برندهٔ 10 جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً 31 جایزه و 11 نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1179
«چرا بچهها طوری زندگی میکنید که انگار جنگی در جریانه؟»
وِست ساید استوری به کارگردانی جروم رابینز و رابرت وایز است. نقشآفرینی ناتالی وود، ریچارد بیمر، راس تامبلین، ریتا مورنو، جورج چاگیرس، سایمون اوکلند و ند گلس را دارد. موسیقی اثر از لئونارد برنشتاین (ترانهها: استیون سوندهایـم) و فیلمبرداری از دنیل ال. فَپ است.
در محلات کمدرآمد بخش بالایی وست ساید منهتن، باندی از نوجوانان آمریکایی-لهستانی به...
«چرا بچهها طوری زندگی میکنید که انگار جنگی در جریانه؟»
وِست ساید استوری به کارگردانی جروم رابینز و رابرت وایز است. نقشآفرینی ناتالی وود، ریچارد بیمر، راس تامبلین، ریتا مورنو، جورج چاگیرس، سایمون اوکلند و ند گلس را دارد. موسیقی اثر از لئونارد برنشتاین (ترانهها: استیون سوندهایـم) و فیلمبرداری از دنیل ال. فَپ است.
در محلات کمدرآمد بخش بالایی وست ساید منهتن، باندی از نوجوانان آمریکایی-لهستانی به نام «جتها» در تقابل با باند رقیب پورتوریکویی مهاجر به نام «شارکها» قرار دارند. هر گروه در پی تسلط بر خیابانهای محله است، اما وقتی تنشها به اوج میرسد، دو جوان از دو باند رقیب عاشق هم میشوند...
وِست ساید استوری، برندهٔ چندین اسکار، بازخوانی موزیکال رومئو و ژولیت است. فیلم در دههٔ ۵۰ و در فضایی داغ و خشونتآمیز از نیویورک رخ میدهد و با انفجاری از رنگهای زنده و رقصهای خیرهکننده (اثر رابینز) پیش میرود. این فیلم برای دوستداران موزیکال اثری شاداب است؛ هرچند اشکالاتی دارد، اما هرگاه اوج میگیرد، بسیار تأثیرگذار است.
مشکلات از رابطهٔ عاشقانهٔ دو عضو باند که توسط وود و بیمر بازی شده سرچشمه میگیرد: دوبلهٔ بازیگران ضعیف و نحوهٔ بیان دیالوگها نیز نامنسجم است. وقتی محور عاشقانهٔ داستان ظاهر میشود، کیفیت فیلم افت میکند و این بخش، مدت زمان فیلم را تا حدی تقریباً غیرقابلتحمل و بیدلیل طولانی میکند.
با این حال، تماشای فیلم حتی امروز هم لذتبخش است؛ میتوان از کاستیهایش چشمپوشی کرد وقتی قطعاتی مثل «America» (که ریتا مورنو بینهایت در آن میدرخشد) شما را روی پرده بالا میبرد. یا وقتی نمایشهای رقص همچون بالهای از آکروباتهای سیرک اجرا میشوند. خلاصه اینکه اگر به موزیکالهای سینمایی علاقه دارید، دیدن این فیلم ضروری است. امتیاز: 8/10
---------------------
برای من نبود.
متأسفانه از «وِست ساید استوری»ی ۱۹۶۱ خوشم نیامد. تقریباً همهچیز برایم تا حدی نامطلوب بود. اول اینکه هیچ شیمیای بین بازیگران حس نکردم و بازیگری برجستهای ندیدم؛ و این مشکل در کنار انتخابهای نهچندان مناسب بازیگران قرار میگیرد. هیچکدام از قطعات موسیقایی—به جز یک بخش کوتاه از «Tonight»—واقعاً تأثیرگذار نیست و داستان هم مصنوعی بهنظر میرسد.
شمارههای موزیکال بیش از حد صحنهآرایی شدهاند و کل اثر بیشتر شبیه یک اجرای صحنهای تا یک فیلم سینمایی است؛ در واقع فکر میکردم بازیگران صرفاً تئاتری هستند. نیویورک در فیلم واقعی یا پرجنبوجوش بهنظر نمیرسد و جز شخصیتهای اصلی، شهر زندگیشده نیست.
صادقانه بگویم موزیکالها معمولاً اولویت من نیستند، اگرچه میتوانم از آنها لذت ببرم؛ اما این فیلم اصلاً برایم کار نکرد. آن را خیلی فاجعهآمیز نمیدانم، فقط از نظر من نسبتاً ضعیف است. البته خیلیها—از جمله آکادمی اسکار—با این نظر مخالفاند.
با این حال، هنوز علاقهمندم نسخهٔ ۲۰۲۱ را ببینم تا ببینم استیون اسپیلبرگ با آن چه کرده یا نکرده است.
---------------------
یک موزیکال قدیمی با نشانههایی از تعصب قومی، و آنطور که انتظار داشتم خوب از آب درنیامد.
این فیلم از آن آثاری است که برایم فهمیدنش دشوار است. تولیدی است که موزیکال جذابی از برادوی را به سینما آورد—نمایشی که هنوز در جاهای مختلف اجرا میشود—و داستانی شبیه رومئو و ژولیت را در بستر جنگهای دستههای جوانان نیویورکِ نیمهٔ اول قرن بیستم روایت میکند. ایده وسوسهانگیز است و توسعهٔ آن از متن منبع شکسپیری نقطهٔ قوتی بهشمار میآید. اما شصت سال گذشته و برخی مسائل نیازمند بازاندیشیاند.
فیلم به کارگردانی جروم رابینز و رابرت وایز، از اکشن و موسیقی نمایشنامهٔ صحنهای بهخوبی بهره میبرد و در زمان خود موفقیت تجاری و انتقادی چشمگیری کسب کرد و جوایز متعددی—از جمله ده جایزهٔ اسکار (بازیگر نقش اول، بازیگر نقش مکمل زن، کارگردانی، طراحی صحنه برای فیلم رنگی، تدوین، فیلمبرداری برای فیلم رنگی، طراحی لباس برای فیلم رنگی، بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن برای فیلم موزیکال، بهترین صدا)—دریافت کرد. از آن زمان، در فهرست بزرگترین و خاطرهانگیزترین موزیکالهای تاریخ قرار گرفته است؛ بنابراین تأثیر آن در زمانهاش و وضعیت کلاسیکش قابل درک است.
استودیوها برای تولید هزینهٔ هنگفتی صرف کردند و از بودجه برای خلق جلوهای بصری و صوتی بزرگ بهره بردند؛ تولیدی باشکوه با فیلمبرداری بینقص و کار چشمگیر نور، رنگ و تصویربرداری. فیلم از تمام مواد برادوی استفاده کرده و ترانههای لئونارد برنشتاین را به همراه رقصهای پرحرارت و گروههای رقص با کرئوگرافی چشمگیر به ارث برده است؛ امری چالشبرانگیز و نوآورانه برای آن زمان. بدون شک ملودیها و ترانهها ارزش خود را دارند. علاوه بر اینها، فیلم دکورها و طراحی لباس خوبی هم دارد.
با وجود این همه ویژگی مثبت، صادقانه باید بگویم—و ممکن است عدهای را ناراحت کند—که هنگام تماشای فیلم با شخصیتها همذاتپنداری نکردم و از داستان لذت نبردم. کارگردانی در سطح قابلقبول است اما فراتر نمیرود. فیلمنامه همان متن نمایشنامهٔ اصلی است، اما جذاب یا قانعکننده نیست و آن رابطهٔ عاشقانه مصنوعی و دور از باور بهنظر میرسد. اگر دو گروه رقصی گروههایی خطرناک از اوباش هستند، در عمل کمخطر جلوه میکنند و انگار بیشتر از چاقو برای پوست کندن میوه استفاده میکنند. اما از همه بدتر تصویری است که از پورتوریکوییها ارائه شده: گروهی که بر اساس کلیشهها و پیشداوریهای قومی و فرهنگی ناپسند نمایش داده شدهاند و دارای ابعاد نژادپرستانهاند. این موضوع وقتی توهینآمیزتر میشود که چندین نقش لاتین را بازیگران آنگلوساکسون با گریم اجرا کردهاند که ناتالی وود بارزترین نمونه است.
این بحث ما را به بازیگران میرساند. بهنظر من انتخاب ناتالی وود اشتباه کامل بود. ممکن است از نظر سنی و لبخند مناسب بوده باشد، اما لاتین نیست، حتی یک نت هم نمیخواند و در رقص هم مهارت ندارد؛ او صرفاً فرصتی برای حضور در فیلمی بزرگ را بهدست آورد. ریچارد بیمر، نقش مقابلش، کمی بهتر است اما کدر و کمجاذبه ظاهر میشود. راس تامبلین و ریتا مورنو عملکردهای مثبتی دارند، اما بهتنهایی مشکل را حل نمیکنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران