ویکتور فن دورت و ویکتوریا دورگلات بنا به ملاحضات مالی و اجتماعی خانوادههایشان میخواهند با هم ازدواج کنند. در هنگام تمرین مراسم عروسی، ویکتور مدام خطابهای را که باید بگوید فراموش میکند. او به جنگل میرود و در حالی که خطابهاش را با خود تکرار میکند، حلقه را از شاخه درختی که مانند یک دست از زمین بیرون آمده است میگذراند. شاخه در حقیقت دست عروس مردهای است که از خاک بیرون مانده است. ماجراهای ویکتور، سرگردانیش در دنیای مردگان و عشق یک طرفه عروس مرده به او از این جا آغاز میشود.
ویکتور فن دورت و ویکتوریا دورگلات بنا به ملاحضات مالی و اجتماعی خانوادههایشان میخواهند با هم ازدواج کنند. در هنگام تمرین مراسم عروسی، ویکتور مدام خطابهای را که باید بگوید فراموش میکند. او به جنگل میرود و در حالی که خطابهاش را با خود تکرار میکند، حلقه را از شاخه درختی که مانند یک دست از زمین بیرون آمده است میگذراند. شاخه در حقیقت دست عروس مردهای است که از خاک بیرون مانده است. ماجراهای ویکتور، سرگردانیش در دنیای مردگان و عشق یک طرفه عروس مرده به او از این جا آغاز میشود.
خانوادهٔ «ون دورت» نام دارند اما پول نه، و خانوادهٔ «اورِگلات» از ثروتمندان تازهبهدورانرسیدهاند که بهدنبال آبرو هستند؛ بنابراین وقتی لازم میشود، ازدواجی به نفع هر دو خانواده بین ویکتور و ویکتوریا ترتیب میدهند — شاید خانم جولی اندروز هم در عروسی آواز بخواند؟ اما پیش از رسیدن به آن نقطه، در تمرین عروسی در جنگل تاریک، ویکتور بیآنکه بداند نامزد زنی کاملاً استخوانی میشود...
برای دانلود باید ثبتنام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبتنام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبتنام کنید یا وارد شوید
دیدگاه های کاربران