«وقتی کوه، ۳۳ مرد را زنده بلعید...»
این یکی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۱۵ است؛ نه بهخاطر پیچشهای داستانی، بلکه بهخاطر بازنمایی دلنشین یک حادثه واقعی و فاجعهبار. پس به نظرات منفی و امتیازهای پایین توجه نکنید و فقط آن را ببینید. مثل هر فیلم دیگری، قطعاً چند نقص داشت، ولی اگر درست به آن توجه کنید، این کاستیها حواستان را پرت نخواهند کرد. مهم این...
«وقتی کوه، ۳۳ مرد را زنده بلعید...»
این یکی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۱۵ است؛ نه بهخاطر پیچشهای داستانی، بلکه بهخاطر بازنمایی دلنشین یک حادثه واقعی و فاجعهبار. پس به نظرات منفی و امتیازهای پایین توجه نکنید و فقط آن را ببینید. مثل هر فیلم دیگری، قطعاً چند نقص داشت، ولی اگر درست به آن توجه کنید، این کاستیها حواستان را پرت نخواهند کرد. مهم این است که آوردن آن تراژدی معدنی ناگوارِ دههٔ ۲۰۱۰ روی پرده موفق بود.
این فیلم، فیلم ابرقهرمانی مارول یا انیمیشن بامزهٔ دیزنی-پیکسار نیست که طرفداران بزرگی داشته باشد تا از آن حمایت کنند. حتی هالیوودی هم نیست؛ فیلمی به زبان انگلیسی از شیلی است. همین موضوع باعث شد منتقدان مردم عادی را بهسوی قضاوتهای اشتباه سوق دهند. اما من که علاقهمند سینما هستم، کاملاً آن را به همه توصیه میکنم. این فیلم صرفاً یک درام فاجعهای ساده نبود؛ احساسات، تعلیق، ملیگرایی، لحظات خندهٔ ملایم، برادری و در نهایت سرگرمی خوب را در خود داشت.
این فیلم بیوگرافی یک نفر نبود، هرچند برخی آن را در این دستهبندی قرار دادهاند. فیلم بر پایهٔ یک حادثهٔ واقعی ساخته شده، بهویژه کتاب «Deep Down Dark». همهٔ شخصیتها فرصت و عرضۀ مناسبی برای نمایش داشتند و بر اساس رشد داستان پرداخته شدند، اما فیلم ابتدا تنها چند شخصیت اصلی و سپس دیگران را از میان ۳۳ نفر معرفی میکند که داستان بر پایهٔ آنهاست.
در یک روز عادی، آن معدنچیان مثل همیشه روزشان را شروع کردند. برای بعضی، روز اول کارشان بود و برای بعضی دیگر روزهای آخر؛ اما هر یک دلایل خود را برای رفتن به عمق کوه داشتند. چیزی که نمیدانستند این بود که کوه از باز کردن دهانش برای قرنها خسته شده بود. در نهایت تصمیم گرفت دهانش را ببندد و ۳۳ نفر را ببلعد. اما آن مردان در برابر شانسها ایستادند و برای بقا جنگیدند؛ چیزی که بهخوبی در فیلم روایت شد. آنچه برایشان اتفاق افتاد و اینکه چگونه ماجرا به پایان رسید تا آخرین لحظه با تعلیق بیان شد.
«این سنگ نیست؛ این قلب کوه است.
او بالاخره شکست.»
برای من تم اصلی دیگر راز نداشت، چون وقتی این حادثه پنج سال پیش اتفاق افتاد، پیگیر ماجرا بودم. پس میدانستم چگونه به پایان میرسد و حدس میزدم فیلم چگونه خاتمه یابد، اما بخشهای غافلگیرکننده شامل خانوادهها، رسانه، سیاست و سایر رویدادهای پیرامونی بود که با هم ترکیب شده و دیدگاهی نسبتاً تازه به فیلم داد و به شکلگیری بهتر آن کمک کرد. بنابراین اگر فکر میکنید این داستان را کاملاً میشناسید، احتمالاً در اشتباهید.
اگر بخواهم نکتهٔ منفی بگویم، آن انتخاب زبان فیلم بود. از این انتخاب بسیار بسیار ناامید شدم؛ باید به اسپانیایی ساخته میشد. حرف زدن شخصیتهای شیلیایی به انگلیسی با لهجهٔشان کمی مسخره جلوه میکرد. برای من کارساز نبود، چون شیلی هیچوقت عضو کشورهای مشترکالمنافع نبوده که انگلیسی زبان رایجی در آن باشد. اگر شخصیتها هندی، مالزیایی یا سریلانکایی بودند، صحبت کردن به انگلیسی منطقیتر بود. میدانم سازندگان خواستند فیلمی بینالمللی بسازند، بنابراین بازیگرانی شناختهشدهٔ جهانی مانند آنتونیو باندراس و ژولیت بینوش را انتخاب کردند که در این جنبه نتیجهبخش بود.
فیلم تا حد زیادی از نظر احساسی روی من اثر گذاشت؛ شاید این تأثیر را بیرونی نشان ندادم، اما در عمق وجودم حسش کردم. فیلم نشان میدهد خانوادهها چقدر مهماند؛ آنها اولین کسانی هستند که در صورت خطر واقعی واکنش نشان میدهند، برای نجات تلاش میکنند، اشک میریزند، در محل حادثه میمانند تا بازگشت شما را دنبال کنند و محکم شما را در آغوش میگیرند. شاید فیلم را نتوان در یک ژانر خاص قرار داد؛ عناصر دیگری هم داشت، مثلاً صحنهٔ «آخرین شام» و نمایشهای کنار محل نجات. فیلمها همهشان قرار نیست کامل باشند؛ گاهی نشان دادن هدفشان بهخوبی کافی است. از این منظر نمیتوانم بگویم نادیدهاش بگیرید.
۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران