فیلم داستان یک کشیش سابق در خدمت ارتش را دنبال میکند که عزادار پسر از دست رفتهاش، یک سرباز کشته شده در درگیری است. او که برای حمایت به یک کلیسای محلی پناه میبرد و با یک زن و شوهر رادیکال و طرفدار محیط زیست آشنا میشود. اما زمانی که کشیش پی به فساد در خانه عبادت و فراتر از آن میبرد شرایط از همیشه تلختر میشود…
فیلم داستان یک کشیش سابق در خدمت ارتش را دنبال میکند که عزادار پسر از دست رفتهاش، یک سرباز کشته شده در درگیری است. او که برای حمایت به یک کلیسای محلی پناه میبرد و با یک زن و شوهر رادیکال و طرفدار محیط زیست آشنا میشود. اما زمانی که کشیش پی به فساد در خانه عبادت و فراتر از آن میبرد شرایط از همیشه تلختر میشود…
فکر نمیکنم تا به حال فیلمی دیده باشم که تا این حد عمدی و حسابشده فیلمبرداری شده باشد. تقریباً هر نما با دقت و قصد خاصی قاببندی شده است؛ شبیه اثری از وس اندرسن که همهٔ شوخطبعیاش گرفته شده باشد. بسیاری از نماها تا مدتی باقی میمانند به شیوهای که معمولاً بیرون ژانر وحشت دیده نمیشود، در صحنههایی که فیلم میخواهد تماشاگر را بترساند ترسی...
فکر نمیکنم تا به حال فیلمی دیده باشم که تا این حد عمدی و حسابشده فیلمبرداری شده باشد. تقریباً هر نما با دقت و قصد خاصی قاببندی شده است؛ شبیه اثری از وس اندرسن که همهٔ شوخطبعیاش گرفته شده باشد. بسیاری از نماها تا مدتی باقی میمانند به شیوهای که معمولاً بیرون ژانر وحشت دیده نمیشود، در صحنههایی که فیلم میخواهد تماشاگر را بترساند ترسی را نشان میدهد که شخصیتها از آن آگاه نیستند.
نمرهٔ نهایی: ★★★ — خوشم آمد. شخصاً توصیه میکنم ببینید.
درخشان تصویربرداری شده، فوقالعاده نوشته شده
«آلیسا ویلکینسون: آیا فکر میکنی "First Reformed" فیلمی آخرالزمانی است؟»
«پل شرادر: بستگی دارد "آخرالزمان" را چه بنامید. فکر میکنم ما داریم قرن پایانی هوموساپینس را میبینیم. سناریویی نمیبینم که هوموساپینس از این قرن سالم و به همان شکل بیرون بیاید. حالا این پایان دنیا نیست؛ این فقط پایان یک گونه است که تکامل آن را به بنبست رسانده. تمام هوشش به بقایش کمک نمیکند. بنابراین تغییراتی در جهان رخ خواهد داد. ممکن است در آستانهٔ گام تکاملی جدیدی باشیم. اما اگر نسبت به دنیای کنونی خوشبین هستید، یعنی دارید دقت نمیکنید.»
[...]
«وقتی زنگ زدید، داشتم مطلبی را میخواندم با تیتر: «تودهٔ یخی قطب شمال سریعتر از انتظار در حال ذوب شدن است، دانشمندان هشدار میدهند». هیچکدام از اینها متوقف نمیشوند؛ همهشان دارند سریعتر میشوند.»
«ویلکینسون: این چیز سختی است برای مردم که با آن کنار بیایند وقتی فقط به مسائل روزمره فکر میکنند.»
«شرادر: ما در دنیایی از انکار زندگی میکنیم. قبلاً انتخاب امید تا حدودی یک گزینه بود. حالا تقریباً تبدیل به ضرورتی شده است.»
«ویلکینسون: فکر میکنی مردم در مواجهه با ایمان چگونه با این پایان کنار میآیند؟ میشود ایمان و امید داشت در حالی که مطمئنیم چیزی در آیندهٔ نزدیک قرار است رخ دهد؟»
«شرادر: نمیدانم. من ۷۲ سالم است، پس صادقانه بگویم چندان مشکل من نیست. نمیتوانم تصور کنم ۲۲ ساله بودن چه حسی داشته باشد.»
«ویلکینسون: بخش زیادی از این فیلم انگار دارد میپرسد که آیا ایمان میتواند جایگاهی در جهان ما داشته باشد یا نه.»
«شرادر: آن سؤالی که مایکل میپرسد — چرا باید زندگی را وارد این جهان کنیم؟ — سؤالِ مردم ۵۰ سال پیش نبود.»
— «پل شرادر دربارهٔ "First Reformed": «این فیلمی نگرانکننده دربارهٔ آدمی نگران است»» (آلیسا ویلکینسون)، Vox (۱۸ ژوئن ۲۰۱۸)
اکثر نقدهایی که دربارهٔ "First Reformed" دیدهام، آن را بهترین اثر پل شرادر از زمان یا «Taxi Driver» (۱۹۷۶) یا «Raging Bull» (۱۹۸۰) توصیف کردهاند. هرچند فکر میکنم این سادهسازی است و بهشکل ناعادلانهای فیلمنامههای قویای مثل «The Last Temptation of Christ» (۱۹۸۸) و «Bringing Out the Dead» (۱۹۹۹) و آثار کارگردانی برجستهای مثل «Affliction» (۱۹۹۷) و «Auto Focus» (۲۰۰۲) را نادیده میگیرد، اما تردیدی نیست که "First Reformed" بدون شک بهترین فیلم او در پانزده سال اخیر است — که وقتی فیلمهایی مثل «The Canyons» (۲۰۱۳)، «Dying of the Light» (۲۰۱۴) و «Dog Eat Dog» (۲۰۱۶) را در نظر بگیریم چندان هم کار سختی نیست.
فیلم داستانی به ظاهر ساده روایت میکند — کشیش ارنست تالر (اتان هاوک) روحانی یک جماعت کوچک در حومهٔ نیویورک به نام سنوبریج است. تالر که قبلاً کفیل نظامی بوده، با مرگ پسرش یوسف که او را تشویق به رفتن به ارتش کرده بود و چند ماه پس از آغاز دورهٔ اولش در عراق کشته شد، درگیر است. در نتیجه، زندگی زناشویی تالر از هم پاشید و همسرش او را در مرگ یوسف مقصر دانست. وقتی فیلم آغاز میشود، بحران معنوی تالر از پیش آغاز شده است. او زیاد مشروب مینوشد، علاقهٔ چندانی به وظایف رسمیاش ندارد، از اینکه جماعتش به حدود ده نفر کاهش یافته است دلنگران به نظر نمیرسد و شروع به ضبط افکارش در دفترچهای کرده که قصد دارد یک سال آن را نگه دارد و سپس نابود کند. بعد از مراسم یکشنبه، مری (آماندا سیفرید)، یکی از مومنانش، به او مراجعه میکند و نگران شوهرش مایکل (فیلیپ اِتینگر) است. مایکل که فعال محیطزیستی افراطی بوده و بهتازگی از زندان کانادا آزاد شده، دیدگاههای نیهیلیستی شدیدی پیدا کرده و میخواهد مری جنینشان را سقط کند چون معتقد است هیچکس حق ندارد فرزندی را وارد دنیای رو به مرگ کند. در ابتدا تالر درگیر نمیشود، اما مری او را قانع میکند که با مایکل مشورت کند. در همین حال، جشن ۲۵۰امین سالگرد کلیسای First Reformed که تالر در آن کار میکند نزدیک است و مراسم بزرگی با حضور فرماندار و شهردار برگزار خواهد شد.
خلاصهٔ بالا تقریباً تا بیست دقیقهٔ اول فیلم را پوشش میدهد، تقریباً تا پایان پردهٔ اول. در آن نقطه به نظر میرسد روایت دارد به سوی دنبال کردن تالر و تغییر دادن دیدگاه افراطی مایکل پیش میرود. اما فیلم اصلاً این مسیر را نمیرود و در عوض تقریباً کاملاً بر فروپاشی ایمان تالر و رشد دیدگاه نیهیلیستی شخصی او تمرکز میکند. در این مسیر، سه شخصیت پشتیبان اصلی را معرفی میکند — کشیش جوئل جفرز (سدریک آنتونیو کایلز) از کلیسای عظیم Abundant Life که صاحب First Reformed است و تالر را به آنجا آورده؛ اِستر (ویکتوریا هیل)، رهبر گروه کر First Reformed که بعد از پایان ازدواج تالر رابطهٔ جنسی کوتاهی با او داشته؛ و ادوارد بالک (مایکل گَستون)، صنعتی که شرکتش یکی از بدترین آلایندهها در دنیا محسوب میشود. همزمان که تالر با وجدانش درگیر است، به طرق مختلف با هر سه وارد درگیری میشود. در عین حال، مری تقریباً تنها باقیماندهٔ امید در زندگی اوست و رابطهٔ آنها هرچه بیشتر به هم نزدیک میشود.
چیزی که بیش از همه در "First Reformed" برایم جلب توجه کرد، تصویربرداری در نسبت آکادمی (1.37:1) است؛ به همین خاطر همهچیز در قاب محصور شده و فضای حرکت اندکی باقی میماند و فضای خالی بسیار کمی در کادر هست. همراه با این، شرادر در ترکیببندی نماها ثبات قابلتوجهی دارد و نماهای کاملاً قرینه میسازد (صحنهٔ آغازین نمونهٔ خوبی است). ترکیب قاب کوچک و ترکیببندیهای قرینه این حس را میدهد که داریم به یک اعترافگاه نگاه میکنیم، با کشیش در یک سوی قاب و اعترافکننده در سوی دیگر. از آنجا که یادداشتهای تالر در دفترچهاش در طول فیلم بهصورت روایت صوتی پخش میشود، این بازنمایی بصری اعترافگاه بیش از پیش تقویت میشود — هرچند تالر کشیشی نیست که اعتراف دیگران را بشنود، خودِ او کسی است که اعتراف میکند.
در همین راستا، "First Reformed" فیلمی آسان برای تماشا نیست. مضامین محوریاش رنج، از دست دادن ایمان، نیهیلیسم و فاجعهٔ محیطزیستیاند، و شیوهٔ فیلمبرداری بهعلاوهٔ صمیمیت دفترچهٔ یادداشت باعث میشود تماشاگر گویی همراه با تالر رنج بکشد؛ ما کاملاً وارد جهان او و حتی ذهنش میشویم، به شکلی که تعداد کمی از فیلمها به آن دست مییابند. شرادر اجازه میدهد محتوا بهطرزی درخشان شکل را تعیین کند، بهگونهای که این دو چنان در هم تنیده میشوند که عملاً از هم تفکیکناپذیرند — مفهومی که بسیاری از فیلمسازان حتی آن را نمیفهمند، چه برسد به توانایی انجامش. جالب است که این دومین فیلم در دوازده ماه گذشته است که بهدلایل روایی صریح از نسبت آکادمی استفاده میکند، دیگری فیلم برتر دیوید لووری «A Ghost Story» (۲۰۱۷) بود.
بدیهی است شرادر فیلمساز بسیار آگاه به سینماست و آثارش در خلأ ساخته نشدهاند (برای مثال، حداقل سه ارجاع بصری صریح به «Taxi Driver» وجود دارد)، و بررسی "First Reformed" در نسبت با کارنامهٔ او خودش نیاز به مقالهای کامل دارد. با اینحال، فیلمی در کارنامهاش که بیدلیل برایم تداعی شد بهطرز عجیبی «Dominion: Prequel to the Exorcist» (۲۰۰۵) بود؛ آن فیلم چندان خوب نیست، اما بسیاری از ضربآهنگهای روایی و دغدغههای تماتیک مشترک را دارد — کشیشی گمشده که تجربههایش از سوی تاریک بشریت او را به شک در ایمانش رسانده؛ بحران وجدان؛ علتِ راستینی که او تمام وجودش را وقفش میکند؛ خدایی بیاعتنا که نظارهگر همهچیز است؛ قربانیای شگفتآور؛ امیدی که در قالب معصومیت عرضه میشود. «First Reformed» بسیار بهتر است و از نظر اخلاقی پیچیدهتر، اما قطعاً در خط فکری با آن پیوستگیای دارد.
با این حال، نباید گفت «First Reformed» بینقص است. جاهایی هست که بسیار دستپاچه و ناهماهنگ به نظر میرسد. مثلاً مراسمی هست که گروهی از فعالان محیطزیست نسخهٔ آکاپلای بسیار بدی از ترانهٔ اعتراضی نیل یانگ «Who's Gonna Stand Up?» را میخوانند، یا صحنهای که مری و تالر از طریق گرفتن دست یکدیگر (بهصورت نمادین) نوعی پرواز تجربه میکنند — صحنهای که بیشتر از آنچه به نظر برسد من را به یاد «The Big Lebowski» (جوئل کوئن، ۱۹۹۸) انداخت و در نمایشی که من دیدم باخندهای زیادی مواجه شد.
همچنین، اگرچه نقدهای زیادی دربارهٔ اینکه بخش محیطزیستی داستان چقدر برانگیزانندهٔ فکر است خواندهام، برای من هرگز واقعاً به چیزی منسجم و ذاتی تبدیل نشد. طبیعی است که تالر مردی آمادهٔ فروپاشی است وقتی فیلم آغاز میشود و نگرانیهای مایکل دربارهٔ آیندهٔ سیاره کاتالیزوری برای این فروپاشی است. اما بهجای آنکه فیلم این را صرفاً بهعنوان پسزمینهای برای بحران تالر نشان دهد و عمداً آن را مستقل و کماهمیت جلوه دهد، شرادر به نظر میرسد دارد واقعاً تلاش میکند پیامی عملطلبانه را جا بیندازد. این نسبتاً نامتناسب است. صادقانه بگویم، عکس خرس قطبی لاغر و فرسوده بسیار ناراحتکنندهتر و تأثیرگذارتر از هر آمار و ارقامی است که فیلم گهگاه رها میکند.
همچنین کاملاً قانع نیستم که کمدی سیاه در فیلم کار کرده باشد. نمونههایش کماند، اما وقتی ظاهر میشوند، آنقدر سیاهاند که ممکن است بهراحتی از دست بروند. احتمالاً بهترین مثال وقتی است که تالر گروهی از کودکان را در First Reformed راهنمایی میکند و میگوید اینجا یکی از ایستگاههای "راهآهن زیرزمینی" بوده و زیرزمین مخفیای نشان میدهد که بردگان فراری در آن پنهان میشدند. بهجای اینکه فقط تاریخچهای کوتاه بدهد، او به زیرزمین زل میزند و توصیف گرافیکی از آنچه بودن در آن تاریکی، ترسیده و خسته و بیجای حرکت بودن ممکن است شبیه باشد ارائه میدهد. چند لحظهٔ مشابه هست، اما به نظرم اینها با واقعنمایی شدیدی که در بقیهٔ فیلم هست خوب نمینشینند.
اینها اشکالاتی جزئیاند و در مجموع، این فیلم کیفیتی بالاست. آیا در فصل جوایز مطرح خواهد بود؟ ممکن است. رابطهٔ شرادر با آکادمی همیشه پرتنش بوده (باورکردنی نیست که تاکنون حتی یک بار هم برای اسکار نامزد نشده)، اما این نوع موضوعات جدی معمولاً مورد توجه رأیدهندگان قرار میگیرند. قطعاً تعجب نمیکنم اگر هاوک نامزدهایی در بخش بازیگری دریافت کند و شاید سیفرید هم همینطور. فارغ از این (و همه میدانیم تعداد نامزدیهای اسکار ارتباط زیادی با کیفیت واقعی اثر ندارد)، این فیلمی قوی است ساختهٔ یک هنرمند ماهر دربارهٔ موضوعی که او عمیقاً نسبت به آن احساس دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران