هشدار: اسپویل
فیلم تا حدودی بر اساس رمان جنجالی جویس کارول اوتس با عنوان Foxfire: Confessions of a Girl Gang ساخته شده است. آنِت هیوود کارتر رمان را برای سینما اقتباس کرده و فیلمی درباره توانمندسازی و شورش زنان ساخته است. با حضور آنجلینا جولی، هِدی بُرس، جنی لوئیس، جنی شیمیزو و سارا روزنبرگ، این فیلم بارِ زنانهای سنگین دارد. داستان در دهه ۱۹۹۰ در پورتلند،...
هشدار: اسپویل
فیلم تا حدودی بر اساس رمان جنجالی جویس کارول اوتس با عنوان Foxfire: Confessions of a Girl Gang ساخته شده است. آنِت هیوود کارتر رمان را برای سینما اقتباس کرده و فیلمی درباره توانمندسازی و شورش زنان ساخته است. با حضور آنجلینا جولی، هِدی بُرس، جنی لوئیس، جنی شیمیزو و سارا روزنبرگ، این فیلم بارِ زنانهای سنگین دارد. داستان در دهه ۱۹۹۰ در پورتلند، اورگن میگذرد و حول نوجوانی به نام مِدی ویرتز (بُرس) است که سال آخر دبیرستانش را مرور میکند. او با دختری مرموز (جولی) آشنا میشود و وقتی درمییابد وایلِت (روزنبرگ) و ریتا (لوئیس) از آقای باتینگر (جان دیهل) مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند، به همراه دیگر دختران تصمیم میگیرند قیام کنند و انتقام بگیرند.
مدی متوجه میشود اسمِ دخترِ مرموز «لگز» است و لگز به او میگوید خانهای متروکه بالای رودخانه هست که میتواند آنجا بماند. در مدرسه مشخص میشود دختران به حمله به یک معلم متهم شدهاند. پس از تعلیق و از دست دادن امکان گرفتن پورتفولیوی هنریاش، مدی و دختران به خانه متروکه پناه میبرند. لگز اصرار میکند که به مدرسه دستبرد بزنند و پورتفولیو را بردارند. در ابتدا نقشه خوب پیش میرود تا اینکه گلدی (شیمیزو) عکس نهچندان دلچسبی از خودش پیدا میکند، کناری میکشد تا سیگار بکشد و ناخواسته سیستم آبپاش مدرسه را فعال میکند.
دختران با هراس تلاش میکنند از مدرسه فرار و از دست پلیس و آتشنشانها جان سالم به در ببرند. موفق میشوند و به خانه بازمیگردند؛ لگز برای تجلیل از شب یک خالکوبی برای خودش میزند و دیگران را هم برند میکند در حالی که شراب مینوشند و سیگار میکشند. روز بعد، نامزد مدی، اتان (پیتر فاسینلی) از اینکه او به معلم حمله کرده و خالکوبی کرده تعجب میکند. دختران نامهای از دانشآموز دیگری میخوانند که او هم میگوید مورد توجه باتینگر بوده است. همان شب دختران میرقصند اما شادیشان با ورود ورزشکاران محلی مختل میشود؛ آنها خشمگیناند که دختران باتینگر را متهم و مورد حمله قرار دادهاند، چون او مربیشان است، و به دختران تهدید میکنند. مدی به آنها میگوید بروند پی کارشان و ریتا با یکی از ورزشکارها چشمک میزند.
باند دختران شبها در شهر پرسه میزنند؛ از اسکیتپارک تا شریک شدن نوشیدنی و قدم زدن روی پل بروکلین. خوشگذرانیشان وقتی که پدر گلدی (کریس مالکی) او را به خانه میطلبد قطع میشود؛ لگز وقتی او گلدی را با یک ضربه میزند، خشمگین میشود. در خانه، لگز به مدی میگوید مادرش را از دست داده و از پدرش هم مدتهاست که خبری ندارد؛ آنها لحظهای لطیف دارند و از آسمان شب لذت میبرند. روز بعد دوستدختر یکی از ورزشکارها از مدی تقاضای لطف میکند، اما معلوم میشود تلهای بوده و درست وقتی قرار است مورد تعرض قرار گیرد، لگز سر میرسد و با چاقو آنها را وادار میکند مدی را رها کنند. دختران سپس سوار ماشینی میشوند و به تفریح میروند؛ رانندگی بیپروای لگز باعث جلب توجه پلیس میشود، او از توقف امتناع میکند و در نهایت ماشین واژگون میشود.
اگرچه جراحات جدی نیست، آنها متهم به سرقت خودرو، مقاومت در برابر بازداشت و حمله با سلاحِ مرگبار میشوند. سیندی، دوستدختر، جلو قاضی دروغ میگوید و در نتیجه لگز مجبور میشود مدتی را در مرکز اصلاح جوانان بگذراند. با جدا شدن گروه، حالوهواشان تغییر میکند؛ گلدی از خانه فرار میکند و به خانه مواد مخدر میپیوندد. سیندی سپس به دادگاه بازمیگردد، از دروغش پشیمان میشود و به قاضی اعتراف میکند. مدی از محل گلدی باخبر میشود و او را به خانه بازمیگرداند. لگز آزاد میشود و به خانه برمیگردد، اما جشن بازگشتش کوتاهمدت است: مدی میبیند گلدی دچار ترک هروئین است.
لگز تصمیم میگیرد تنها راه کمک به گلدی گرفتن پول از پدر او برای ترک اعتیاد است. وقتی او امتناع میکند، لگز اسلحهای درمیآورد و او را تهدید میکند. دختران پدر را گروگان میگیرند و به خانه میآورند. لگز اسلحه را به ریتا میدهد و خودش به ایدهای دیگر فکر میکند. مدی میفهمد که در حال باجخواهی از پدر گلدی هستند و میگوید این کار اشتباه است. لگز هم از پدر خودش گلایه میکند. دختران تصمیم میگیرند که پدر گلدی باید ملاقاتش کند؛ گلدی از پلهها بالا میآید و تصادفاً ریتا اسلحه را شلیک میکند و شانه پدر را خراش میدهد.
وقتی مدی درمییابد اوضاع چقدر خطرناک و خشونتآمیز شده، اصرار میکند پدر را به بیمارستان ببرند. آنها موافقت میکنند، اما مدی متوجه میشود لگز نیست. او لگز را در حال گرفتن هِرت بر روی پل بروکلین پیدا میکند. مدی از او میخواهد در پورتلند بماند، اما لگز مدی را قانع میکند که با هم زندگی راه بیندازند. آنها تصمیمشان را میگیرند و مدی از تماشای سوار شدن لگز به کامیونی که میرود، نظارهگر میشود. به دنبال آن میفهمیم گلدی و پدرش رابطهشان را مرتب کردهاند. مدی تبدیل به هنرمندی موفق میشود و دنیا را میگردد. دختران در تماس میمانند و اگرچه دیگر لگز را نمیبینند، به گذشته فکر میکنند.
اگرچه منتقدان فیلم را نقد کردند، اما در گیشه موفق بود. اقتباس وفادار به رمان نیست و بخشهایی حذف شده اما فیلم با آزادی خلاقانه داستان را به روز کرده که از نظر من جذاب است. داستان اصلی درباره دختران شهر نیویورک است که در دوره پس از جنگ جهانی دوم باندی تشکیل میدهند؛ این قصه به راحتی قابلخواندن است و با بستر معاصر هم تناسب دارد. فیلم تأکید زیادی بر نفرت از مردان و فمنیسم و همچنین فرهنگ تجاوز دارد. بازیگران انتخابِ درستی دارند؛ آنجلینا در نقش لگز سادوسکی، زنِ مرموز و قدرتمند ظاهر میشود. هِدی بُرس در نقش مدی دوستداشتنی است و بقیه بازیگران نیز توانایی خود را نشان میدهند. لگز دختری است که مدی آرزوی بودن مثل او را دارد، در حالی که مدی کسی است که لگز به او نیاز دارد؛ مدی اخلاق و رهبری دارد و لگز شورشگر است. یکی از بهترین صحنهها، شبنشینی روی سقف است که لگز و مدی آسمان شب را تماشا میکنند.
در مجموع، اگر طرفدار رمان اصلی هستید، این اقتباس ممکن است مناسب شما نباشد. اما اگر از فیلمهای مستقل خوشتان میآید و از طرفداران آنجلینا جولی هستید، دیدن این فیلم را توصیه میکنم. امتیاز: ۴.۵ از ۵.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران