رهبر بدنام بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر از دادگاه فرار می کند و با گروهی از افرادش راهی مرز مکزیک می شود، جایی که تنها چیزی که در برابر مسیر او قرار دارد یک کلانتر میانسال و افراد بی تجربه ی او هستد ...
رهبر بدنام بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر از دادگاه فرار می کند و با گروهی از افرادش راهی مرز مکزیک می شود، جایی که تنها چیزی که در برابر مسیر او قرار دارد یک کلانتر میانسال و افراد بی تجربه ی او هستد ...
بازگشت خوب برای آرنولد — یک فیلم اکشن سرگرمکننده!
من آماده بودم از این بازگشتِ آرنولد شوارتزنگر ناامید شوم چون دیگر آنقدرها در فرم سابق نیست؛ اما خوشبختانه ناامید نشدم. این فیلم نسبتاً لذتبخش است. درست است که در مقایسه با آثار قدرتمند قبلیاش ضعیفتر به نظر میرسد، اما همچنان فیلم خوبی است. طرح داستانی معمولی و کلیشهای است: جنایتکاری از زندان فرار میکند و برای...
بازگشت خوب برای آرنولد — یک فیلم اکشن سرگرمکننده!
من آماده بودم از این بازگشتِ آرنولد شوارتزنگر ناامید شوم چون دیگر آنقدرها در فرم سابق نیست؛ اما خوشبختانه ناامید نشدم. این فیلم نسبتاً لذتبخش است. درست است که در مقایسه با آثار قدرتمند قبلیاش ضعیفتر به نظر میرسد، اما همچنان فیلم خوبی است. طرح داستانی معمولی و کلیشهای است: جنایتکاری از زندان فرار میکند و برای رسیدن به مرز میگریزد، و کلانتر قهرمان (همان آرنولدِ قدیمی) سد راه او میشود. قبلاً این موضوع را زیاد دیدهایم، اما این طرح کارساز است و المانهای مسابقهای و پیچش ساختن پل باعث شده کلیت ماجرا کهنه به نظر نرسد.
دیدن آرنولد در نقش اصلی خوشایند بود هرچند قدری زنگزده به نظر میرسید. او اینبار کمی نرمتر از آن زمانها بود؛ هرچند در بخشهایی از فیلم به زور و چاقو و اسلحه با بدمنها مقابله میکند، اما این کارها با تردید بیشتری انجام میشود و از آن طرزِ «من میخواهم تو را له کنم»ی که قبلاً داشت خبری نیست. حتی در نقش کلانتر، گاهی خطاهای مبتدی هم میکند؛ برای مثال صحنهای که به پشت به خلافکار برمیگردد و بالطبع دچار ضربه میشود، برایم خیلی آزاردهنده بود.
دیدن پیتر استورماره همیشه خوشایند است — نه فقط به خاطر هموطن بودنِ من، بلکه او بازیگر خوشتشش است و به بدمنها طعم و رنگ لازم را میدهد. شخصاً گابریل کورتس را کمی سطحی و کلیشهای دیدم؛ پس از چند بار که پایش را روی گاز گذاشت یا دنده عوض کرد، تکراری و خستهکننده میشد. صحنهای که او کاپوت یک کوروت را با ضربهای از روی ماشین شاسیبلند کنار میزند هم مضحک بود؛ عملاً کاپوت یا حتی خود خودرو این فشار را تحمل نمیکرد. نمیفهمم چرا برخی سازندگان هنوز این اشتباهات آشکار و متکبرانه را تکرار میکنند—ما آنقدرها هم نادان نیستیم!
فُرِست ویتاکر نقشی پذیرای FBI را نسبتاً خوب بازی کرد و لویی گوزمین را هم بهعنوان یکی از همکاران کلانتر خوش داشتم. باقی تیم کمی بیرمق بودند. احتمالاً نقش مرد سلاحهای تاریخی قرار بود بامزه باشد، اما برای من بیشتر مسخره جلوه کرد. زد و خورد نهایی بین تیم کلانتر و بدمنها دیدنی بود و سرگرمکننده، ولی در عین حال تا حدی غیرمنطقی و کلیشهای رقم خورد. مثلاً آن اتوبوس خونی که برای قرار دادن مسلسل به کار رفت، از منظر منطقی هیچ توجیهی نداشت و صرفاً بهانهای بود برای اجرا کردن بدلکاریهای رانندگی با اتوبوس.
خلاصه اینکه برای من این فیلم خوشگذرانیِ لذتبخشی بود و اصلاً آن بازگشت افتضاحی نبود که نگرانش بودم.
بعد از یک غیبت طولانیِ زیاد از صنعت فیلم، آرنی برگشته!
The Last Stand فیلمی کلیشهای اما حماسی و سرگرمکننده برای سال 2013 است. پیشنهاد میکنم اگر از این سبک خوشتان میآید، آن را بهعنوان یک لذت پنهانی تماشا کنید.
ساده و سرگرمکننده
برخی آن را «لذت پنهانی» مینامند و حق دارند — بله، همین است. گاهی شخصیتها و بازیها یادآور فیلمهایی است که در دبیرستان یا سال اول دانشگاه با دوستان ساختید: کمی مقواگونه اما خوشصدا و اغراقآمیز. این فیلم بودجهٔ بیشتری دارد و آرنولد هم در آن هست (بهعلاوه بازیگرانی مثل پیتر استورماره و لویی گوزمین و چند بازیگر خوب دیگر). اما در عمق، این یک فیلم اکشنِ سادهٔ تیراندازی و زد و خورد است؛ پیچیدگی و پیچش غیرمنتظرهای در کار نیست. از اول مشخص است چه اتفاقی خواهد افتاد؛ آنچه میماند دیدنِ چگونگی وقوع آن است.
توقع زیادی نداشته باشید، فقط از آن لذت ببرید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران