چقدر واقعاً آزادید؟ آیا رهاییبخش هستید یا کنترلکننده؟
هدف اصلی یک فیلم چیست؟ سرگرمکردن و جذب توجه بیننده در طول مدت زمان فیلم، درست است؟ فیلمهای بزرگ علاوه بر سرگرمکردن، چیزی بیش از این میدهند: الهامبخشاند، و بیننده را به فکر و گاهی روشنبینی وامیدارند. این قدرت هنر سینماست. «Instinct» (۱۹۹۹) همین کار را میکند و همین دلیل امتیاز بالای من به آن است.
خلاصه داستان: انسانشناسی...
چقدر واقعاً آزادید؟ آیا رهاییبخش هستید یا کنترلکننده؟
هدف اصلی یک فیلم چیست؟ سرگرمکردن و جذب توجه بیننده در طول مدت زمان فیلم، درست است؟ فیلمهای بزرگ علاوه بر سرگرمکردن، چیزی بیش از این میدهند: الهامبخشاند، و بیننده را به فکر و گاهی روشنبینی وامیدارند. این قدرت هنر سینماست. «Instinct» (۱۹۹۹) همین کار را میکند و همین دلیل امتیاز بالای من به آن است.
خلاصه داستان: انسانشناسی به نام ایتن پاول (با بازی آنتونی هاپکینز) برای چند سال در آفریقا ناپدید میشود؛ وقتی پیدایش میکنند در طبیعت و در میان گوریلها زندگی میکند، و چند نگهبان را میکشد و چند نفر را مجروح میکند. پس از گذراندن یک سال در زندان آفریقا که در آن حاضر به حرف زدن نمیشود، به زندانی در فلوریدا منتقل و به بخش روانی منتقل میگردد. یک روانپزشک جوان، تئو کولدر (با بازی کیوبا گودینگ جونیور)، مأمور پرونده او میشود تا ببینند آیا میتواند او را وادار به صحبت کند و حقیقت ماجرای آفریقا را بفهمد. در همین حال، دختر پاول (مورا تیرنی) چشمانتظار آشتی با پدرش است؛ البته در صورتی که تئو بتواند با او ارتباط برقرار کند.
شخصیتهای فرعیای هم هستند (مثل دانالد ساترلند)، اما این هسته اصلی داستان است. بعضیها فیلم را تلفیقی از «گوریلها در مه» و «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» با اندکی «سکوت برهها» میدانند، اما این قضاوت تنها در سطح صادق است. «Instinct» هویت مستقل خود را دارد و تا حد زیادی منحصربهفرد است؛ نشانهای از بزرگی. موفقیت فیلم بر دوش اجرای هاپکینز و گودینگ جونیور و تواناییشان در زنده و واقعی نشاندادن شخصیتها و روابطشان است. برای من و همسرم آنها موفق شدند. ظرف ۲۰–۳۰ دقیقه خود را درگیر داستان و شخصیتها یافتیم؛ فیلم از نقطه میانی سرعت و شدت بیشتری میگیرد.
برخی، از جمله راجر ایبرت، انتقاد میکنند که فیلم موضوعات یا پیامهای زیادی را مدنظر قرار داده، اما من و همسرم این برداشت را نداشتیم. تمهای اصلی فیلم عبارتاند از: محدودیتهای آزادی در جامعه مدرن و سوءاستفاده کنترلکنندگان (یا «سازندگان بهرهبردار»)، و چند زیرموضوع مانند نقصهای زندانها و مؤسسات روانی، و تلاش برای ورود به ذهن دیگری و درک دیدگاه او (حتی غیرانسانها). همه اینها به هم مرتبطاند. فیلم ما را گیج نمیکند و اینطور جلوه نمیدهد که خواسته از عهدهاش برنیاید. اگر از فیلمهایی مثل «گرند کانیون» (۱۹۹۱) و «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» (۱۹۷۵) لذت بردهاید، احتمالاً «Instinct» را نیز میپسندید.
برخی به یک جنبه از اوج داستان ایراد میگیرند، اما چنین رویدادهایی مستنداً در ایالات متحده و سراسر جهان رخ دادهاند. علاوه بر این، به یاد داشته باشید که پاول در بخش روانی زندان نگهداری میشد، نه در ناحیه امنتی ماکسیمم.
آیا داستان تا حدی ساختگی یا دستکاریشده است؟ طبیعتاً بله؛ همه فیلمها تا اندازهای چنیناند. فیلمسازان باید در زمان محدود (معمولاً حولوحوش دو ساعت) داستانی بگویند و نکاتشان را منتقل کنند، بنابراین همیشه عناصری ساختگی یا تصادفی وجود دارد. هنر کار در این است که این عناصر بهگونهای اجرا شوند که مصنوعی یا تحمیلی بهنظر نرسند، که این کار گاهی دشوار است و نیاز به بازیگران خوب دارد. خوشبختانه «Instinct» در این زمینه بهخوبی عمل میکند، احتمالاً بهخاطر حضور چند بازیگر برجسته، هرچند تماشاگرانی ممکن است گهگاه چشمپُرخان کنند. با این حال، در عرصه ایدهها «Instinct» بر بسیاری از فیلمها برتری دارد.
جمعبندی: «Instinct» یک درام/تریلر روانشناسانه است که هم سرگرم میکند و هم به تفکر و تأمل وامیدارد: ما واقعاً تا چه اندازه در جامعه آزادیم؟ شما بخشندهاید یا بهرهجو؟ مفتخر هستید یا سوءاستفادهکننده؟ رهاییبخشید یا کنترلکننده؟ چگونه میتوان آزادتر بود؟ چگونه میتوان از دست دستکاریها و زنجیرهای دیگران، جامعه یا «حکومت» رهایی یافت؟ چگونه میتوان از «بازی» رها شد؟ و موضوعات دیگری همچون یادگیری پزشک از بیمار و تواضع لازم برای آموختن از کسی که بهظاهر «پایینتر» از شماست.
مدت زمان فیلم ۱۲۶ دقیقه است و در مرکز فلوریدا، اوگاندا و جامائیکا فیلمبرداری شده است.
نمره: A
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران