داستان فیلم درباره سربازی به نام بیل کیج است که پس از کشته شدن در یک جنگ علیه بیگانگان بار دیگر زنده می شود و از آن پس در هر جنگی که کشته می شود می تواند با به دست آوردن عمر دوباره به موقعیت خود باز گردد. او در این راه سعی می کند تا به گونه ای سرنوشت خود را تغییر دهد...
داستان فیلم درباره سربازی به نام بیل کیج است که پس از کشته شدن در یک جنگ علیه بیگانگان بار دیگر زنده می شود و از آن پس در هر جنگی که کشته می شود می تواند با به دست آوردن عمر دوباره به موقعیت خود باز گردد. او در این راه سعی می کند تا به گونه ای سرنوشت خود را تغییر دهد...
فیلم تا حدی جالب و با فیلمنامهای نسبتاً مناسب برای این نوع آثار علمیـتخیلی است. جلوههای ویژه هم قابل قبولاند. تام کروز بازی قابلقبولی دارد و امیلی بلانت شخصیتش را بهخوبی اجرا میکند — هر بار که روی پرده ظاهر میشود، درخشانترین نکتهٔ فیلم است.
فیلم بدی نیست، اما اثر «روز تکراری» گاهی خستهکننده میشود و میتوانست از این تکرارها کمتر استفاده کند. در کل تماشایش...
فیلم تا حدی جالب و با فیلمنامهای نسبتاً مناسب برای این نوع آثار علمیـتخیلی است. جلوههای ویژه هم قابل قبولاند. تام کروز بازی قابلقبولی دارد و امیلی بلانت شخصیتش را بهخوبی اجرا میکند — هر بار که روی پرده ظاهر میشود، درخشانترین نکتهٔ فیلم است.
فیلم بدی نیست، اما اثر «روز تکراری» گاهی خستهکننده میشود و میتوانست از این تکرارها کمتر استفاده کند. در کل تماشایش لذتبخش است.
باید بگویم فیلم بهطور غیرمنتظرهای خوشساخت و لذتبخش بود. درباره فیلمهایی که با مفهوم زمان بازی میکنند همیشه مرددم؛ اما یک مزیت این فیلم این است که بحث سفر در زمان و تغییر گذشته برای تأثیر بر آینده را مطرح نمیکند، بلکه فقط یک روز را ریست میکند و قهرمان آن را بارها تکرار میکند. کل مفهوم البته تا حد زیادی غیرمنطقی است — حتی اگر امکان ریست شدن زمان را بهکلی کنار بگذاریم، سوالات زیادی پیش میآید: آیا زمان در کل کائنات ریست میشود یا فقط روی زمین؟ یا اینکه هر بار که شخصیت اصلی رفتار خود را تغییر میدهد، زنجیرهٔ رویدادها عوض میشود و چیزی که در تکرار قبلی میدانسته دیگر در تکرار فعلی قطعی نیست. با این حال اگر این اشکالات را کنار بگذارید، فیلم واقعاً سرگرمکننده است. اکشن و جلوههای ویژهاش خوباند و صحنههای کلاسیک «من میدانم چه اتفاقی میافتد» همانطور که باید اجرا شدهاند. بازیها هم مناسب است؛ تام کروز و امیلی بلانت هر دو خوب ظاهر شدهاند. در نهایت فیلم تا صحنهٔ نبرد نهایی پیش میرود و همهٔ کسانی که قانع شدهاند، جان فدای هدف میکنند تا قهرمان در موقعیت حملهٔ نهایی قرار گیرد. شخصاً از پایان خوشم آمد، هرچند آرزو میکردم نویسنده صحنهٔ پایانی میان کیج و ریتا را خلاقانهتر میآفرید. جمعبندی: فیلمی سرگرمکننده و ارزش تماشا دارد.
شگفتآور است که برخی فیلم را شکستخورده دانستند؛ چرا که چه اتفاقی میافتد اگر ایدهٔ «روز موشخرمایی» را در قالب حملهٔ بیگانگان به زمین بگذارید؟ این فیلم دربارهٔ اکشن، کشتن بیگانگان و آوردن هر چه بیشتر جملههای طنز تلخ است. شاید فروش سینماییاش آنطور که انتظار میرفت نبود، اما واقعاً فیلم سرگرمکنندهای است. کارگردانی تیز و پرشتاب است؛ برخلاف نمونههایی که تکرارها حوصلهسربر میشوند، هر چرخه در اینجا داستان را جلو میبرد و لایهٔ تازهای رو میکند — کارگردان به تیزهوشی مخاطب اعتماد کرده است. تام کروز همان تام کروز است، ولی امیلی بلانت فوقالعاده است. پایان کمی معماگونه است، اما بقیهٔ فیلم کار میکند و بسیار سرگرمکننده است.
ریست کردن روز ایدهٔ مرکزی است. فیلم بهسرعت و پرانرژی آغاز میشود؛ هم اکشن دارد، هم طنز و هم جذابیت بصری. از نظر ساختار شبیه آثار «روز تکراری» یا «سورس کد» است، اما با انرژی و شوک بصری اجرا شده است. اگرچه فلسفهٔ فیلم چیز جدیدی نیست و عناصر آشنای ژانر هم دیده میشود، اما وقتی فرمولهای تکراری را با جسارت و سبک اجرا کنی، نتیجه میتواند تازه و سرگرمکننده باشد. کروز در نقشِ کاراکتری نهچندانمحبوب که به قهرمان تبدیل میشود خوب عمل کرده و بلانت نقش یک جنگجوی سرسخت و جذاب را عالی بازی میکند. احتمالا نکات علمی فیلم کسانی که روی جزئیات فنی وسواس دارند را ناراحت کند، اما جلوهها و درگیریهای جنگی بهقدری جذاباند که کموکاستیها چندان به چشم نمیآیند.
بایستید، سرباز! ایدهٔ ریست کردن زمان بهخوبی کاوش شده و به اکشن کمک میکند — و چه کسی از دیدن تام کروز که بارها میمیرد خوشش نمیآید؟
اجرای بازیگران، جلوهها، داستان و ضربآهنگِ فیلم همه در کنار هم این اثر را برجسته کردهاند. این فیلم ترکیبی هیجانانگیز از حلقههای زمانی، تهاجم بیگانگان، جنگ و تلاش بشریت برای بقاست. تام کروز نقشِ مردی بزدل اما کاریزماتیک را بازی میکند و امیلی بلانت نقشِ جنگجوی تجربهدیده را دارد؛ این ترکیب فیلم را از یک ایدهٔ جالب به یک حماسهٔ علمیتخیلی چشمگیر تبدیل میکند. ضربآهنگ در فیلمهای حلقهٔ زمانی همیشه سخت است، اما کارگردانی بهخوبی مسیر تحول شخصیتها و ریتم داستان را هدایت میکند و فیلم همواره تازه و هیجانانگیز باقی میماند. بازیها، کارگردانی و فیلمنامه باعث شدهاند این فیلم پنهانشدهای در دل ژانر باشد.
فیلمی آخرالزمانی با ایدهٔ «روز تکراری» است. تام کروز در ابتدا نقش یک بزدل را بازی میکند که بهتدریج مسیر قهرمانانه را طی میکند و تبدیل به ناجی میشود، و این تماشای تبدیلِ شخصیت است که شما را پای فیلم نگه میدارد. موجودات بیگانه و نحوهٔ حرکتشان واقعاً ترسناکاند. متأسفانه پایان فیلم کمی نامأنوس است و بعد از آن احساس میکنید «صبر کن، چی شد؟».
فیلم مؤثر است و تا حد زیادی خوب کار میکند، اما بهنظر میرسد بهانهای برای حجم زیادی از CGI شده است. این روزها مرسوم شده که برای ساخت یک فیلم «بزرگ» از جلوههای ویژهٔ بسیار زیاد استفاده میشود و گاهی فیلمها به بهانهٔ جلوهها ساخته میشوند. این فیلم هم تا حدی از این دست است؛ در حدی که شبیه تلاقی «استارگیت» و «روز تکراری» بهنظر میرسد و فرضیهاش تا حدی مضحک است. با اینحال فیلم با ریتم خوش و تلاش در جلوههای فنی و تصویری، این خلاها را تا حدی پر میکند. تام کروز در نقش خود جا افتاده و برای مخاطبان زن جذاب است؛ شخصاً از او خوشم نمیآید اما این فیلم نظر من را عوض نمیکند. امیلی بلانت بازی قابلقبولی دارد، هرچند شاید بهترین نقش او در کارنامهاش نباشد. بازیگران کمکی مثل بیل پکسون، برندان گلیسون و جوناس آرمسترانگ حضور مؤثری دارند اما شخصیتهایشان چندان توسعه نیافتهاند و نقشهایشان جنبی است.
تهاجم بیگانگان در اروپاست و ترکیبش با ایدهٔ «روز تکراری» نتیجهٔ جذابی ساخته است. تام کروز مسیر قهرمانشدن را طی میکند، امیلی بلانت بازی خوبی دارد و شیمی بازیِ آنها قابللمس است. جلوههای ویژه، بهویژه اسکلتهای بیرونی سربازان و خود موجودات بیگانه، دقیق و دیدنیاند. قطعاً یکی از فیلمهای برتر علمیتخیلی و ارزشمند برای تماشا.
چه عالی! داستان خوب، تصاویر چشمگیر و طرح کلی محکم است. یکی از معدود فیلمهای تام کروز که چند بار دیدهام. کار بسیار خوبی است؛ ژانر علمیتخیلی و فانتزی به آثار بیشتری مثل این نیاز دارد.
عاشقش شدم — واقعاً فیلمی عالی از ابتدا تا انتها. در نهایت این یک فیلم اکشن در آیندهٔ دیستوپیایی است با مبارزهٔ ماشینها با بیگانگان، اما داستان پشت آن — حلقهٔ زمانی که قهرمان در آن گیر کرده و تلاشهایش برای نجات زمین — فوقالعاده است. رابطهٔ تقریباً ایدهآل و عاطفی بین کیج و ریتا در میان این درگیریها و تأثیری که بر او در پایان میگذارد، بهعلاوهٔ یک پیچش غیرمنتظره در لحظات آخر، باعث میشود پایان واقعاً رضایتبخش باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران