چهار خواهر به نام های «جو»، «مگ»، «بت» و «امی»، که پدرشان به جنگ رفته است، همراه مادرشان زندگی می کنند. آن ها رابطه نزدیکی با هم دارند و به کمک یکدیگر از میان سختی های زندگی عبور می کنند...
چهار خواهر به نام های «جو»، «مگ»، «بت» و «امی»، که پدرشان به جنگ رفته است، همراه مادرشان زندگی می کنند. آن ها رابطه نزدیکی با هم دارند و به کمک یکدیگر از میان سختی های زندگی عبور می کنند...
نامزد ۳ جایزهٔ اسکار؛ دارای ۶ جایزه و در مجموع ۱۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1880
«زمان زیبایی را میتراشد، اما چیزی که نمیتواند از بین ببرد، کارهای شگفتانگیز ذهن توست.»
براساس رمان کلاسیک لوییزا می آلکات (1868)، «زنان کوچک» سالهای بلوغ چهار خواهر را از 1862 تا 1868 روایت میکند؛ دورهای که بیشتر دوران جنگ داخلی آمریکا و چند سال پس از آن را در بر میگیرد.
فضای روستایی نیوانگلند، بهویژه بخشهای زمستانی، برایم دلپذیر بود، اما قصه بهطرز عجیبی آن میزان...
«زمان زیبایی را میتراشد، اما چیزی که نمیتواند از بین ببرد، کارهای شگفتانگیز ذهن توست.»
براساس رمان کلاسیک لوییزا می آلکات (1868)، «زنان کوچک» سالهای بلوغ چهار خواهر را از 1862 تا 1868 روایت میکند؛ دورهای که بیشتر دوران جنگ داخلی آمریکا و چند سال پس از آن را در بر میگیرد.
فضای روستایی نیوانگلند، بهویژه بخشهای زمستانی، برایم دلپذیر بود، اما قصه بهطرز عجیبی آن میزان کشش نداشت که نسخه کلاسیک 1933 با کاترین هپبِرن در خاطرم حک شده است. خوشبختانه از نیمه دوم فیلم روحیه بهتری میگیرد، وقتی جوی قدرتمند (وینونا رایدر) به نیویورک میرود و دوستیای را با یک پژوهشگر مهربان اما بسیار مسنتر (گابریل بیرن) شکل میدهد. پایان فیلم دلگرمکننده است.
دیدن بازیگران در جوانیشان جالب است: ترینی آلوارادو در نقش بزرگترین خواهر، مگ، که به معلم خصوصی کنار خانه علاقمند است (اریک استولتز)؛ کلیر دینز در نقش حساس بث؛ و کیرستن دانست و سامانتا ماتیس در نقشهای آمیِ نوجوان و بزرگتر. کریستین بیل نقش همسایه، لوری، را بازی میکند که چون دوست خانوادگی شده، عاشق خانواده مارچ است و آرزوی پیوستن به آنها را دارد. سوزان ساراندون هم در نقش مادر حضور دارد.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه است و در بریتیش کلمبیا و دیرفیلد ماساچوست فیلمبرداری شده. اگرچه هنگام اکران در کریسمس ۱۹۹۴ فروش ضعیفی داشت، در نهایت به موفقیتی غیرمنتظره تبدیل شد.
نمره: C+/B-
یک اقتباس خسته و بیالهام از رمانی بسیار مشهور.
این فیلم یکی دیگر از اقتباسهای سینمایی رمان معروف لوییزا می آلکات است؛ کتابی کلاسیک که مرتباً بازخوانی و اقتباس میشود. بنابراین حتی کسانی که کتاب اصلی را نخواندهاند—مثل من—حداقل تا حدودی با قصه آشنا هستند: دشواریها و مشکلات خانوادگی یک خانواده طبقه متوسط در شمال آمریکا در سالهای پرتلاطم جنگ داخلی، که در غیاب پدر خانواده، مادر باید ستون خانه باشد و چهار دختر کاملاً متفاوت را پرورش دهد.
سناریو نیاز به معرفی زیادی ندارد. من کتاب را نخواندهام و نمیتوانم درباره کیفیت اقتباس نظر قطعی بدهم؛ بنابراین تنها درباره آنچه در فیلم دیدم صحبت میکنم. آنچه دیدم تا حدودی خوب بود. فیلم شگفتانگیز نیست، بهترین اقتباس نیست و یک فیلم دورهای بینقص هم نیست، اما اثری سرگرمکننده است که بهخوبی برای تماشای خانوادگی در یک عصر آخر هفته مناسب است. اگرچه فیلم مربوط به دهه نود است (۱۹۹۴)، هیچگونه کهنگیای در آن احساس نمیشود و همچنان تازه و لذتبخش است.
بازیگران بیشک یکی از نقاط قوت فیلماند. سوزان ساراندون گزینهای مطمئن و قوی برای جان بخشیدن به خانم مارچ است؛ بازیاش بسیار محترمانه و مقتدر است. وینونا رایدر که در اوج دوران هنریاش بود، در نقش جو عالی است. کلیر دینز و سامانتا ماتیس هرچند جوان بودند، اما اراده و استعداد چشمگیری نشان دادند. ترینی آلوارادو نسبت به بقیه کمحضورتر است اما از عهده وظایفش برمیآید. کیرستن دانست نقش کوچکی اما قابلتوجه دارد و نباید از مشارکت مثبت گابریل بیرن و کریستین بیل در نقشهای مردانه اصلی غافل شد.
با این حال، یک مشکل بزرگ فیلم وجود دارد: کلیتِ آن بیروح و احساساتیِ سطحی است. این فیلم آنقدر در ذهن نمیماند که ساعتها بعد از تماشا دربارهاش فکر کنیم؛ فیلمی است که میبینیم، تاحدی دوستش داریم و چند ساعت بعد فراموشش میکنیم. فیلمبرداری، مونتاژ و موسیقی متن معمولی و بدون خلاقیت خاصی هستند و تولید هم سرمایهگذاری چشمگیری در این جنبهها نکرده است. بازسازی دوره تاریخی در بهترین حالت نادقیق است: پر از اشتباهات تاریخی، وسایل نامناسـب، لباسها و مدلهای مو ناهماهنگ با زمان. به نظر میرسد تیم تولید مشاور تاریخی جدی نداشته و به یک نگاه نمایشی و کلی از دوران جنگ داخلی بسنده کردهاند. دیالوگها و رفتار بازیگران نیز چندان شبیه آنچه از مردم آن دوران انتظار میرود نیست. مشکل جدی دیگر کارگردانی جیلیان آرمسترانگ است که نمایشی خسته و کمانگیزه از رمان آلکات ارائه میدهد. بنابراین قابل درک است که تقریباً امروزه کسی این فیلم را بهخاطر نسپارد. تماشای آن بهجز برای طرفداران بازیگران جمعشده در قاب، چندان توجیهی ندارد.
تا حدی وفادار به کتاب، این فیلم در قالبی سینماییِ دهه نود موفق میشود جادو را حفظ کند. بازیگیری عالی و اجراهای بسیار قوی از همه بازیگران دارد. قطعهای دوستداشتنی از رسانه.
فیلمی بینقص. تقریباً به اندازه کتاب خوب است و تا کنون بهترین اقتباس سینمایی از آن بهشمار میآید. بازی همه بازیگران عالی است، لباسها مناسباند و فیلم همان فضای گرم کتاب را حفظ میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران