کمی از کارهای دنیا دارد. جو نقش پررنگتری در زندگی میلیاردر ایفا میکند و این باعث نگرانی میشود، چون رفتاری نشان میدهد که کاملاً با آنچه او را موفق کرده بود در تضاد است. این برای «درو» که جاهطلب است آزاردهنده است، اما نه به اندازهٔ توجهاتی که جو اکنون به «کلِر» میپردازد — و بهتدریج پاسخگیر هم میشود. پریش حالا شروع به درک هویت دوست جذاب و کاریزماتیکش کرده و نگرانیهایی دربارهٔ تأثیر این موضوع بر دخترش دارد اگر او بفهمد. آیا این دو میتوانند راهی پیدا کنند تا آنچه باید انجام شود را با آنچه میخواهند انجام شود سازگار کنند؟ داستان نسبتاً محکم و امیدوارکنندهای است و دینامیک مؤثری بین بازی تحتلفظ برد پیت و سِر آنتونی وجود دارد. فقط خیلی طولانی است؛ بهراحتی میتوانست یک ساعت کوتاهتر شود بدون آنکه خط داستانی لطمه ببیند. انگار نمایش سهپردهای است که برای شروع بیشازحد طول میکشد و تنها نیمساعت پایانیِ خوشایندش آن را نجات میدهد. فیلم از نظر ظاهری خوشساخت است اما دیالوگمحور زیاد دارد و مجبور شدم از میان خیلی از دیالوگها عبور کنم تا واقعاً از آن لذت ببرم.
مرگ برای تعطیلات میرود — نه تنها نام نمایشی که بر اساسش ساخته شده، بلکه اصل کلی فیلم. داستانی واقعی از یک «ماهی بیرون از آب»، با مرگ که میکوشد زندگی را بفهمد و اینکه چرا مردم معمولاً نمیخواهند آن را از دست بدهند. میتوانم تصور کنم این فیلم برای کسانی که خواهان تغییر یا حذف صحنههای قدیمیاند، خوب هضم نشود؛ آنها ممکن است نفهمند که مرگ با صدای آدمها صحبت میکند، بنابراین این است که چرا ما شنیدیم جو با صدای زنی جامائیکایی که در بیمارستان بود حرف میزند. میتوانم تصور کنم این افراد از آن صحنه شگفتزده شوند و حداقل خواستار هشدار دهندهٔ احساسی شوند. به هرحال بازیگران عملکرد فوقالعادهای داشتند و این یکی از آن فیلمهاست که نقدهای منفی منتقدان را نادیده میگیری و به نظر مخاطبان (که نمرهٔ B دادهاند) گوش میدهی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران