برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۴ جایزه و ۶ نامزدی
گروهی از پزشکان و دانشمندان سوار زیردریایی میشوند، کوچک میشوند و برای وارد شدن به بدنِ یک دانشمند خارجی مهم تزریق میگردند. مأموریت آنها برداشتن لختگی خونی در مغز اوست که در جریان یک تلاش ترور بهوجود آمده. پس از کوچکشدن و وارد شدن به این جهانِ درونِ بدن، تیم نهتنها باید با سیستمهای دفاعی بدن مبارزه کند، بلکه باید از برخورد با اندامهای مهم...
گروهی از پزشکان و دانشمندان سوار زیردریایی میشوند، کوچک میشوند و برای وارد شدن به بدنِ یک دانشمند خارجی مهم تزریق میگردند. مأموریت آنها برداشتن لختگی خونی در مغز اوست که در جریان یک تلاش ترور بهوجود آمده. پس از کوچکشدن و وارد شدن به این جهانِ درونِ بدن، تیم نهتنها باید با سیستمهای دفاعی بدن مبارزه کند، بلکه باید از برخورد با اندامهای مهم هم پرهیز کند. علاوه بر این، فرصت آنها برای بازگشت به اندازهی طبیعی تنها یک ساعت است و احتمال وجود یک خرابکار در تیم نیز کار را سختتر میکند. سفر خیالی و پرمخاطرهای است...
سفر تیم در رگها و فراتر از آن با استفاده از جلوههای ویژهای خلاقانه و چشمنواز جان گرفته است؛ همین موضوع «سفر شگفتانگیز» را به یکی از فیلمهای بصری جذاب آن دوران تبدیل میکند (برندهی اسکار بهترین چیدمان هنری رنگی و بهترین جلوههای بصری). فیلم همچنین برای بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین و بهترین جلوههای صوتی نامزد شد. از نظر فنی بسیار قابلتوجه است.
فیلم بر پایهی رمانِ نوشتهشده توسط اتو کلمِنت و جِی لوئیس بیکسبی ساخته شده و از نظر زیستشناسی داستانی تخیلی و بسیار جذاب ارائه میدهد، که این ویژگی ضعف نسبی اجراهای بازیگران را تا حدی جبران میکند. اما آیا مخاطب برای لذتِ بازیگری این اثر را میبیند؟ طبیعتاً نه؛ هدف این است که کارگردان ریچارد فلیشر ما را در سفری پرخطر درون بدن انسان ببرد و اندکی تعلیق هم به همراه داشته باشد. این خواسته تا حد زیادی برآورده میشود؛ هرچند پایانبندی کمی شتابزده است، فیلم تجربهای ساده اما دلپذیر سینمایی باقی میماند. امتیاز: 7.5/10
به خاطر دارم وقتی نوجوان بودم این فیلم را خیلی دوست داشتم، همراه با رمانی از آیزاک آسیموف که بر اساس فیلمنامه نوشته شده بود (نسخهی اصلیای که فیلمنامه از آن اقتباس شده را نخواندم). فیلم ماجراجویانه و مفرح بود. دقیقاً یادم نیست که حضور راکل ولچ برایم تحریککننده بود یا نه، هرچند آنها در اغلب موارد با استفاده از لباس ویژهی زیرآبی او را پوشانده نشان دادند.
این بار که دوباره دیدم، آنقدر تحتتأثیر یا سرگرمشده نبودم. به نظرم چندتا روزنهی داستانی وجود داشت و روشن است که جلوههای ویژه امروز بهمراتب فراتر رفتهاند و دیگر مثل گذشته تأثیرگذار نیستند. با این حال، اگر به فیلمهای اولیهی علمیتخیلی علاقه دارید یا با کودکان میبینید، همچنان ارزش دیدن دارد، چون برای همهی گروههای سنی مناسب است.
در دوران تلویزیون سهکانالهی بریتانیا، این فیلم یکی از آثار علمیتخیلیِ معمولی اما محبوبی بود که در بزرگشدنم از آن لذت میبردم. در آن استیون بوید («مِسالِه») حضور دارد، اینبار همراه با «کورا» (راکل ولچ) و «مایکلز» (دونالد پلینس) که کوچک شده و در زیردریایی قرار میگیرند. قرار است وارد جریان خون یک دانشمند شوند، درون دستگاههای داخلی او ناوبری کنند، به مغزش برسند و با لیزر، لختگی خطرناک را برطرف کنند. خودِ کوچکشدن مسئلهی بزرگی نیست، ولی پس از یک ساعت شیء کوچکشده شروع به بازگشت به اندازهی طبیعیاش میکند. تنها کسی که میداند چگونه میتوان این زمان را طولانیتر کرد، مردی است که پیش از آن دانشش را در اختیار دولت آمریکا قرار داده بود ولی در یک تصادف (بهدست نیروهای خارجی) به کما رفته است. آنها نمیتوانند مستقیماً در جمجمهاش قرار گیرند، بنابراین برای نجاتش باید با دفاعهای قدرتمند بدن روبهرو شوند.
لازم نیست نابغه باشید تا حدس بزنید یکی از اعضای تیم همسو نیست و مشخص است چه کسی آن است. بازی بازیگران چندان برجسته نیست، اما داستان فرصت کافی برای تیم جلوههای بصری فراهم میکند تا ماجراجویی هیجانانگیزی خلق کنند و در عین حال درون بدن انسان را نامهربان نشان دهند؛ در فیلم یک تفنگ پرتوافکن، صحنههای پرلرزش و کمی خیانت هم هست که بعد از نیمساعت اول نسبتاً کند، فیلم را جلو میبرد. فیلم اثر برجستهای نیست اما عناصر نوآورانه دارد و مانند «This Island Earth» (1955)، جایگاهی در خاطرات کودکی من دارد که با محبت به آن نگاه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران